هدف خلقت و راههای رسیدن به آن
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
در بحث های گذشته عرض کردیم که یک سلسله معارفی است که ما باید آن ها را فرا بگیریم و سرنوشت ساز هست عرض کردیم معارف و اطلاعات آگاهی ها دو دسته هستند بعضی ها اگر انسان آن ها رو بداند چندان اهمیتی ندارد بعضی ها مضر هستند بعضی ها اهمیت دارند ولی اهمیتش در حد سرنوشت ساز بودن نیست.
اما بخشی از معارف سرنوشت ابدی انسان به آنها وابسته است و عرض شد که هم باید این معارف رو فرا بگیریم و ازش آگاه بشویم هم باید آن ها رو تبدیل به اعتقاد و باور کنیم یعنی باورمان بیاید که یک چنین حقایقی وجود دارد به عمق جانمان بنشیند تا به این مرحله نرسد اثرگذار نخواهد بود از جمله معارفی که ما لازم هست بدانیم و باید به این حد هم برسانیم و معرفت ها را نقشه راهی است که ما از طریق آن نقشه با عمل به آن نقشه به خداوند متعال نزدیک می شویم و سعادت ابدی خودمان رد تامین می کنیم این مسیر رد که انسان باید بداند چه مسیری است چه پرتگاه هایی دارد چه ابزارها و امکاناتی برای سرعت در این مسیر هست چه حد و مرزهایی دارد چند ویژگی دارد.
اولین ویژگیش این هست که ما این نقشه راه را با عقل و با تجربه خودمان به طور کامل نمی توانیم به دست بیاوریم هرقدر بشر عقلش رشد کند به درجات عالی برسه نمی تواند این نقشه ی کامل رو به دست بیاورد هر قدر تجربه کند و از تجارب دیگران استفاده کند نمی تواند به این نقشه ی کامل دست یابد حتی هرقدر مسیر سلوک عرفانی را بخواهید طی کند اولا خود آن سلوک عرفانی وابسته به این نقشه راه است باید طبق این نقشه حرکت کرد تا آن مسیر سلوک عرفانی پیموده بشود ثانیا باز هم در آن حد کمالش که حجت باشد برای انسان قابل دستیابی نیست.
سرش هم این هست که همه این ابزارهای بشری اولا محدود هست قلمرو اطلاعاتیش محدوده عقل انسان به هیچ وجه نمی داند بفهمد نمی تواند بفهمد که ما در این دنیا چه کاری اگر انجام بدیم آن سعادت ابدیمان را به دست می آوریم از مسائل جزئی تا مسائل بسیار کلان و مهم مسائل جزئی اش.
اینکه ما بفهمیم اگر صبح که بلند شدیم از خواب آیا ما لازم است نماز بخوانیم یا نه در این زمان خاص با این کیفیت خاص با این تعداد رکعات عقل بشر نمی تونیم درک کنیم چه بسا بگوید خوب است صبح که انسان حالا بلند شده و وضو گرفته و سرحال هست بیشتر نماز بخواند چرا دو رکعت انسان که تا ظهر تلاش و کوشش کرده حالا می آید نماز بخواند مخفف تر باشد به زندگی اش هم برسد چرا هشت رکعت نماز ظهر عصر بخواند.
از این مسائل جزئی هست تا مسائل کلان و مهم تر و عمیق تر عقل بشر نمی تواند برسد. چون خطا می کند خیلی جاها ،اول این است که درک نمی کند خیلی از این ها در تیررس عقل نیست در تیررس تجربه نیست در تیررس ریاضت عرفانی نیست ثانیا بشر در همین جاهایی که با عقلش با تجربه اش با سلوک می توند به دست بیاره امکان خطاش وجود دارد و خطای بالفعلش رو می یابد کدام انسانی است که بگویید با عقلم هر چه به دست می آورم حتما حق است خطا درآن نیست.
اگر خطا نداشت عقل باید فلاسفه با یکدیگر هیچ اختلافی نداشته باشیم آنها با منطق عقل پیش می روند دیگر با روش عقلی حقایق را می خواهند کشف کنند اگر تجربه خطا نداشت باید آنچه را که انسان تجربه می کنیم در طول تاریخ یکسان باشد خطای در آن اختلافی نباشد چقدر مسائلی رو که تجربی بود گفتند این چنین است و بعد از چند وقت معلوم می شود باطل اصلا از اساس باطله و همین طور عرفای ما مگر با هم اختلاف نظر ندارند.
اگر این مسیر خطا پذیر نبود باید دیگر همه یکسان بگویند چون همه با این مسیر رفتند پس خطاپذیر هم هست غیر از اینکه محدودیت دارد تاثیرپذیر هم هست انسان ها در شرایط مختلف اطلاعاتی که از این طرق به دست میاورند متفاوت می شود در دورانی که دچار یک بحران هست قدرت تفکرش تحت تاثیر قرار می گیره.
گاهی می گوید نمی تونم فکر کنم بحران شدید باشد انسان گاهی آن مسیر عادی هم که می دونسته به خاطر شدت بحران غفلت از آن می کند یه موقع یک جا زلزله شده بود افراد طبقه بالا بودن یک مرتبه دید یکی بلند شد از لبه پنجره بیاید بیرون آنقدر وحشت زده شده بود نمی دانست که اینجا راه خروج نیستش اینجا که قطعا بپری پایین سر می میرد در شرایط بحرانی در شرایط حتی جسمی انسان گاهی بیماری معده دارد و حالا غذا دیر شده التهابی ایجاد می شود حتی چیزهای بسیار جز یک دندان درد انسان می گیره تاثیرپذیر از شرایط خارجی از شرایط درونی قابل اعتماد نیست.
انسان آن موقعی که خیلی با نشاط هست آمادگی جسمی و روحی دارد بهتر می تواند فکر کند بهتر می تواند بفهمد حقایق رو آن موقع که خسته هست آن موقعی که دچار مشکل هست دچار اضطراب هست دچار وحشت هست تحت تاثیر قرار می گیره نمی تواند مانند آن موقعی که در حالت نشاط هست فکر کند تجربه کند.
بنابراین این ابزارها به دلایل مختلف نمی تونن یعنی نقشه راه مطمئنی در اختیار انسان قرار بدهد بله با عقل می توانیم به اصول معارف برسیم اصل اینکه خدایی هست اصل اینکه معادی هست اصل اینکه اطاعت از خدا لازم است این امور رو خدا باید پیامبری بفرستد خدایی که ما می شناسیم باید پیامبری برای هدایت بفرستد این اصول رو با عقل می تونیم برسیم.
لذا در اول همه رساله های عملی هم نوشتن که در اصول دین تقلید جایز نیست خود فرد باید یقین کند حالا بعضی گفتن باید از روی استدلال باشد بعضی فرمودند نه اما از این مرحله که گذشتیم مسائل جزئی که دستورالعمل های زندگی هست چگونه زندگی کنیم تا به سعادت برسیم نیازمند به وحی هستیم اینجا اگر وحی دست انسان رو نگیره بشر نمی تواند به هدف برسد حتی در همین مسائل دنیوی هم نمی تواند این همه بشر مسیر رو طی کرده هنوز یک مکتبی که بتواند بیاید بگوید من با این دیدگاه های خودم بشر رو نجات دادم کسانی که حرف من رو پذیرفتن سعادتشان کامل تامین شد نداریم جز همین مکتب وحی آنجایی که درست به این مکتب عمل شده حتی در جهت زندگی دنیایی به نقطه اوج رسیده.
این اولین ویژگی این مسیری است که ما می خواهیم برویم که ما برای به دست آوردن نقشه راه چاره ای جز سراغ وحی رفتن نداریم نقشه رو باید از آنجا بگیریم و طبق آن عمل کنیم.
ویژگی دوم این مسیر و این راه این هست که این راه راهیست که انسان چه بخواهد چه نخواهد می پیماید نمی شود کسی بگوید من تصمیم می خواهم بگیرم که این مسیر رو طی نکنم مسیر به سوی خدا رو طی نکند در آیات قرآن مکرر از این سخن گفته که انسان بخواهد یا نخواهد به سوی خدا در حرکت است «یا أیها الإنسان إنک کادح إلى ربک کدحاً فملاقیه»؛
نفرمود مومنین متقین یعنی انسان خطاب به همه انسان هاست تو با تلاش با رنج دارد حرکت می کند به سوی خدا هر انسانی اینچنین هستش چه بخواهد چه نخواهد ما لحظه لحظه عمرمان که تمام می شود داریم یه قدم به این سو برمی داریم.
بنابراین مکرر داریم انا الله و انا الیه راجعون نه تنها انسان همه عالم دارد به این سو می ره الا الی الله تصیر الامور همه امور به سوی خدا دارند صیرورت دارند و حرکت می کنن الیه یرجع الامر کله همه امور به خدا باز می گرده ما در یک مرحله خدا ما رو آفریده از سوی خدا آمده ایم و لحظه لحظه زندگیمان هم داریم به سوی خدا می رویم.
بنابراین مسیر مسیری است که ما بخواهیم یا نخواهیم طی می کنیم مهم این هست که ما چجور طی کنیم اینجاست که انسان ها متفاوت می شوند دو دسته می شن سه دسته می شوند یه عده ای به یه شکلی حرکت می کنند یه عده به شکل دیگری یه عده ای طبق نقشه وحی حرکت می کنند یه عده طبق نقشه عقلشان طبق نقشه دیگران تقلید می کنند در جایی که نباید تقلید کنند از کسی که نباید تقلید کنند مکرر.
در قرآن داریم انا وجدنا آبانا علی امه و انا علی آثارهم مقتدون پدران ما یه مسیری رفتند ما می خواهیم همان را برویم حق است باطل است نه پدرمان بوده اجداد ما بوده و قرآن فرمود أولوا کانو لا یعقلون شیئاً ولایهتدون آیا اگر این اجداد شما گذشتگان شما عقلشان هم به کار نگرفتند و مسیری را رفتند شما می خواهید بروید اگر اینا مسیر رو درست نشناختن شما می خواید دنبالشان راه بیفتید خب این هم عده ای می گویند ما می خواهیم همان مسیری که بوده نیاکان ما اینطور بودند ما هم اینجور میرویم اما یه عده می گویند ما خدا نقشه راه رو به ما ارائه کرده کلا من عند ربنا همه اش از سوی خداست ما هم در این مسیر حرکت می کنیم پس اصل حرکت حتمی است قطعی است چاره ای ازش نیست انکم میّتون و انهم میتون پیامبر به عنوان عظمتش خدا می گوید تو هم می میری تو هم تو این مسیر میری تا برسی به این خط پایانی دیگران هم این چنین هستند افان مات او قتل انقلبتم علی اعقابکم خطاب به پیامبره
اگر تو از دنیا رفتی اینا برمی گردن یعنی تو از دنیا می روی پس این مسیر هست پایانش تو این دنیا هم مرگ است و این معرفت خیلی مهم هست که انسان باورش بیاید که یک حرکت قطعی دارد رقم می خورد لحظه لحظه داریم می رویم به این سو اینکه یاد معاد روش تاکید زیاد شده یاد مرگ رو آن تاکید زیاد شده برا همین است که این باور تقویت بشود بسیار اثرگذار است این یاد معاد و یاد مرگ بسیار اثرگذار است اگر این زنده بشود تو وجود انسان بفهمد یه چنین سرنوشتی در پیش هست حالا این حرکت رو هم که کرد پایانش دو دسته می شن انسان ها و اما من اوتی کتابه یمینه عده ای کتابشان به دست راست است سوف یحساب حسابا یسیرا حساب سهلی از ایشان آسانی از ایشان گرفته می شود و وارد بهشت می شوند و اما من اوتی کتابه بشماله آنانی هم که کتاب در دست چپشان باشد حالا این در دست راست بودن در دست چپ بودن معنایش چه هست به هر حال عده ای هم می روند به سوی جهنم حرکت قطعیست پایان هم یا عذاب ابدی است یا سعادت ابدی این را انسان باورش بیاید خیلی زندگیش متحول می شود
قرآن طبق بیاناتش به دست می آید آنانی که در نقطه اوج تقرب الی الله هستند ریشه اش اینجاست همین آیه شریفه نور را که برادر عزیزمان تلاوت کردند که مصداقش بر اثر روایات و دقت در آیه حضرات معصومین هستن اینا که نقطه ی اوج از آنها بالاتر ما نداریم می فرمودید رجال لا تلهیهم تجارت و لا بیع عن ذکرالله انسان های در این خانه هایی که نور خدا در آنجا وجود دارد و نوری که همه هستی با او به وجود اومده آنجا جایگاهش هست مردانی هستند که آن ها را تجارت و بیع دنیا یعنی زندگی دنیا امور دنیایی آن ها را از یاد خدا برمی گرداند به جای توجه به یاد خدا توجه به دنیا کنن نه اینجوری نیست رجال لا تلهیهم تجارت و لا بیع عن ذکرالله و اقام صلاه از اینکه ارتباط با خدا برقرار کنن نماز را به پا دارند دنیا آن ها را مشغول نمی کند و ایتاء زکاه از اینکه رسیدگی به محرومین کنند دنیاپرستی و دنیاطلبی آن ها را باز نمی دارد خب چی شده که این ها اینجورند يَخَافُونَ يَوما تَتَقَلَّبُ فِيهِ ٱلقُلُوبُ وَٱلأَبصَار
راز اینکه اینا فریفته دنیا نمی شوند اسیر دنیا نمی شوند دنیا آنها را از مسیر منحرف نمی کند این است که از روزی نگرانند و می ترسند که تتقلب فیه القلوب و الابصار یعنی در جلسات قبل هم عرض کردم در آیه دیگری خداوند اولیاء خودش انبیا را ذکر می کند بعد می فرماید انا اخلصناهم بخالصه ذکرالدار
می دانید چرا اینان انقدر خالص شدند ما خالصشان کردیم با یک چیزی که هر انسانی را می تواند خالص کند آن یاد معاد است
اگر ما این حرکت را باورمان بیاید بدانیم این لحظه یا می توانیم متوجه خدا باشیم یا می توانیم متوجه غیر خدا یا یه قدم به سعادت ابدی برمی داریم یا یک قدم به شقاوت ابدی بینابین ندارد بالاخره یا به خدا نزدیک می شویم یا از خدا دور می شویم یا قرآن می فرماید آن هایی که مسیر نقش الهی را نیومدند روز قیامت اولئک ینادون من مکان بعید این ها در پیشگاه خدا ولی از یک مکان دوری صدا زده می شوند یعنی انقدر فاصله گرفتند تا جهنمی شدند ولی همه در پیشگاه خدا بنابراین حرکت حرکتی است که چه بخواهیم چه نخواهیم انجام می گیرد
بحث این نیست که ما کند کنیم تند کنیم بخواهیم برویم نخواهیم داریم می رویم و این برای همه امور زندگی ما لازم است.
اگر شهدا عزیز ما حاضر می شوند همه هستشون را در راه خدا بدهند این یاد معاد این یاد مرگ در وجودشان تبدیل به باور شده وقتی که دنیا برایشان ارزشی ندارد انوقت حاضرند از همه چیز دنیا خودشان را جدا کنند اگر بزرگان ما به مقاماتی رسیدند برای همین است.
این هست که باز در یکی از جلسات عرض کردیم که یاد مرگ هلاک کننده همه حب دنیاست اگر در انسان یاد مرگ قوی شد در عمق جانش نشست یا در بعضی از تعابیر، هادم اللذات لذت های دنیایی اصلا نابود می شند انسان لذت نمی برد خدا رحمت کند مرحوم آیت الله احمدی میانجی را فرمودند یکی از علما رفت در منزل یه نفر دعوتش کرده بودن چند دقیقه نشست بلند شد آقا چی شد مهمانی دعوت شدید فرمود نمی توانم تحمل کنم این مکان مکان الهی نیست اصلا نمی تواند تحمل کند آنجایی که دارند او را دعوت به دنیا می کنن فضا فضای آکنده ای از توجه به دنیاست به عکس آنچه ارتباط با خدا و با معاد و این هاست براش شیرین است خسته نمی شود خسته نمی شود داریم در حالات مردان خدا مرحوم آقا ملکی تبریزی می فرماین یکی از ذکرهای بسیار اثرگذار که البته از استادشان مرحوم قاضی نقل می کنند که از ایشان سوال شد تجربه شما در تجربه عمرتان چه چیزی توصیه می کنید که اثرگذار باشد در اصلاح نفس آقا فرمودند ذکر یونسیه را بگویید و یکی هم البته ایشان فرمودند که فرمودند که انگشتر پیروزی یا عقیق به دست باشد اینم اثرگذار است حالا ما رازش را نمی دانیم بعد می فرماید که مرحوم قاضی به شاگردانشان توصیه می کردند و افرادی که این ذکر را در سجده با توجه می گفتن آثارش را می دیدند.
حالا تکیه عرض بنده به این جمله اش هست می فرماید بعضی ها تا سال سه هزار بار در سجده این را می گفتند خیلی خسته می شود انسان اصلاهمین فرمان یک سجده طولانی که خسته کننده باشد این ذکر بگوید خسته نمی شود آن کسی که عاشق خداست می گوید چرا زود تمام شد چرا صبح شد دیگر نمی شود راز ونیاز با خدا کرد.
از یک طرف عشق به معنویات شدید می شود از یک طرف تعلق به خاطر به دنیا کم می شود اینم ویژگی دوم این سیری است که ما می خواهیم به سوی خدا برویم.
ویژگی سوم این هست که اشاره هم شد این حرکت به سوی خداست همه حرکتشان به سوی خداست حتی آن هایی که به جهنم می روند باز هم در پیشگاه خدا سر و کارشان با خداست فقط انسان های وارسته به تعبیر قرآن وجوه یومئذ ناظره الی ربها ناظره چهره های شادابی دارند به خدا نظاره خدا را نظاره می کنند با چشم دلشون خدا را می یابند .
اما آن طایفه دیگر کلا انهم عن ربهم لمحجوبون اینا از خدا در حجابند خدا را نمی توانند بیابند می توانند مشاهده کنند محروم است. از نظر به خداوند متعال و نظر رحمت خدا به آنها هستند دورند و در حجابند و الا همه هستند تشبیه بخوایم بکنیم مثل اینکه یک کسی که دوست بسیار محبوبی داشته و همه اش مشتاق دیدار آن دوستش بوده حرکت کرده طی کرده مسیر و زحمات کشیده ولی نزدیکی که حالا رسیده آنجا کور شده همه این تلاش ها بیهوده شده آن می خواست جمال محبوبش را ببیند حالا که رسیده اصلا چیزی نمی بیند انک کادح گفتن یعنی با زحمت با تلاش انسان دارد می رود اما آنجا که می رسد هیچ بهره ای ندارد همه حرکت برای این بود که به خدا برسد
حالا مورد خشم و غضب خداست بنابراین حرکت هم به سوی خداست به هیچ سوی دیگری نیست هم ما به سوی خدا می رویم همه امور به سوی خدا می روند و هم همه چیز دست خداست سر و کار ما فقط با خداست لمن الملک الیوم للله الواحد القهار همه وقتی درون صقعه اول صور اول همه از بین می روند کسی دیگر زنده نیست خطاب می رسه لمن الملک الیوم کی حالا حاکمیتی دارد در این عالم البته الان هم حاکمیت فقط برای خداست ما تصویر درستی نداریم ما باورمان نمی آید اولیا الهی الان هم می یابند که همه چیز دست خداست لذا به غیر خدا هم توکل نمی کنند از غیر خدا هم امیدی ندارند به غیر خدا هم اعتمادی ندارند اینکه امام عزیز ما رهبر عزیز ما در همه شرایط یکسان اند. فرقی نمی کند اگر خدا همه کاره عالمه همه ش در همه شرایط خدا همه کاره عالم اگر او بخواهد می شود اگر او نخواهد نمی شود منتها در قیامت برای همه دیگر به قدری روشن می شود همه دیگر للله الواحد القهار را بعضی ها گفتن این پاسخی است که همه موجودات عالم هستی می دن که بله یافتیم همه هست خداست فقط خدا حاکم است این حرکت فقط به سوی خداست و در آنجا هم همه کار خداست سر و کار انسان با خداست لذا فرمود انک کادح الی ربک تو داری با تلاش با زحمت می روی اما به خدا و فملاقیه بعدم ملاقاتم با خداست هم حرکت به سوی خداست ما خیلی از حرکت هایی که می کنیم نمی رسیم به هدف تصمیم می گیریم یه جایی بریم ولی نمی رسیم اما اینجا حرکتی است که پایانش هم ملاقات خداست دیدار با خداست منتهی عرض کردیم آن دو نوع دیداری که یکی دیدار کسی که مورد خشم خداست و دور از خداست و در حجاب از خداست یکی هم دیدار کسی که شاداب هست و نزدیک به خدا هست و به خدا می نگرد و بالاترین لذت را از دیدار خدا می بیند.
پروردگارا توفیق زنده بودن و به عمق جان ما نشستن یاد خودت و یاد معاد و یاد مرگ را به همه ما عنایت بفرما ،حب دنیا را از دل های ما بیرون ببر
پروردگارا روح امام عزیز ما شهدای گران قدر ما علمای ربانی را با ارواح طیبه شهدای کربلا محشور بفرما ،ما را قدردان نعمت هایی که به ما داده ای به خصوص نعمت معرفت خودت ولایت و نظام جمهوری اسلامی نعمت رهبری عزیز قرار بده ،سایه مقام معظم رهبری این نعمت بسیار بسیار بسیار بزرگ خودت را تا ظهور حضرت بقیه الله و در کنار آن حضرت بر سر ما مستدام بدار جبهه مقاومت و لشکریان اسلام را بر دشمنانشان هر چه زودتر به پیروزی نهایی برسان و شر دشمنان اسلام به خصوص صهیونیسم و استکبار جهانی را از صحنه روزگار برانداز والسلام علیکم و رحمه الله




