هدف خلقت و راههای رسیدن به آن
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
عرض شد که ما برای حرکت به سوی کمال نیاز به معرفت و محبت داریم. معرفت ها از نظر اهمیت و اثر گذاری متفاوت هستند. یکی از معرفت های اساسی که بدون آن نمی شود مسیر سعادت را پیمود، معرفة الله است.
توضیح دادیم که معرفة الله هم سه قسم است: یک معرفت ذاتی و سرشتی که خداوند در ذات انسان قرار داده است و همه بشر با خدا آشنا است. ولی این معرفت، معرفتی ناشکوفا و پنهان هست و ما به این عالم آمده ایم که این معرفت پنهان را و ناشکوفا را شکوفا نماییم تا در زندگی ما و در سعادت ما نقش آفرینی داشته باشد. اگر آن معرفت، شکوفا نشود؛ حجت بر ما خواهد بود. طبق آنچه در روایات عالم ذر آمده است و آیه شریفه هم فرمود که این معرفت را در ذات بشر گذاشتیم تا کسی بهانه نیاورد: «أن تقولوا أنما أشرکنا آبائنا من قبل و کنا ذریة من بعدهم» پدران ما مشرک شدند و ما هم مشرک شدیم. یا بگویید «انا کنا عن هذا غافلین» ما از معرفت خداوند معذوریم و غافل بودیم.
معرفت فطری، عذرها را برمی دارد. به این دلیل که این معرفت با ذات خداوند و به ذات خداوند تعلق گرفته است و انسان از درون ذات با خداوند آشنا است. به خلاف معرفت عقلی و اکتسابی که به لحاظ ذهنی و عقلی، انسان به یقین می رسد که خدایی هست اما آن خدا کیست؟
اگر این معرفت ذاتی نبود، بشر می توانست بگوید من با عقلم فهمیدم خدایی هست اما در مصداق اشتباه کردم و فکر کردم که آن خدا بت هست. فکر کردم آن خدای اجرام آسمانی است و فکر کردم خدا آن ملائکة الله است و چیزهای دیگر.
اما چون این معرفت به ذات خداوند تعلق گرفته است و در ذات ما است، خطا بردار نیست. هیچ کسی میل به غیر خدا ندارد. معرفت به غیر خدا ندارد. طبق این معرفت فطری. و ما در این عالم اگر مسیر درست را انتخاب نماییم، آن معرفت، تبدیل می شود به یک معرفت بالفعل.
یعنی انسان می یابد خدا را آگاهانه و آن وقت اگر خدا را یافت، به چیز دیگری دل نمی بندد. برای موجود دیگری اثر دیگری قائل نیست و امیدی به غیر خدا نخواهد داشت.
اثر گذاری برای هیچ یک از موجودات عالم نخواهد داشت و موثر حقیقی را خدا می دانست. خدا رحمت کند علامه مصباح را می فرمود که ما در این آخر عمری، رگ عوامی مان گل کرده است. می فهمیم هیچ چیزی در عالم جز خدا اثر ندارد.
اینکه مقام معظم رهبری فرمودند ایشان به سلوک توحیدی نائل شد، می فرمودند ما می بینیم که هرچه این طرف و آن طرف رفتیم، بی فایده بود و فقط خداست که در عالم سررشته امور در دست او است و ما باید وظیفه خود را در بعد معرفتی و محبتی و رفتاری انجام دهیم اما باید باور داشته باشیم که همه کاره عالم خداست.
چه در امور معنوی و چه در امور مادی، تا خدا نخواهد و تا خدا عنایتی نکند و تا خدا، نظر لطف و رحمتش متوجه انسان شود، چیزی به دست نمی آورد. کما اینکه اصل وجود ما همین طور است و لحظه ای توجه خداوند از ما سلب بشود، نیست و نابود خواهیم شد. خداوند برای نابودن شدن موجودی نیاز به اقدام ویژه ندارد. همین که توجه خداوند از این عالم سلب بشود، کل عالم نیست و نابود می شود.
برای اینکه این معرفت به آن مرحله برسد، اولا انسان نیاز دارد که با همین معرفت اکتسابی، معرفت به خداوند به شکل کاملش برای او حاصل بشود. هرچه می تواند مطالعه کند و خداوند را بیشتر از طریق آیات و روایات و ادعیه و زیارات بشناسد. آنچه از طریق وحی آمده است، توصیف حقیقی خداوند را کرده اند. «سبحان الله عما یصفون الا عباد الله مخلصین». قرآن می فرماید خداوند از همه آنچه بندگانش توصیف می کنند، منزه است. اینها توصیف خداوند نیست. مگر بندگان مخلص خداوند که توصیف حقیقی می کنند و همین معارف وحیانی است.
ما باید با عقل خودمان به این برسیم که خدایی هست. برسیم به اینکه نمی توانیم خودمان حقایق جهان و حقایق ماورای این عالم را بشناسیم و به این نتیجه برسیم که باید به سراغ وحی رفت، تا اینجا را با عقل می رویم اما از این به بعد وقتی که به وحی رسیدیم، حالا این وحی است که ما را راهنمایی می کند و می بینیم که چگونه روایات، آیات و بیانات اهل بیت، خدا را به طور کامل و با چه اوصاف زیبایی و چه اوصافی که اگر انسان در همین حد علم حصولی خود، آگاه بشود، تحول در او رخ می دهد. این اولین مرحله است. باید معرفت خود را بالا ببریم و به هر حدی که رسیدیم اکتفا نکنیم و نگوییم که معرفت ما به خداوند کافی شد.
و همین هایی که می خوانیم باز مرور نماییم. همان معرفت هایی که از آیات به دست می آوریم لازم است که دوباره و مکرر تامل نماییم.
و هر آیه ای که توصیف خداوند می کند اگر با تدبری که خود قرآن فرمود، دوباره بخوانیم، دوباره یک نکته و ظرافت و لایه دیگری از معرفة الله حاصل می شود. اما این کافی نیست. علاوه بر آن نیاز به تفکر و تامل راجع به این اوصاف داریم.
در این که ما باید مطالعه کنیم این [الگوها] مثل مقام معظم رهبری را ببینیم. چقدر مطالعه می کردند از قدیم! انسان وقتی که مطلع می شود که ایشان چقدر مطالعه کرده است، تعجب می کند. این مطالعات هم هیچ گاه مانع درس های کلامی و فقهی و اصولی شان نشده است. یعنی به خوبی دروس حوزوی شان را خوانده اند و در کنارش هم این همه مطالعات داشته اند. حالا کتاب های مذهبی کلامی و تفسیری و اصولی هیچ و کتاب هایی که غیر مسلمانان نوشته اند و رمان های معروف دنیا [را مطالعه کرده اند]. در عین حال از وظایف اجتماعی شان از قبل انقلاب تا کنون کم نگذاشته اند. این هم عجیب است که هم فقه و هم مطالعات دیگر و هم وظایف اجتماعی و وظایف سیاسی و سایر فرهنگی.
این را عرض می کنم به این دلیل که گاهی به ذهن ما می رسد که نمی شود جمع بین درس حوزه و فعالیت اجتماعی. اما [ایشان] در عین حال رسیدگی و تربیت فرزندان و خانواده شان را هم دارند. فرزندان شان را ببینید، چه انسان های هم به لحاظ اخلاقی و معنوی و هم به لحاظ علمی. این درس برای ما است که مطالعه می شود اما یکی از اسرارش نظم بسیار بالای ایشان است و اگر برنامه داشته باشیم و نظم داشته باشیم، جلسات قبل هم عرض کردم که می شود مطالعات فراوان کرد و به مسائل اجتماعی و خانوادگی هم رسید.
علامه مصباح را ببینید! آنچه از آثار ایشان چاپ شده است، 181 جلد، یک سوم از آثار ایشان است که باقی مانده و هنوز چاپ نشده است. ایشان فرمودند که دوران تحصیل، شام ما این بود که یک نانی به اندازه کف دست می گرفتم تا می رسیدم به کتابخانه این نان را می خوردم و بقیه می رفتم مطالعه می کردم.
می فرمودند درس که می رفتیم، پیش مطالعه که می کردیم، پیش مباحثه هم می کردیم. قبل از درس، هم مطالعه می کردیم و هم مباحثه می کردیم.
حالا شما بگویید که علما کارشان درس خواندن بوده است. حالا سردار شهیدمان حاج قاسم سلیمانی را ببینید. یکی از عزیزانی که از نزدیکان بسیار نزدیک ایشان بود، می فرمود دفترچه هایی که ایشان نوشته است، پانصد دفترچه است و قرآن هم که خوانده است، کنار قرآن، حاشیه نوشته اند.
می فرمودند یک بار از آثار علامه مصباح برای ایشان بردم. هفت – هشت جلد برای ایشان بردم و گفتم که ایشان در بحبوحه مقاومت و اینها است و قاعدتا یک سال دیگر به ما می گوید که چند کتاب دیگر بیاور. یک دو ماهی نکشید و ایشان گفتند که من آنها را خواندم و کتاب های دیگر ایشان را بیاورید.
اگر کسی بنا بر این داشته باشد و تصمیم جدی داشته باشد، خیلی می تواند معرفتش را بالا ببرد. نمونه از علمای بزرگ داریم که چقدر مطالعه می کردند.
آیت الله مصباح می فرمودند که من هجده ساعت در طول شبانه روز مشغول مباحثه و تدریس بودم.
علاوه بر مطالعه، تامل و تفکر لازم است. ببینید! مقام معظم رهبری، کتاب های جبهه را می خوانند و تقریظ می نویسند و نشان می دهد که به دقت خوانده اند. نه فقط اینها، بلکه گزارش هایی که برای ایشان می رود و کتاب هایی که به ایشان هدیه می کنند.
یکبار یک نمایشگاهی از آثار موسسه بود و ایشان آمدند، مروری و کوتاه، به دو سه کتاب از جناب آقای عبودیت را دیدند و بعد گفتند که این جلد بعدیش هم چاپ شده است؟ من آن دو جلد را خوانده ام. این طور کتاب های مختلف در همین دوران رهبری، فقط کتاب های جبهه نیست که ایشان عنایت دارند بلکه آثار دیگر را هم می خوانند. تامل هم می نمایند و کتاب هایی که خوانده اند، تذکر می دهند.
گزارش هایی که برای ایشان می رود، به دقت مطالعه می کنند و نکته می گویند. با دقت! علامه مصباح هم همین طور بودند. چیزی که می خواندند با دقت و تامل و فکر [بود.]
بنابراین ما نیاز داریم که مطالعه مان دقیق و با تفکر و تامل باشد. تا اینکه مطالعه ای را انسان سرسری بخواند و بگذرد. ما در معرفة الله هم نیاز به بالابردن معرفت و هم معرفت با دقت و تامل و تدبر داریم. هم توصیه به تفکر فرمودند، به خصوص راجع به قرآن و هم راجع به تفکر که اعم است، آیات الهی و نعم الهی و خود آیات قرآن و علاوه بر آن نیاز به توجه داریم.
حالا یک مطلبی را که انسان با دقت فراگرفته است، این در ذهنش حاضر باشد. در طول عمر، یک چیزی را فرانگیرد و این را در گنجینه ذهنش بگذارد و بگوید که زیاد و با تفصیل و توسعه هم به دست آوردیم. اما این برای مرحله عمل است. اگر بخواهد به مرحله عمل برسد، توجه لازم است.
عرض کردم در یکی از جلسات که مرحوم قاضی طباطبایی فرموده بودند، به جای اینکه همت تان این باشد که یک آیه را زیاد بخوانید، یک آیه را در هر روز، انتخاب نماید و در طول روز آن را دایم تکرار نماید تا آن در روح و جانش اثر بگذارد و آن زمانی اثر می گذارد که انسان با توجه [ باشد.]
مشابهش در زمانی که به زیارت اهل بیت می رویم که از اذن دخول تا زیارت و دعا، هرمقدار با توجه باشد، بیشتر در رشد معنوی انسان اثر می گذارد. اما اگر در حد زبان باشد، یک درصدی اثر دارد و در حد فهم معنا باشد، یک مقدار اثر دارد اما آنجایی که اثر مطلوب می گذارد، آن جا است که با توجه باشد. علامه مصباح روی اینکه در دعا و توسل و قرآن، توجه داشته باشیم، به این زیاد تاکید می کردند. می فرمودند توسل حقیقی آنجا است که توجه باشد. آن امام را حی و حاضر بدانیم و آن وقت سلام بدهیم. خدا را شاهد و ناظر بر اعمال مان بدانیم و آن وقت قرآن بخوانیم و دعا بخوانیم. این خیلی اثر گذار می شود. و این حالت توجه هم در بزرگان ما بوده است.
علامه مصباح با اینکه بسیار سعی داشتند که کتمان نمایند و گاهی بعضی از آقایان که سوال می کردند، یک زمانی یکی از عزیزان ما که معاونت فرهنگی موسسه را داشت، شاید شب های نزدیک به احیاء بود و گفتند که حاج آقا شما نکته ای بگویید و فرمودند که ما چیزی نمی فهمیم. یک بار هم قرآن را باز کردیم و یک آیه عذاب برای ما آمد. یا گاهی فرمودند که آیت الله بهجت وقتی نماز می خوانند، می گویند «ایاک نعبد» و ایشان گریه می کنند و نمی دانیم ایشان چطور گریه می کنند! در صورتی که نمی خواستند کسی تصور کند که ایشان خودشان هم اهل این حالات هستند. و الا در جای دیگر تبیین کرده بودند و خودشان در نمازهایشان، آن مقداری که من مدتی در نماز ایشان شرکت می کردم، نمازی نبود که اشک نریزند اما بسیار پنهانی. این آن حالت توجه هست. و الا حتی معنای جملات را ممکن است توجه داشته باشند اما آن حالت توجه که خودش را در برابر خدا ببیند، اگر بود آن وقت نتیجه حاصل می شود.
و آن حالت توجه هست که آن وقت انسان به غیر خدا، توجهی نمی کند. همیشه انسان یا به خدا توجه دارد و یا غیر خدا. اگر توجه به خدا پر کرد ذهنش را و فکرش را و دلش را، آن وقت جای غیر خدا نیست و اگر عکسش شد، انسان توجهش به جای دیگر است، قرآن هم که می خواند و نماز هم که می خواند و زیارت هم که می رود، توقع اثر از آن نباید داشته باشد. به این دلیل که دلش جای دیگر است.
از علامه طباطبایی، خانم شان نقل می کنند که آن لحظات آخر، چشم شان را باز کردند و به گوشه ای خیره شدند و سه بار فرمودند: توجه! توجه! توجه!
این آن چیزی است که در معرفة الله و سایر معارف اساسی مان نیاز داریم. آن چیزی است که روح ما را دگرگون می کند و متحول می نماید. در توجه به حضرت بقیة الله هم همین طور هست.
لذا علامه مصباح مکرر می فرمودند که هرکاری می خواهید شروع کنید، اول یک سلام با توجه که این توجه را با تاکید می گفتند که یک سلام با توجه به حضرت بقیة الله بکنید و بعد کارتان را شروع کنید که آن وقت عنایات آن حضرت را شامل حال شما می شود.
پروردگارا! روح امام عزیز ما و شهدای گرانقدر ما و علمای ربانی ما که هرچه داریم مرهون ایثار و فداکاری های آنها است، با ارواح طیبه شهدا، محشور بگردان! پروردگارا معرفت خودت را و معرفت افزون تر و توجه بیشتر به خودت را به ما عنایت بفرما! سایه مقام معظم رهبری، این نعمت بسیار بسیار بزرگ خودت را تا ظهور حضرت مهدی بر سر ما مستدام بدار! معرفت به اهل بیت و عشق به اهل بیت را تا آخرین لحظات ما برای آن دنیای ما حفظ بفرما! شر صهیونیست ها و دشمنان اسلام را هرچه زودتر از صحنه روزگار برانداز! و جبهه حزب الله را به پیروزی نهایی هرچه زودتر برسان!
و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.




