هدف خلقت و راههای رسیدن به آن
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
در بحث های گذشته عرض کردیم که ما دو نوع معرفت داریم معرفت های مستقیم که اون چیزی رو که ما درک میکنیم خود اون چیزی که درک میکنیم پیش ما حاضر هست پیش ما حضور داره و معرفت های با واسطهای که ما از طریق آثار اون ها میفهمیم که اون چیزها وجود دارن. عرض شد مثال اینکه انسان غمگین میشود خودش غم در وجود خود انسان هست و اون رو ما درک میکنیم. شادی شادی هرچه هست برای خودش در وجود خودش هست و خود شادی رو درک میکنن.
در برابر معلومات ما نسبت به خارج از خودمان همه این گونه است که اون چیزهایی که ما درک میکنیم در خارج هستند اثری از اون ها از طریق حواس ما به ما منتقل میشود ما اون اثر رو در وجود خودمون درک میکنیم و پی میبریم که در خارج از ما یک چیزی وجود داره. پس ما دو نوع داریم اون قسم اول رو که خود اون شی تو وجود ما حاضر هست میگن علم حضوری یعنی علمی که اون چیزی رو که ما درک میکنیم پیش ما تو وجود ما حاضر است وجود داره و این دومی رو میگن علم حصولی علمی که ما از طریق آثار اون رو به دست میآوریم که یه چیزی در خارج هست وگرنه خود او پیش ما حاضر نیست.
هر دوی این نوع علم برای زندگی ما چه زندگی دنیاییمون چه زندگی آخرتی و سعادت ابدی ما لازم هستند هر کدام نباشن ما هم در دنیا دچار مشکل میشویم هم در تامین سعادت ابدی خودمان. اون علم حضوری عرض کردیم مواردش همین حالات روحی ماست اگر ما گرسنه میشویم اگر گرسنگی رو درک نکنیم واقعا بدن ما نیاز به غذا داره و اون رو درک نکنیم احساس گرسنگی نکنیم چی میشود انسان از فقدان غذا و انرژی تو وجودش میمیرد متوجه نمیشود. تشنگی بدن ما نیاز به آب داره ما احساس تشنگی نکنیم احساس سیرآبی کنیم خب آب نمینوشیم.
ترس یک خطری متوجه ما میشود ما احساس نکنیم اون خطر رو موجود درندهایست احساس نکنیم که این موجود درنده است اون ترس تو وجود ما بیاید ولی ما درجش نکنیم خب عکسالعملی نشان نمیدهیم و خطرات متوجه ما میشود و خیلی از چیزهای دیگهای که ما اگر اون ها نباشن زندگیمون مختل میشود بلکه نابود میشویم.
علاوه بر اون زندگی اخروی و سعادت ابدی ما هم نیاز به اون معرفت حضوری داره یعنی ما آفریده شدهایم خدا ما رو خلق کرده برای اینکه به بالاترین درجه معرفت خودش برسیم. در اون حدیث قدسی فرمودند که کنت چند زن مخفی یا و احب ان عرف و خلق الخلق کی عرف من یک گنجینه پنهانی بودم خواستم که من شناخته بشم خلق رو خلق کردن برای اینکه من رو بشناسن به طور کامل. پس هدف این هست که ما به معرفت خدا برسیم.
امیرالمومنین علیه السلام که بالاترین درجه معرفت رو به خدا داشت فرمود که من خدا را شناختهام و خدایی رو که نشناخته باشم پرستش نمیکنم بعد هم فرمودند که این شناختی که من میگویم شناخت غیر حضوری نیست فرمود که نه اینکه با دیده چشم خدا را شناخته باشند به مشهدت الاعیان با دیدن احشام عینی و این ها من خدا رو نشناختم که از آثار پی ببرم خدای هست و لکن راه القلوب به حقایق الایمان اگر ایمان حقیقی باشه و درجات بالای ایمان باشه و قلب ها خدا رو میبینن دیدن قلب رعایت قلب همان علم حضوری است.
پس سعادت ما هم در گرو آن معرفت حضوری است هر قدر این معرفت ما بیشتر بشود قویتر بشود عمیقتر بشود. اون معرفت حضوری که در وجود همه ما هست عرض کردیم در جلسات قبل که در عالم زر خدا این معرفت و خودش رو در وجود ما قرار داد خودش رو به ما نشان داد با همون چشم قلب و بعد سوال کرد که الو برود بکن و اگر اون معرفت نبود ما نمیتوانستیم خدا رو با چشم دل درک کنیم.
کاری که ما اینجا انجام میدهیم این است که اون معرفت رو شکوفا میکنیم در حد استعداد هست شکوفا میشود اون وقت ما خدا رو با قلب با چشم دل میبینیم و مییابیم پس سعادت ابدی ما هم وابسته به این علوم حضوری هست.
علوم اکتسابی و اصولی و با واسطه هم باز هم در زندگی دنیایی ما نقشآفرینن و اگر نباشن زندگی ما مختل میشود. فرض کند یه کسی همه حواس پنج ماههاش رو از دست بده نه چیزی رو ببینه نه چیزی رو بشنوه نه چیزی رو لمس بکند احساس لامسهاش رو از دست بده نه چیزی رو بچشه هر چی در دهان میذاره هیچ مزهای رو اصلا درک نکنه نه چیزی رو ببید بویاییش از دست بده.
این در بحثهای فلسفی گفتن من فقط حسم فقط فقط علما هر کسی یه حسی رو از دست بده بخشی از علوم رو از دست داده خب چنین کسی انواع مخاطرات تو زندگیش میآید چنین کسی بسیاری از مسائل زندگیش مختل میشود و زندگی متعارفی که بشر باید داشته باشه از دست میده مخاطراتی متوجهش میشود.
بسیاری از خطرات رو ما با چشممون میبینیم بعد خودمون رو مصونیت میبخشیم خیلی ها رو حتی با حس چاییمون غذاهایی رو که چشیدیم میفهمیم این غذا برای ما مضر است یا مفید هست. با بویاییمون برخی چیزها رو بو میکنیم میفهمیم این چه جسم مضره برای ما. کسی استشمام بوی گاز رو نکند در خونهاش خوابیده بشه گاز گاز منزل باز باشه اگر استشمام نکند خفه میشود فورا اصلا خودش رو نجات نمیدهد.
همهی این حواس برای زندگی دنیای ما لازم هستند و همه علومی که ما از آثارشون پی میبریم که هستن در خارج چنین چیزی از طریق همین حواس به دست میآید با واسطه است اثرشون میآید تو وجود ما ما درک میکنیم و بعدها هم عکسالعمل نشان میدهیم چه در امور مثبت چه در امور منفی.
اونجایی هم که دچار آسیب میشویم مشکل میشویم گاهی دشمنان ما طراحی میکنند اطلاعات غلط به ما میدهند ما اطلاعات غلط رو که بگیریم عکسالعملمان ازان خودمون میشود. گاهی بعضی ها در اثر اطلاعات غلط ممکنه به خودشون یا به کسانی که دوست داره اون ها رو زیان بزند مثل کسی که در جبهه جنگ باشه و در اثر اطلاعات غلط فکر کند که باید به طرف نیروهای خودی در یه منطقه یعنی اطلاع نداره دشمن انعکاس بده بشه نه دشمن اون طرف هست خب به اون سو شلیک میکند و به جای اینکه دشمن رو از پا در بیاره یارانش رو از پا در و سو استفادههایی که دشمنان ما برای مقابله با ما مقابله با نظام ما مقابلهای با سعادت ما میکنند از همین مقولات است.
این ناهنجاریهایی که پیش میآید بر اثر همین هست دیگه کسانی رو آماده میکنند که تو محاسباتشون به این نتیجه برسند که باید این ناهنجاریها رو رواج بدهیم با رواج اون ها زیان به جامعه به نظام میزنند و امثال این ها یعنی تمام برنامهریزیهای دشمن و از طریق اثرگذاری همین علوم با واسطه است.
اونا تو وجود ما نمیآیند تصرف کنن شادی و غم و این ها از طریق همین علوم اصولی از طریق این آثار در وجود ما حضور پیدا میکنند. فیلمی رو میسازند ما میبینیم کتابی رو مینویسند میخوانیم صوتی رو پخش میکنند میشنویم همش از این مقولات دیگه فضای مجازی یا صوت یا دیداری است حالا نوشته یا عکس یا غیره و همه مفاسدی که دشمن از اون طریق در جامعه ما رواج میده از همین طریق علومی است که ما به طریق اثرشون پی میبریم که این چنین چیزی هست.
بنابراین هم سقوط ما هم صعود ما نقش داره این علومی که با واسطه میگیریم در سعادت ما اینان موثرند. خب اول کسی بخواهد مسیر خدا رو طی کند باید اول خدا رو بشناسد بفهمد خدایی هست یا نیست بفهمد معادی هست یا نیست بفهم این شخص آیا خدا پیامبری فرستاده نفرستاده بفهمد بشناسد که این پیامبر است یا دروغ میگوید.
همه این ها رو ما از طریق همین علوم با واسطه میفهمیم. دلایل وجود خدا همش دلایل از طریق علوم با واسطه است یعنی نشانههای خدا رو برایمان بیان میکنند ما میفهمیم پس خدایی هست استدلال ها همه معناش نشان دادن نشانه به ماست که ببینید اینکه ما میگوییم خدا هست اینم نشانهاش ولو اونایی که استدلال میکنند که خدا رو نمیدانند تو وجود ما که درکش کنیم خدا رو علم حضوری نیست این استدلال ها همه از این نشانههاست.
بنابراین این معلوماتی که میخواهیم از طریق علوم با واسطه است معارف دین رو باید بفهمیم تا درست عمل کنیم تا بتوانیم به خدا برسیم همه این ها از طریق علوما با واسطه است. پیامبر بیاناتی فرمودند ائمه بیاناتی فرمودند ثبت شده حالا بعد به دست ما رسیده میخوانیم میخوانیم یعنی از طریق چشممون اینا رو وارد وجودمون بکنیم که اثر میشود اونجا تازه وارد چشم ما میشود به مغز ما میرسه که همین کلمات نیست تبدیل به یه رمزهایی میشود میآید تو وجود ما و ما میفهمیم.
معجزات پیامبران رو که دیدن و فهمیدن این پیامبر هست ما الان قرآن رو میبینیم و پی میبریم که قرآن معجزه است کسی نمیتواند اسمش رو بیاره پس این از سوی خداست با همین علوم با واسطه ما میرسیم بهش دیگه. پس همه مقدمات لازم برای حرکت ما به سوی خدا از طریق این علوم با واسطه است.
علاوه بر این همان علم حضوری به خدا که گفتیم نقطه اوج سعادت انسان هاست اون ها هم عرض کردیم باید اونا شکوفا بشن باید آگاهانه بشن راه شکوفا شدنشون توجه و تامل در نعمت ها و نشانه های خداست لذا قرآن کریم مدام نشانههای خودش رو ذکر میکند و بعد میفرماید اله الله شما اینا رو چه دارید میبینید حالا میشود بگیم دو تا خدا هست این عالم این نظم عجیب و غریبی که هرچه بشر پیشرفت میکند میبیند باز هم یه لایههای دیگری از نظم و در واقع انسجام جهان هست این میشود هیچ یک ماده بیشعور همینطوری اینجوری شده باشه.
خب این رو انسان هر قدر این نشانهها رو بیشتر ببیند بیشتر تامل کند بیشتر توجه کند اون معرفت حضوری آشکارتر میشود لذا گاهی میبیند انسان در یک آیه قرآن یا در یک سوره قرآن چهل نوع نعمت خدا رو قرآن ذکر میکند سوره نه شمردن بزرگان مفسرین که تو این سوره چهل نوع نعمت خدا ذکر شده برای چی هست هم برای اینه که ما متوجه بشیم محبتمون به خدا زیاد بشه تا به سوی خدا برویم هم برای اینه که معرفتمون به خدا زیاد بشه و اون معرفت حضوری شکوفا بشه.
لذا عرض شد در جلسات قبل هم که مرحوم علامه طباطبایی رضوان الله تعالی علیه ذیل این آیاتی که نعمت ها و آیات الهی ذکر میشود و بعد یه جمله پایانی داره که میفرماید ذلکم الله ربکم این هست اون خدای شما میفرما چرا اینطور میگه اشاره میکند بعد بگه اون غایب است میگه این هست. میفرمایند این نعمت ها این آیات رو اگر کسی با دل با توجه هی مرور کند به مرور اون معرفت و اون محبت حضوری شکوفاتر میشود و کمکم خدا رو بالعیان مییاب میرسد به اونجایی که حضرت اباعبدالله الحسین فرمود متعاقب حتی تکان الآثار الالله علیه کی پنهان بودهای کی رفتهای ز دل که تمنا کنم تو را غایب نگشتهای که هویدا کنم تو رو میرسد به اونجا.
در سایه همین علوم اصولی ما علوم با واسطه ما ما با هواست و عرض کنم که دادههای حسیمون چیزهایی رو درک میکنیم این ها اثر میگذارد چون معرفت باطنی و اون چشم باطنی ما آشکارتر بشه تیزبینتر بشه. دو راه برای تیزبین شدن چشم دل ما وجود داره یکی یه حوادث ویژهایست که رخ میدهد که خارج از اختیار ماست که قرآن اون ها رو هم ذکر میکند.
آیات متعددی داریم که زارک و فی گرگ تاو الله مخلصین علیلا الدین وقتی سوار کشتی میشوند دریا طوفانی میشود کشتی در تلاطم دیگه امیدها از همه جا قطع میشود توجه ها از همه جا قطع میشود و قرآن میفرماید تعو الله مخلصین علیه الدین خدا رو میخوانند به جوری که کاملا خالص میکنند طاعتشون رو برا خدا دیگه یعنی جز به خدا به چیزی نمیاندیشند چون یقین دارند جز خدا کس دیگری نیست نجاتشون بده.
اونجایی که انسان احساس کند که دیگه همهی چیزهایی که فکر میکرد نجاتش میدهد دیگه کارایی ندارن یعنی توجه از همه اون ها قطع میشود امیدش از همه اون ها قطع میشود اونجا این معرفت شکوفا میشود لذا در موقع مرگ هم باز قرآن میفرماید این چنین میشود ف کشف نا انک قطا و بصر کلم حدیث حالا این پرده ها رو کنار زدیم حالا چشم تیزبینه.
اون وقت در روایات داریم که انسان هنگام مرگ همهی اعمال گذشتهاش براش نمایان میشود در همون یه لحظهها دیگه اونجا زمان و مکان نیست. فرشته عذاب رو میبیند فرشته رحمت رو میبیند یعنی خیلی چیزهایی که نمیدید حالا میبیند چون دیگه توجهات از همهچی دیگه قطع شده دیگه اصلا کسی کارایی نداره.
اینجاست که باز اما یک راهش هم این است که انسان خودش با تلاش خودش اون معرفت رو حاصل کند این همین است که عرض کردیم که ذکر نعمت ها ذکر نشانههای خدا انس با این ها توجه به این ها تام در این ها برای ما اون معرفت رو حاصل میکند که یک بخشش هم هم اطاعت خداست.
اینکه در روایت مکان اکثر و عبادت ابیذر از تفکر الله بیشترین عبادت حضرت اباذر تفکر بود در مورد خدا در مورد خود در مورد ذات خدا یعنی در مورد نعمتهاش در مورد آیاتش چون در ذات خدا دستور ذات خدایی که شما نمیتونید درک کنید که با فکرتون حالا فکر کنیم ببینیم خدا رو درک کنید نه تفکر در آیات الهی تفکر در نعمتهای الهی.
نقل شده از مادر حضرت ابوذر که ایشون مدت ها مینشست ساعاتی یه گوشهای و فکر میکرد این است که انسان کما اینکه تفکر در معاد این هم اثر خاص خودش رو داره. قبلا عرض کردیم که باز مرحوم قاضی طباطبایی و شیخ محمد تقی آملی که از شاگردانشون بود و بعدا آمد ایران در تهران بود میگوید من میخواستم بیام ایران و قبلش دیده بودم که مرحوم قاضی میرود در قبرستان و السلام دو ساعت سه ساعت میشود اونجا.
پیش خودم گفتم که خب آقا قبرستان جنسان میرود یه فاتحهای میخواند و میرود به کارهاش برسه به بحث و درسش برسه به تربیت شاگردان برسه چرا ایشون انقدر میشود اینجا. میگوید این تو ذهنم بود به احدی هم نگفتم تا اون موقعی که میخواستم بیام ایران شب میخواستم بخوابم کتاب های بالای طاقچه بود من دیدم پاهام به طرف اون کتاب هاست وقتی میخواهم بخوابم گفتم بیاحترامی نیست کتابهایی است آیات قرآن توش چیه یه خورده فکر کردم گفتم نه این کتاب اون بالای طاقچه من پام زمینه خوابیدم.
صبح که رفتم خداحافظی کنم ایشون فرمود که قبل از اینکه من حرفی بزنم فرمود فعلا مصلحت نیست بری ایران پا رو به طرف کتابام دراز کردن ولو توی اتاقچه باشه بیاحترامی است. من تعجب کردم نه اون شب کسی پیش من بود نه اون حرف رو به کسی گفته بودم من فکر چی کردم یه مرتبه گفتم آقا از کجا اینا رو شما فهمیدید فرمود از اون نشستن توی قبرستان وادی السلام که تو اونجا فکر میکردی برای چی نشه من مینشینم اونجا جنس مینشستن یاد معاد و قبر و قیامت میکردن این چشم دل باز میشود گوش دل باز میشود خیلی چیزها رو میبیند که الان نمیبیند.
بنابراین همین علوم اصولی بسیار ارزشمند هست همین علوم واسط با واسطه بسیار ارزشمند برای رشد انسان در ابعاد معنوی و علم حضوری ما به خدا و به معاد. در خطبه متقین آنجا امیرالمومنین فرماید که فحم وجنه کما قدر آها متقین نسبت به بهشت مثل این که دارن میبینن اصلا دیدن فان و ناارم من قطره و آتش و جهنمم دیدن یا اون صحابی که آمد بشه پیامبر و پیامبر بهش گفت کیفه است بعد حالت چطوره گفت من حالم اینجوریه که همه اهل جهنم رو تو جهنم دارم میبینم اهل بهشت را توش دارم میبینم.
بعد عرض کرد که میخواهم بگم کدوم یک از این اصحابتون تو بهشت یا جهنم پیامبر فرمود نه کافیست و تایید کردن اون ها که در این دنیا به جایی رسیده میبیند اون عالم رو. این همون چشم دلی است که باز شده و فراتر از این عالم رو میبیند با همین اطاعات که در سایه همین دستورات پیامبر و این ها شنیده عمل کرده با همین تامل در نشانه های خدا تامل در معاد اینس ی این ها رو این چنین کرده.
بنابراین هر دو معرفت برای دنیای ما برای آخرت ما ضرورت داره منتها در معرفت حضوری ما باید معرفت به خدا معرفتمون عالم دیگر رو شکوفا کنیم. در معرفت های با واسطه باید ببینیم چه کار کنیم که این معرفت ها حقیقی باشن کاذب نباشند به اشتباه نیفتیم در شناخت این ها.
همهی جاهایی که افراد منحرف میشن به خاطر اینکه این معرفتها رو اشتباه میفهمن واقعیت چیز دیگریست اینا چیز دیگری فکر میکنند. اون جهلی که در قرآن و روایت ما اومده قرآن خیلی جاها کلمه جهل رو به کار میبره روایات ما کلمه جعل رو به کار میبرن اون جهل یعنی همین یعنی اینکه معرفت کاذب. جنود عقل و جهل که در برابر جهل عقل وقت قرار میگیره یعنی اینکه انسان معرفت حقیقی به دست بیاره و طبق او حرکت کند.
بنابراین هر دو لازم هست در هر کدام هم ما یه وظیفه داریم اگر میخواهیم به سوی خدا حرکت کنیم باید ببینیم چگونه اون معرفت حضوری به خدا رو که تو وجود ما هست تقویت کنیم و شکوفا کنیم و آگاهانه کنیم و در این علوم اصولی هم دقت کنیم بررسی کنیم ببینیم چگونه میتوانیم ما به معرفت های مطابق با واقع برسیم معرفت های کاذب و دچارش نشویم.
اون چیزی که باز قرآن مذمت میکند از خیلی از انسانهایی که مسیر حقان میآد میفرماید اینا ان تتبعون الا زن و انهم الا یخ رسون اینا دنبال علم نیستند دنبال گمان هستن توهمات دارن حدس خرس و تخمین دارن حدس میزنن تخمین میزنن ماالان بهی من ال اینا علم ندارن. اگر میرفتند دنبال علم اینگونه عمل نمیکردن اگر علم حقیقی رو به دست میآوردند تو مسیر انحراف حرکت نمیکردن.
مشکل بشر در انحرافات عدم علم واقعی است لذا مدام قرآن در برابر مخالفین خودش میفرماید علم دارید نه به اون به علم ان کنت تا صادق میگید درست میگید علم بیارید اصطلاح هات رو بره ها نکن استدلال محکمتون رو بیارید اگر میگید خب اینا همش معناش اینه که انحرافات به خاطر این است که معرفتهای نادرست ناقص مخلوط حق و باطل.
آنچه که امیرالمومنین فرمودند که اگر حق خالص خالص بود هیچ کسی گمراه نمیشد اگر باطل خالص خالص بود همه میفهمن همش باطن کسی دنبالش نمیرفت و لکن این یوخ از من هاذا زغ من هاذا زغ دشمنان بشریت یه مقدار باطل میگیرن یه مقدار حق مخلوط میکنند اون وقت اگر انسان مراقب نباشه یه قسمت حقش رو که میبیند فکر میکند همش حقه اون وقت منحرف میشود.
اما اگر دقیق باشه هرچی رسید به دستش تحمل میکند بررسی میکند میفهمد که این سکه مغشوشه طلا این واقعا طلا نیست اون باطلها رو میشنوه دیگه دنبالش نمیره و یکی از رسالتهای انبیا الهی ائمه معصومین علمای ربانی همینه که تو این جاهایی که مسئله مشتبه میشود بیان و دست بندگان خدا رو بگیرن انحرافات رو نشان بدن حرف یاوه یه نفر زده بفهمانند به جامعه که این حرف بیاساس بیپایه است و جامعه رو نجات بدن.
بنابراین فهم آنچه که حق است و آنچه که باطل است بهخصوص در آن جاهایی که غبارآلود میشود که فضا مبهم میشود اینجا بسیار وظیفه انسان است جدیتر میشود که بره ببینه حق چیه. امروزه همینطوریه امروز ما فضای جامعه ما با این امکانات جدیدی که پیش اومده معمولا در هر زمینهای غبارآلود و انسان هم تو مسائل دینی خودش هم در مسائل اجتماعی خودش فرهنگی خودش هم در مسائل سیاسی و دشمن هم سرمایهگذاری در همه عرصهها کرده.
هم مبانی دینی ما رو وارونه جلوه میده هم قدرتهای ما رو وارونه جلوه میده هم آنچه مایه عزت ماست رو به گونه دیگر مایه ذلت تلاق و به عکس آنچه معناش ذلت تمام هست مذاکره با آمریکا و تسلیم خواستههای او میگه این راه نجاته درست وارونه نشان بده.
ما باید هوشیار باشیم و در هر زمینهای هر سخنی که میشنویم پیامبر فرمود یا شک شک کردم پیامبر حضرت معصومین کف کذبا یقول به کل معصومه این کافیه که یه نفر دروغگو دروغگو باشه که هرچی رو میشنوه یا هرچی رو تو فضای مجازی مجازی میبینه فورا نقل کنه به عنوان یک خبره که مردم فکر میکنن خبر درستی است.
نه وظیفه ماست بفهمیم درسته بعد اون وقت نقل کنیم بفهمیم درست است آن وقت تبعیت کنیم ترتیب اثر بدیم. پروردگارا روح امام عزیز ما شهدای ما علمای ما که آنچه داریم مرهون فداکاریهای آنهاست با ارواح طیبه شهدای کربلا محشور بفرما.
ما رو در این فضاهای غبارآلود آخرالزمان به آنچه حق است راهنمایی بفرما توفیق شناخت حق و تمیز حق از باطل رو به همهی ما عنایت بفرما. پروردگارا سایه مقام معظم رهبری نعمته بسیار بسیار بسیار بزرگیه خودت را کی یکی از برکات وجودیشون همین نشان دادن راه حق به همه ماست در عرصههای مختلف سایهشون تا از ظهور حضرت بقیه الله بر سر ما مستدام بدار.
جبهه حق بهویژه جبهه مقاومت رو بر دشمنانشان به پیروزی نهایی برسان و شر صهیونیستها و استکبار جهانی و دشمنان اسلام رو از صحنه روزگار برانداز والسلام علیکم و رحمه الله.




