سیدهاشم الحیدری: شهید نصرالله پرچم ولایت فقیه را بلند کرد
سخنان حجتالاسلام سیدهاشم الحیدری از رهبران مقاومت عراق در همایش فاطمیون پایانی برای اسراییل
سلام بر رهبران و شهدای لشکر فاطمیون، سلام بر جانبازان و خانواده شهداء، سلام بر مجاهدان و علمای بزرگوار با فضیلت
من صحبت خود را به جهت طولانی بودن برنامه ها کوتاه میکنم و از فاطمه الزهرا سلام الله علیها شروع میکنم و به اختصار در این ایام فاطمیه میگویم مهمترین نقشی که حضرت فاطمه سلاماللهعلیها ایفا کرد، دفاع از ولایت و حمایت از ولایت بود. فاطمه سلاماللهعلیها پس از وفات پیامبر (ص)، نخستین اقدامی که انجام داد و پس از سالها جهاد در حالیکه همیشه در پس پرده حجاب بود و کسی سایه اش را ندید همچنین مؤمنه، عابده، فداکار و معصومه بود، اما در آنجا که لازم شد عمل به وظیفه کند به پا خواست و خطبه معروف فدکیه را به عنوان دفاع از ولایت ایراد کرد و با صدای بلند برای حمایت از امیرالمؤمنین علیهالسلام فریاد زد و به جهاد تبیین پرداخت. همانطور که رهبر معظم انقلاب فرمودند: اولین کسی که جهاد تبیین را اعلام کرده و به انجام رساند حضرت فاطمه الزهرا سلاماللهعلیها بود. حضرت در خطبه خود حقیقت را بیان میکند که حق با امیرالمؤمنین است و اینکه راه اسلام کدام است. این نکته ی مهمی است که باید به آن دقت کنیم. در روز غدیر خم، 120 هزار مسلمان با امیرالمؤمنین بیعت کردند و پیامبر (ص) جمله معروف خود را گفتند: “من کنت مولاه فهذا علی مولاه” اما تنها 70 روز بعد، نه 7 سال و نه 70 سال، بلکه فقط 70 روز بعد، جز چهار نفر از انصار کسی به بیعت وفا نکرد سلمان، عمار، ابوذر و مقداد، 119 هزار و نهصد و نود وشش نفر دیگر که در روز غدیر خم بیعت کرده بودند، پیمان خود را شکستند. و شد آنچه شد
فاطمه (س) پس از خطبه خود انتظار اثرات مادی نداشت و حسابهای دنیوی را نمیکرد. شاید بتوان گفت که پس از خطبه، هیچ تاثیری ظاهری مشاهده نشد، انقلابی در مردم رخ نداد.
با زنان مهاجرین و انصار صحبت کرد اما در ظاهر واکنشی از آنها دیده نشد، آنها همراهی نکردند و علی (ع) را یاری نکردند، ولی حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) وظیفه خود را انجام داد. جهاد تبیین و دفاع از حق، چه در میدان نظامی، چه در تبیین و یا در هر میدان دیگر، همیشه نتیجهاش روشن نیست. همانطور که امام حسین (ع) اسلام را احیا کرد، اما در کربلا شهید شد، عباس، علیاکبر، قاسم، اصحاب، اهل بیت و کودکان زینب (سلاماللهعلیها) هم شهید شدند. لزوماً همیشه نصرت دین به معنی نتیجههای ظاهری و پیروزیهای فوری نیست. حضرت زهرا سلام الله علیها در خطبهاش که در این ایام فاطمیه به آن می پردازیم نشان داد که او دین خدا را یاری کرد و اسلام و حق تا روز قیامت تثبیت نمود، اما لزوماً آثار آن در همان لحظه ظاهر نمیشود.
همینطور در جبهه مقاومت، ما پیروزیهایی به دست آوردیم. سید شهدای زمان ما، شهید اسلام، آیتالله سید حسن نصرالله، روزی فرمود: «زمان شکستها به پایان رسیده و زمان پیروزیها آمده است.» بله، اما این پیروزیها همراه با شهادت بوده است. شهید عماد مغنیه، شهید حاج قاسم سلیمانی، شهید ابومهدی المهندس، ابوحامد، فاتح، همدانی، حججی و بسیاری دیگر از شهداء، از جمله سید هاشم صفیالدین و آخرین شهداء، سیدالشهداء، عزیزالشهداء و محبوب الشهدا، آن سرباز بزرگ اسلام یعنی خود سید حسن نصرالله، که من اینجا میگویم، بله، او سید مقاومت است. اما قبل از اینکه سید مقاومت باشد، او یک سرباز بزرگ برای ولی فقیه، امام خامنهای بود.
سید حسن نصرالله با ولایت نه برای منافع مالی بیعت کرد و با امام راحل یا رهبر معظم انقلاب دو امام انقلاب نه به خاطر منافع ملی یا حزبی یا شخصی یا خانوادگی بیعت کرد. او ولایت را برای خدا پذیرفت، چون مسیر حق است. این درس برای ما در لبنان، سوریه، افغانستان، عراق، بحرین و یمن است که وقتی با ولایت بیعت میکنیم، بیعت با اهل بیت است، بیعت با رهبر معظم انقلاب طبق عقاید شیعه امامیه مانند بیعت با اهل بیت است همانطور که آیتالله شیخ محمدرضا مظفر نویسنده دو کتاب منطق و اصول در کتاب «عقاید امامیه» میگوید، در خط اول تحت عنوان «عقیدتنا فی المجتهد» مینویسد که عقیده ما در مورد مجتهد جامع شرایط این است که او نائب امام در زمان غیبت و حاکم مطلق است. این را 80 سال پیش نوشت، قبل از قیام امام راحل در نجف و عراق، که هیچ ربطی به امام راحل و انقلاب اسلامی ایران ندارد.
سید حسن نصرالله پرچم ولایت فقیه را بلند کرد و من با قطعیت کامل میگویم و همه می دانند که او پیش از پرچم مقاومت، پرچم ولایت را بلند کرد و خود را وقف ولایت و سرباز آن میدانست. بله، او یک سرباز بزرگ بود، اما خودش را نسبت به ولی فقیه کوچک می دید و و نسبت به اوعشق داشت. او همیشه دعای مخصوصی داشت: «الهی بقیه عمرم را بگیر و به عمر امام خامنهای بیفزا» و این دعا را هر روز تکرار میکرد و میگفت که این دعا را در شب و روز میخواند و در این راه شهید شد. شهید ولایت و شهید مقاومت.
او شهید آزادی فلسطین و قدس است و شهید دفاع از نظام جمهوری اسلامی و جبهه مقاومت و اسلام است. او امانت را با شجاعت کامل از جوانی به دوش کشید و از همان آغاز با افتخار اعلام کرد که به ولایت فقیه و جمهوری اسلامی ایران تعلق دارد.
همانطور که جناب شیخ فرمود وقتی به او تهمت میزدند که تو سرباز و مزدور ولایت و ایران و جمهوری اسلامی هستی و تو لبنانی نیستی او می گفت: “من افتخار میکنم که سرباز حزب ولایت فقیه باشم” و نیز گفته بود: “مابه برکت ولی فقیه، سروری می کنیم .” او در شبهای عاشورا و در روز عاشورا هر سال با امام خامنهای بیعت میکرد و سخن معروف اصحاب حسین علیهالسلام را تکرار میکرد، زمانی که امام حسین (ع) به یارانش فرمود: “شما از بیعت من آزادید، این شب شما را در بر گرفته است، پس از تاریکی شب استفاده کنید و بروید.” و در آنجا حضرت عباس علی اکبر و زهیر بن قین و مسلم بن عوسجه پاسخ دادند: “به خدا قسم اگر بدانیم که کشته میشویم، سپس سوزانده میشویم، سپس تکهتکه میشویم و باز زنده میشویم، هزار بار این گونه با ما رفتار شود، باز هم از شما جدا نمیشویم، ای اباعبدالله.”
سید حسن نصرالله در شبهای عاشورا این کلمات را برای امام خامنهای میخواند و میگفت: “ای سیدنا، ای مولای ما، ای امام خامنهای، اگر بدانیم که کشته میشویم، سپس سوزانده میشویم، سپس تکهتکه میشویم و باز زنده میشویم، هزار بار این گونه با ما رفتار شود، باز هم از شما جدا نمیشویم، ای فرزند حسین، ای امام خامنهای.”
این عقیده سید حسن نصرالله بود، او ولایت را با ایمان، عشق و فناء و ذوب در مسیر آن پذیرفت و هرگز به دنبال منافع مادی یا قدرت سیاسی یا بدست آوردن سلاح یا اموال یا اقامت یا پاسپورت یا تابعیت نبود. او با عشق به ولایت فقیه ایمان داشت و به عنوان نایب امام زمان (عج)از آن یاد می کرد
و ما همینک میگوییم که پرچم اسلام هرگز سقوط نخواهد کرد، پرچم ولایت فقیه هیچگاه سقوط نمیکند و پرچم حزبالله نیز سقوط نخواهد کرد. اسرائیل نتوانسته است حتی یک متر از جنوب لبنان را اشغال کند. آنها میخواستند لبنان را اشغال کنند، حزبالله را سرکوب کنند و بر لبنان و مردان خدا در حزبالله تسلط یابند. اما مردان حزبالله با عزت ایستادند و گفتند: پرچم ما سقوط نخواهد کرد و این پرچم هرگز سقوط نکرد. در دیروز، بازگشت پرچمها، نه پرچم سفید، بلکه پرچم حزبالله و تصاویر سید حسن نصرالله بود. بله، پیروز حزبالله است و شکستخورده اسرائیل است.
و در پایان میگویم که نتانیاهو چند روز پیش گفت که به آتشبس تن دادم به سه دلیل. دلیل اول این بود که میخواستم با خیال راحت سراغ موضوع ایران بروم. و در این کار متمرکز شوم و من در اینجا به او میگویم: ای نتانیاهو! جمهوری اسلامی ایران در انتظار توست، میلیونها مؤمن و مجاهد در انتظار تو هستند. این جمهوری اسلامی منتظر لحظهای است که در آن به مقابله خواهی پرداخت. میلیونها نفر در ایران، افغانستان، عراق، بحرین، یمن، لبنان و سوریه منتظر این لحظه هستند و انشاءالله همانطور که امام خامنهای فرمودند: طوفان الاقصی آرام نخواهد گرفت و اسرائیل به زوال خواهد رسید و ما انشاءالله به همین زودی در قدس نماز خواهیم خواند.
والحمدلله رب العالمین و صلّی الله علی محمد و آله الطیبین الطاهرین.






