هدف خلقت و راههای رسیدن به آن
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
بحث درباره این بود که ما باید برای اینکه جلوی معرفتهای گمراهکننده را بگیریم، قوه خیال را کنترل کنیم، و راه آن، کنترل حواس است؛ که از طریق آنها معرفتها وارد قلب انسان میشود. در بین حواس ما، چشم و گوش بیشترین نقش را دارند در وارد کردن معارف درست یا نادرست. لذا در آیات قرآن و در روایات، هم روی این دو حس تمرکز بیشتری است. قرآن کریم میفرماید:
إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْؤُولًا گوش و چشم و قلب، که قلب در قرآن مرکز همه معرفتها و عواطف و انفعالات انسان معرفی شده، در عرض آن، چشم و گوش ذکر شده. معلوم میشود نقش چشم و گوش در سعادت و شقاوت انسان بسیار بالاست.
در روایات داریم که: ما اغتنم أحد بمغتنم بغض البصر هیچ کسی به اندازهای که از مراقبت چشم سود برده و غنیمت برده، به چیز دیگری سود و غنیمت نمیبرد؛ یعنی بیشترین سود و غنیمت انسان، با مراقبت از چشم است.
در آن روایت دیگر هم عرض کردیم:
غضوا ابصارکم ترون العجائب چشمهایتان را فرو بندید تا عجایبی را ببینید یا عجایب عالم را ببینید. شاید اشاره به این باشد که باطن این عالم، با مراقبت از چشم، بر انسان مشرف میشود و آن چشم باطن و چشم برزخی، با مراقبت چشم ظاهری، برای افرادی حاصل میشود.
روایت دیگری داریم که میفرماید:
اگر انسان مراقب چشم خودش باشد، خداوند به او ایمانی عطا میکند که حلاوت و شیرینی آن را در قلبش درک میکند؛ یعنی در عمق وجودش، در روحش، در قلبش این ایمان را مییابد و از آن لذت میبرد و شیرینی ایمانش را با چشمپوشی میتواند لمس کند، درک کند.در یک روایت دیگر داریم که: خدا عبادتی را نصیبش میکند که لذت آن عبادت را در قلبش مییابد و درج میکند. در روایات مختلفی از اینکه انسان لذت مناجات خدا را درک کند یا لذت عبادت را درک کند، با تجلیل یاد شده.
این روایات، راه اینکه انسان عبادتی را نصیبش شود که لذتش را در جان خودش، در قلب خودش درک کند، چشمپوشی و مراقبت از چشم ذکر میکند. و یا ایمانی که لذتش را در قلبش درک کند، از طریق مراقبت چشم حاصل میشود.
خب چگونه ما مراقبت از چشم کنیم؟ در آیات و روایات به دست میآید که امور مختلفی میتواند به کمک انسان بیاید که بتواند مراقبت از چشم را داشته باشد. اولین راه همان چیزی است که در آیه شریفه سوره نور آمده:
قل للمؤمنین یغضوا من أبصارهم
چشم را فرو انداختن. لزومی ندارد که همیشه انسان چشمش را بالا نگه دارد تا مظاهر گناه را ببیند. چشم را باید مدیریت کرد. مدیریتش به این است که هر جایی انسان چشمش را باز نکند، صحنههایی که میداند که این صحنههای گناه است، خب انسان چشمش را فرو بیندازد و چه برکاتی بر همین عمل، در روایات فرمودند، بار میشود.چه ثوابهایی بر آن مترتب است.
همان روایت غضوا ابصارکم ترون العجائب، میفرماید چشمهایتان را فرو ببندید، تا عجایب عالم را ببینید.در روایت داریم که یکی از جاهایی که انسان از آن عبور میکند و با عجایب عالم آشنا میشود، قبر است. قبر یکی از مواقف مهم عالم برزخ است که انسان آنجا با واقعیتهایی مواجه میشود. اگر چشمش باز شود، آنجا حقایق عالم بر او آشکار میشود.
دومین نکته برای مراقبت از چشم، کنترل فکر است. چون نگاه انسان گاهی کنترلنشده از بیرون نیست، از درون تحریک میشود.درونش به او میگوید نگاه کن، ببین، بگرد. اگر درون انسان آلوده شده باشد، چشم را وادار به دیدن میکند. لذا باید اول دل را پاک کرد تا نگاه پاک بشود.
نکته سوم این است که انسان خودش را در معرض صحنههای تحریکآمیز قرار ندهد.وقتی میدانید جایی، مجلسی، جمعی، فضای مجازی یا واقعی، یا خیابانی آلوده است، وارد نشوید.نگویید من خودم را کنترل میکنم. خیلی وقتها افراد با همین خیال، خود را در معرض خطر قرار دادند و زمین خوردند.
نکته چهارم همراهی با اهل تقواست. کسانی که اهل مراقبتاند، خودشان اهل حیاست، آنها وقتی همراه انسان باشند، کمک میکنند که آدم چشمش را کنترل کند.
پنجمین نکته، توجه به حضور خداوند است. اگر انسان همیشه خودش را در محضر خدا ببیند، میداند که خدا دارد نگاه میکند، آن وقت خودش را کنترل میکند.همانطور که در حضور دیگران، خیلی از اعمال زشت را انجام نمیدهیم، وقتی بدانی خدا تو را میبیند، چرا چشم را آزاد رها کنی؟
ششمین نکته، یاد مرگ و قیامت است.یاد قبر و قیامت، یاد صحنههایی که در آنجا چشم باید پاسخگو باشد، گوش باید پاسخگو باشد، دل باید پاسخگو باشد، کمک میکند که انسان مراقبت بیشتری داشته باشد.
هفتمین نکته، دعا کردن است. در دعاها داریم که از خدا بخواه که چشم، گوش، دل و اعضا و جوارح تو را از گناه محافظت کند. همین دعای معروف:اللهم اجعل سمعی و بصری و فؤادی فی طاعتک.خدایا گوش و چشم و دل مرا در اطاعت خودت قرار بده.
هشتمین نکته، عبادت و ارتباط قوی با خداست.نماز، قرآن، ذکر، خلوت با خدا، دل را نورانی میکند. وقتی دل نورانی شد، دیگر چشم نمیخواهد صحنه گناه را ببیند.
نهمین نکته، پرهیز از تنهایی و بیبرنامگی است.خیلی وقتها گناه، در خلوت، بیکاری، بیبرنامگی اتفاق میافتد. اگر وقت انسان پر باشد، برنامه داشته باشد، هدف داشته باشد، اهل تفکر باشد، این چیزها کمتر پیش میآید.
دهمین نکته، بازگشت سریع پس از لغزش است.اگر لغزشی پیش آمد، سریع توبه کن، خودت را سرزنش کن، برگرد، جبران کن، تا این لغزش نهادینه نشود.
در مجموع، مراقبت از چشم، مثل نگهبانی از دروازهای است که از طریق آن، خوبیها و بدیها وارد قلب میشوند.اگر چشم مراقبت شود، دل پاک میماند، روح پاک میماند، معرفت درست وارد میشود.ولی اگر چشم رها شود، دل تاریک میشود، عقل اسیر میشود، و انسان سقوط میکند.اینها همه آموزههایی است که در آیات قرآن و روایات اهل بیت آمده، و برای کسی است که بخواهد سیر الی الله داشته باشد،کسی که بخواهد به خدا نزدیک شود، باید با چشم، گوش، زبان، دل، و همه وجودش راه خدا را بپیماید.
پروردگارا، ما را در مسیر بندگیات ثابتقدم بدار.
ما را از چشمچرانی، گوشبسپاریدن به باطل، و دلسپردن به غیر تو، مصون بدار.
مارا اهل ذکر، اهل معرفت، اهل ایمان و عمل صالح قرار بده.
ما را از سربازان حضرت ولیعصر عجلالله تعالی فرجهالشریف قرار بده.
و توفیق یاری دینت و ولیات را به ما عطا بفرما.
آمین، یا رب العالمین.




