هدف خلقت و راههای رسیدن به آن
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
در جلسه قبل عرض کردم میشود یکی از نعمتهای بسیار بزرگ خداوند که به ما انسانها عنایت فرموده شناختهایی است که ما داریم و ابزارهای شناختی است که در اختیار ما قرار گرفته که خود خداوند هم فرموده است که ما این ابزارها را در اختیار شما قرار دادیم به امید اینکه درست از اینها استفاده کنید شناختهای لازم را به دست آورید و طبق آن عمل کنید و شکر خداوند متعال را به جا آورید و الله اخرجکم من بطون امهاتکم .خدا شما را از شکم مادرانتان خارج ساخت در حالی که هیچ نمیدانستید شنوایی و بینایی و قلب و دل را در اختیار شما قرار داد لیکن امید دهید که شکر خدا را به جا آوریم
خب اگر عرض کردیم باز هم اگر ما این معرفتها و ابزارهای شناخت را نداشتیم چه میشد اگر این را بفهمیم که اگر نداشتیم چه میشد اینکه گفتیم شناخت و ابزارهای شناخت یکی از بزرگترین نعمتهای خداست روشن میشود .
هر چیزی را اگر انسان بخواهد بداند چقدر ارزش دارد چقدر مهم است تصور کنید آقایی را که چیزی را در اختیار نداشته باشد یا از دست بدهد ما خدا نعمتهایی که به ما داده خیلی از آنها حتی از آن غافل هستیم و توجه نداریم در صورتی که وقتی از ما بگیرند آن وقت دچار اختلال میشویم میگوییم عجب نعمت بزرگی.
یک آقایی بود به نام آقای مهندس مرتضوی در کارهای موسسه هم همکاری میکرد آخر عمری گفت من قدرت اندازهگیری را از دست دادهام چای را برمیدارم میآورم بخورم هنوز نرسیده به دهانم فکر میکنم رسیده چای را خالی میکنم میریزد روی لباسم حالا ما تا حالا هیچ موقع فکر نکرده بودیم خدا یک چنین نعمتی هم به ما داده و چقدر از این نعمت ما استفاده میکنیم.
یکی از عزیزان میفرمود رفتم دیدار یک نفری دیدم هر یکی دو دقیقهای پلکش را پایین میکشد و بالا میکند گفتم آقا چرا اینگونه میکنید گفت پلکم حرکت نمیکند یکی دو دقیقه که میشود تیره و تار میشود خب نمیدانم چیزها را حالا ما در شبانهروز چقدر پلکهایمان به هم میخورد و ما تا قشنگ میبینیم چون از دست ندادهایم عظمتش را درک نمیکنیم که همهی پلک اگر حرکت نمیکرد حرکت نمیکرد ما چقدر مشکل داشتیم.
حالا اگر همه این معرفتهای ما از ما گرفته شود یا اگر از اول نداشتیم عرض کردیم انسان نه در زندگی دنیایش میتوانست مشکلاتش را حل کند نیازها را تأمین کند انواع نیازهایی که دارد چون چیزی نمیدانست اگر بخواهد انسان مثلا گرسنه است گرسنگی را برطرف کند اول باید بفهمد گرسنه است خب نفهمد گرسنه است که دنبال رفع گرسنگی نمیرود فهمید بفهمد که گرسنگی را با چه چیز باید رفع کرد باز هم نمیداند چهکار کند فقط میفهمد گرسنه است حالا که فهمید چگونه گرسنگی را رفع کرد آن وقت برود حرکت کند و آن غذا را به دست بیاورد و بخورد
بنابراین حتی یک غذا خوردن همه اعمال نفس کشیدن گوش دادن حرف زدن همه متوقف میشد مثل یک سنگ میشد خودمان را نمیتوانستیم حفظ کنیم وجودی که داریم را حفظ کنیم به هیچ چیزی هم فرض کنید نمیرسید بقا هم در گرو همه علوم است و الا نمیدانستیم کجا سرد است کجا گرم است میرفتیم در سرما شدید سرما میخوردیم چون درک نمیکردیم سرما خوردهایم نمیفهمیدیم ما را باید مداوا کنیم در مدت بسیار کوتاهی ما از بین میرفتیم .
اینها اگر معرفتها نبود اینگونه بود آخرت هم همینگونه است عرض کردیم سعادت آخرتی هم همینگونه است ما اگر نمیدانستیم خدایی هست و معادی هست و اگر چگونه عمل کنیم در آن دنیا سعادتمند هستیم اگر چگونه عمل کنیم شقاوتمند میشویم اینها را نمیدانستیم که هیچ کاری نمیکردیم مثل خیلی از انسانهایی که دارند زندگی میکنند اصلا فکر آخرت هم نیستند حالا اینها معذور نیستند چون میدانند و عمل نمیکنند.
حالا اگر این فرض بود که انسانها نمیدانستند سعادت ابدیشان را از دست میدادند بنابراین معرفت و شناخت و این ابزارهای شناختی که خدا به ما داده بسیار نعمت بزرگی است خب حالا یکی آن معرفتهایی است که به دست میآورید یکی همین ابزارها جعلکم السمع اول ابزار اول ده قدرت شنوایی قدرت بینایی عقل دل اگر این ابزارها را نداشتیم هرچه دلمان میخواست ما معرفت به دست میآوردیم به دست نمیآوردیم.
پس اینها هم همینگونه است یعنی یکی آن معرفتها است یکی ابزارها است حالا اگر این ابزارهایی که ما داریم اینگونه بود که خوب نشان نمیداد واقعیتها مثل یک آینهای که ما میرویم جلو آن خودمان را ببینیم تیره و تار هر چه دقت میکنیم ببینیم اینجا صورتمان مثلا زخم شده بود کجاستش نمیفهمد مثل اینکه داخل خانهای هستیم یک پنجرهای به بیرون میخواهیم ببینیم بیرون چه خبر است پنجره اگر شیشههایش کثیف باشد اگر مشجر شود که خوب ونه نشان ندهد خب نمیفهمیم بیرون چه خبر است بخواهیم ببینیم دزدی نیامده پشت در خانمها بخواهیم ببینیم دوستمـان نیامده مهمانمان نیامده نمیتوانیم همین آیفونهایی که داریم برداریم ولی تیره باشد خوب نشان ندهد باز هم ما دچار مشکل میشویم تیره شدن این ابزارها به خاطر خود انسان است.
این ابزار را دارد یک کاری میکند که این ابزار دیگر خوب نشان نمیدهد درست حقایق را نمیفهمد اینکه در قرآن تعابیر مختلفی داریم که فی قلوب ضیق فی قلوب مرض و تعابیر دیگر کژی در اینها است معناش این است که اینها کارهایی کردهاند که دیگر این دل نمیتواند حقایق را بفهمد این عقل درست کار نمیکند محاسبهاش اشتباه میشود.
خطای محاسباتی میکنیم شنوایی آنگونه که باید میشنود از انبیا چیزهایی را ولی مثل این است که نشنیدهام به تعبیر قرآن که فی آذانهم وقر مثل اینکه یک چیزی در گوششان است و گوششان سنگین شده دیگر نمیشنوند پس این هم مهم است که این ابزارها اگر صاف نباشند پاک که نباشند انسان ابزار را دارد دلش میخواهد بفهمد ولی نمیفهمد جور دیگری میفهمد واژگون میفهمد آن وقت در مسیر انحرافی.
حالا اگر اینها هم صاف بود و استفاده کرد ولی تأملی که گاهی من بعضیها اشتباه میکنم ما زیاد است جاهایی که با همین چشممان نگاه میکنیم ولی واقعیت را آنگونه که هست نمیبینیم چوب را میگذاریم در آب یک میلهای را میگذاریم در آب نگاه میکنیم میبینیم شکسته است خطا میکند چشم ما اینکه خطا چهکار میکند اگر خطا کرد اگر این شناختهای ما دچار خطا بود ما به هدف نمیرسیم.
بنابراین موقعی باز ما میتوانیم از این شناختها استفاده کنیم که اینها دچار خطا نباشند حالا اگر ما شک کردیم یکجوری شد که انسانها نمیتوانستند به معرفت قطعی برسند این شبهه در همهی شناختهایشان میآمد که از کجا آن یکی شناخت من هم اینگونه نباشد حالا یکیاش را فهمیدم که چگونه میگذارم در شکسته است یقینم در آب شکسته نیست شاید آن یکی هم همینطور باشد و آن یکی هم همینطور باشد.
این اوایل ما باید انسان برسد به اینکه این شناختش درست است در آیات که تأکید میکند روی علم میگوید به گمان و به تخمین و به اینها اعتنا نکنید.
آنهایی که مسیر مقابل خدا را انتخاب میکنند فکر نکنید اینها حالا یقین دارند راهشان درست است نه دنبال گمان و دنبال حدس و تخمین و اینها راه افتادهاند بنابراین ما باید علاوه بر اینکه ابزارها سالم باشد و صاف باشد و پاک باشد علاوه بر اینکه برویم دنبال به دست آوردن باید دقت کنیم که این شناختهایی که حالا به دست میآوریم قطعی باشد یقینی باشد معتبر باشد.
به خصوص در این دورانی که دورانی است که همه دشمنان بشریت سعی در این دارند که بشر واقعیتها را آنگونه که هست نفهمد یکی از کارهای دشمنان همین است که ما آن حقایق را آنگونه که هست نشنویم نفهمیم زیاد هم تلاش میکنند همه این کانالهای ماهوارهای دشمن و فضای مجازی دشمن را نمیدانم سایر دستگاههایی که به کار گرفتهاند برای اینکه مردم حقیقت را آنگونه که هست نفهمند چون اگر بفهمند دیگر تحت تأثیر آنها قرار نمیگیرند دنبال آنها نمیروند مکتبها را خوب نمیپندارند چون بر اساس دروغ و خلاف واقع و اینها است بنابراین باید انسان در معرفتهایش دقت کند معرفتی که واقعا واقعنما باشد واقعا معتبر باشد از منبع معتبری آمده باشد خودش تحقیق دقیق کرده باشد اینگونه باشد و همینطور انسان هر چه را شنید بگوید و کفى بالمرء کذبا ان یحدث بكل ما سمعه کافی نیست که انسان دروغ بگوید اینکه هر چه را میشنود بیاید بیان کند.
اگر بنا شود هر چه را میشنود انسان هر چه را در فضای مجازی میبیند هر چه را در یک مثلا کانالی میبیند بدون اینکه تأمل کند بیاید اینها را نقل کند بیاید آنها را نشر بدهد این شخص قطعا خیلی جاها دروغ گفته است این حرفی که این فرد زده باید تأمل کند بفهمد دقت کند ببیند حق است باطل است بپذیرد آن وقت نشر بدهد بنابراین این هم یک مرحله است که باید انسان برسد به اینکه این معرفتی که دارد با واقع منطبق است یعنی صادق است درست است به صرف اینکه شاید درست باشد.
خب همهی شایعات اینجوری است بر اساس اینکه افراد میگویند شاید درست باشد شاید انسان را بدبخت میکند مرحله بعد از این این است که گاهی انسان میرود و از این ابزارها استفاده میکند معرفت هم به دست میآورد و معرفتش هم یقینی است قطع پیدا میکند که واقعیت این است هیچ تردیدی هم ندارد اما این معرفت را به کار نمیگیرد با اینکه یقین دارد مسئله اینگونه است یقین دارد خدا هست یقین دارد معاد هست یقین دارد که این قرآن معجزه است و از سوی خداست ولی به علمش عمل نمیکند اگر یقین دارد معنایش این است که حقیقت این است راه سعادت این است راه شقاوت مخالفت با این است و باید طبق این حرکت کند اما گاهی قرآن میفرماید بعضیها با اینکه یقین دارند مسیر دیگری میروند و جحدوا بها و استیقنتها و انا یک عدهای آیات خدا را انکار میکنند میگویند نه خدایی هست و این هم دلیل خدا بودن نیست نه اینکه اینها نرسیدهاند به این مطلب اگر نرسیده باشند که معذورند یک کسی نفهمید خدا هست هر چه تلاش کرد نفهمید.
البته چنین چیزی نمیشود چون قرآن میفرماید الله شک فاطر السماوات و الارض مگر در خدا هم میشود شک کرد یک اندک توجهی بکنی میفهمی که خدا هست ولی حالا کسی بود مستضعف بود مستضعف فکری بود نرسید اینکه ما عقب نیست عذاب نمیشود بدبخت نمیشود عذر دارد یک موضوعی را در یک منطقه دورافتادهای بود از مسائل دینی از مسائل شرعی نفهمید خلاف آن عمل کرد اینکه عذاب نمیشود اینکه کفار اقامه میشوند برای این است که یقین میکنند که دین خدا حق است یقین میکنند این فرد پیامبر است یقین میکنند معاد است در عین حال وارد این مسیر نمیشوند یعنی کار میکنند .
در ظاهر این هم باز اینکه با اینکه این مراحل را طی کرده تا اینجا باز هم نمیتواند نجات پیدا کند آخرش باز میشود خسرالدنیا و الاخره ذلک الخسران المبین دنیا و آخرتش را از دست میدهد زیان آشکار همین است که انسان نه دنیا داشته باشد نه آخرت و اینچنین است حتی اینهایی که ما فکر میکنیم در رفاهاند و چقدر وضع خوبی دارند منکران خدا منکران معاد اینهایی که در مسیر هدایت الهی نمیآیند دنیاشان هم خسارت کردهاند کوچکترین ناملایمات که بیاید بر هم میریزند چون خودشان هستند خودشان دیگر یک قدرت مافوقی که در برابر هر چیزی بتواند نقشآفرینی کند هر مشکلی باشد بتواند حلش را داشته باشند ندارند.
آن که اعتقاد ندارد که و من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب کسی تقوا داشت خدا در بنبستها راه خروج از بنبست را به او نشان میدهد اعتقاد به این ندارد تا به یک بنبست گیر کند خیلیهایشان دست به خودکشی میزنند میگویند آخر دنیاست دیگر برو آنها خیلیهایشان با رنج و آلام و دچار بیماریهای روانی انواع بیماریهای روانی جسمی میشوند اما یک کسی مثل حضرت امام مثل مقام معظم رهبری مثل بزرگان دیگر ما در سختترین شرایط هیچ نگرانی ندارد هیچ نگرانی سختترین شرایط از آنان چیزی متلاطم نمیکند.
امام رضواناللهتعالیعلیه فرمودند در پانزده خرداد وقتی من را آمدند بردند در راه این مأمورین که همه مسلح بودند با قدرت رژیم آمده بودند میترسیدند من به آنها دلداری میدادم هیچ برایش واسه ترس معنا ندارد صدام حمله کرد چند تا استان وارد شد فرمود یک دیوانه یک سنگی انداخته اگر این پادشاهها و این نمیدانم ملک چی و ملکها اینها بودند فوراً وحشتزده میشدند در حالی که همه دنیا پشت سر صدام بود.
امام مثل اینکه گفت چنان سیلی به صورتش میزنیم که از جایش بلند شود در کدام پادشاهی در کدام مقتدری در چنین شرایطی با این امیدواری با این اقتدار نیست آن برجهای دوقلو را که زدند سردمداران آمریکا به همه این کشورها اعلام کردند یا اعلام کنید با ما یا بر ضد ما منم که نمیدانستیم بگوید ما بر ضد شماییم همه گفتند ما با شماییم تنها کشوری که گفت نه با شما هستیم نه علیه شما ما خودمان مستقلیم رهبر عزیز چون آن پشتوانه الهی را دارد آن اعتقادات را دارد و به آن اعتقادات عمل میکند ملتزم به عمل اوست به ایمان رسیده است.
بنابراین ممکن است همه مراحل را هم طی کنیم برسیم یقین هم بکنیم یقین هم داشته باشیم و واقعیت هم همین باشد ولی استفاده نکنیم اگر استفاده نکردیم به آن علم عمل نکنیم غافل باشیم خسر الدنیا و الاخره میشویم دنیا نیست آخرت نیست بله یک رفاهی هست اما آسایش نیست آرامش نیست احساس استقلال و بینیازی از دیگران نیست با کوچکترین اخم و تخم دیگران به هم میریزد در آن حدیث شریف است که فرمودند ان الله یتولی اولیاءه تو ولی ما نخواهی بود تحت سرپرستی ما و دوست ما نخواهی بود تا اینکه اگر همهی مردم شهرت یعنی همانهایی که با آنها مرتبطی بهشان شاید امید داشته باشی همگی جمع شوند و علیه تو شعار بدهند بگویی این آدم کسی است همه بگویند این آدم بدی است ذرهای ناراحت نشوی و عکس آن اگر همه بگویند نه این انسان خیلی عالی است خیلی عالی ذرهای خوشحال نشوی.
کسی میتواند اینگونه باشد که رابطهاش با خدا درست شده باشد طبق آنچه که به او رسیده از نظر فکری از نظر دلی از نظر رفتار طبق آن حرکت کند طبق آن حرکت کند فقط یک نفر را مقابل خودش میداند خدا عظُم الخالق فی انفسهم و صغر ما دونه فی اعینهم خدا در عمق جانش بزرگ میشود عظمت خدا را درک میکند و غیر خدا همه کوچک میشوند خب انسان هم یک وقتی موجود بسیار عظیمی را پشتوانه دارد اصلاً توجهی به موجودات کوچک نمیکند.
بنابراین ما در مسئله معرفت مراحلی را باید طی کنیم و همه مراحل را هم باید جدی بگیریم و تا بتوانیم آن مسیر درست را برویم تا در ادامه راه منحرف نشویم تا ریزش از انقلاب و از اسلام رخ ندهد یکهو که بزرگان ما آمدند و یک رشتهای را مطرح کردند رشته علمی را و مسائلی را تا آنجا مطرح کردند به نام شناختشناسی معرفتشناسی که راجع به خود این معرفت انسان بحث کند بگوید چهکار کنیم که ابزارها را درست به کار بگیرد چه کار کنیم این ابزارها دچار اعوجاج نباشد تا معرفت نادرست بدهد .
چه کار کنیم این معرفتهایمان به مرحله یقین برسد چه کار کنیم از مرحله یقین برود تا مرحله ایمان که طبق شناخت عمل کند بررسی کند که خب کدام معرفتها خیلی مهم است کدام معرفتها مقداری اهمیت دارد کدام معرفتها مهم نیست بیهوده وقتش را اصلاً صرف نکند الان در شرایط کنونی خیلیها آنقدر وقتشان را میگذارند بهاصطلاح خودشان معرفت به دست بیاورند چیزهایی است که اصلاً نباید وقت صرف کنند یعنی ضرر است دارد وقتش را تلف میکند به جای اینکه وقتش را استفاده بهینه کند خب کدام معرفتها است که اگر ما نداشته باشیم همه معرفتهای دیگر هم داشته باشیم فایدهای ندارد .
برعکس اگر آن را داشته باشیم آن معرفتهای دیگر را نداشته باشیم ضرری نمیکنیم این چیزی است که در مورد قرآن داریم که هر کسی که با قرآن علم قرآن به او داده شده باشد یعنی با قرآن و معارفش آشنا شود این هیچ نیازی ندارد و علیم ان سال احد بعد القرآن من فقر اگر اشتباه نکنم بدانید که بعد از اینکه انسان با قرآن آشنا شد قرآن را فهمید هیچ برای هیچ کسی که آشنا شده با قرآن فقری وجود ندارد و نقطه مقابلش احد قبل القرآن من غنی هیچ کسی هم قبل از اینکه با قرآن آشنا شود معارف قرآن را بفهمد بینیاز نیست فکر میکند که الان نیازی نداریم اگر با قرآن آشنا نشده بیشترین معارف را که واجب مهمترین معارف را به دست نیاورده چگونه میداند من بینیازم.
مقام معظم رهبری فرمودند که چه بشر چقدر ببافد و بدود تا به اندکی از علم دست بیابد و ما در کنار دریای علم قرآن نشستهایم و استفاده نمیکنیم یک دریایی از علم اینجاست کسی برود هی این طرف و آن طرف یک ذرهای علمی از یک جایی به دست میآورد علم نافع علمی که سودمند برای انسان است امام رضواناللهتعالیعلیه در نوشتهای که به جوانها خطاب میکنند که با قرآن انس بگیرید بعد آخرین جملهاش میفرمایند که انس با قرآن را زیاد کنید تا در آخر عمر بر عمر از دسترفته خود پشیمان نشوید.
همچون نویسنده یعنی امام که اینقدر انس با قرآن داشت خواندهاید در شرح حالشان که چقدر قرآن میخواندم و چقدر مأنوس بودم با قرآن در آخر عمر میگوید تأسف میخورم که چرا بیشتر به قرآن نپرداختم خب این علم قرآن را با یک چیز دیگر مقایسه کنید اینها را باید بدانیم بدانیم که چه علومی است که ما باید برویم یاد بگیریم اگر نگیریم ضرر کردهایم چه علومی است که نه خیلی مهم نیست چه علومی است که درجه اهمیتش مثلاً پنجاه درصد هفتاد درصد تا این عمری که داریم این فرصتی که داریم این امکاناتی که داریم صرف آن علومی بکنیم که واقعاً اگر ندانیم ضرر کردهایم اگر نداشته باشیم سعادتمان را به خطر انداختهایم.
این هم باز یک مرحله دیگر است بنابراین این رشتهای که به وجود آمده به عنوان معرفتشناسی و شناختشناسی میخواهد راجع به اینگونه مسائل بحث بکند ما هم انشاءالله در جلسات آینده یک مقدار به اینها میپردازیم به ما نکات هم معرفتی هم درسآموز آن را برای زندگی خودمان و دیگران و وظایفی که داریم چون هم برای زندگی خود ما مفید است هم برای اینکه رسالتمان در برابر دیگران برای آن هم راهگشاست که حالا ما چه وظیفهای نسبت به جامعه خودمان داریم نسبت به فرزندان خودمان داریم این بحثها در آن زمینه هم برای انسان راهنما و راهگشاست.
خلاصه عرایض ما این بود که ما پنج مرحله از مباحث شناختشناسی و شناخت بود بحث راجع به معرفتهایمان داریم که اگر این پنج مرحله را طی بکنیم به درستی آن وقت سعادت خودمان را تضمین میتوانیم بکنیم و اگر در هر یک از اینها دچار آسیب شویم به میزانی که آسیب میبینیم به سعادت دنیا و آخرت ما آسیب وارد میشود تا آن جایی که ممکن است کسی بشود خسته از دنیا بالاخره هم دنیاش را از دست بدهد هم آخرتش را یعنی کلاً زیان باشد بشود ان الانسان لفی خسر سرتاسر درون زیان است.
قرآن هم همین را میفرماید ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و کسانی که ایمان آوردند و عمل صالح یعنی ایمان هم علم از نوع دلبستگی و ایمان بعد هم عمل صالح که دنبال ایمان میآید این موجب نجات میشود.
پروردگارا روح امام عزیز ما شهدای ما علمای ربانی را به ارواح طیبه شهدای کربلا محشور بفرما پروردگارا سایه مقام معظم رهبری نعمت بسیار بسیار بزرگ خودت را تا ظهور حضرت بقیهالله با عزت و اقتدار بر سر ما مستدام بدار شر صهیونیستهای جنایتکار را هر چه زودتر از صحنه روزگار برانداز جبهه مقاومت و نظام ما را به پیروزی نهایی هر چه زودتر نائل بفرما پروردگارا ما را به آنچه وظیفه ماست آگاه و در عمل به آن موفق بدار در فرج ولیاللهالاعظم ارواحنا فداه تعجیل بفرما ما را و نسل ما را از بهترین یاوران آن حضرت مقرر بفرما و السلام علیکم و رحمه




