سلسله جلسات اخلاق و مبانی معرفتی

جلسه چهل‌وششم درس اخلاق آیت الله رجبی

16 بهمن‌ماه 1403

 

هدف خلقت و راه‌های رسیدن به آن

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

هدیه می‌کنیم به ارواح این انوار مطهره و به روح امام عزیز، شهدای گرانقدرمان، علمای ربانی صلوات بر محمد و آل محمد.

در بحث‌های قبل عرض کردیم که معرفت‌ها و محبت‌ها اگر برنامه‌ریزی‌شده و مدیریت‌شده نباشد، هم معرفت‌های صحیح هم معرفت‌های باطل وارد وجود انسان می‌شود، هم محبت‌های درست هم محبت‌های ضد ارزش و نادرست. و اگر انسان مراقبت نکند، مدیریت نکند، کنترل نکند، در یک مقطعی از زندگی، انسان یک مرتبه متوجه می‌شود که معرفت‌های نادرست و کاذب غلبه پیدا کرده بر معرفت‌های صحیح، و انسان در مسیر معرفت‌های کاذب دارد حرکت می‌کند و آن‌قدر گاهی سلطه معرفت‌های کاذب زیاد می‌شود که برگشتن از آن مسیر بسیار سخت می‌شود.

معرفت‌های کاذب از دو طریق به انسان منتقل می‌شود؛ یکی از همین زندگی و حیات دنیا، حتی گاهی بدون اختیار، انسان در یک مسیری دارد حرکت می‌کند، نگاهش به یک صحنه‌ای می‌افتد؛ صحنه‌ای که انسان را از مسیر خدا و یاد خدا غافل می‌کند، انسان را به مسیر شیطان می‌کشاند. خب انسان اجتماعی است، باید در زندگی اجتماعی به سر ببرد. رهبانیت در اسلام پذیرفته نیست. اگر رهبانیت و گوشه‌نشینی و زندگی فردی مطلوب بود، خب انسان می‌توانست برود در یک غاری، از خیلی از این مظاهری که او را به سوی غیر خدا دعوت می‌کنند مصون بماند، اما انسان موجودی است اجتماعی. طبق تعالیم دین مبین اسلام، هم ما باید در اجتماع زندگی کنیم.

در بحث‌های آسیب‌شناسی اجتماعی، یکی از عوامل آسیب‌های اجتماعی را همنشینی می‌دانند؛ این‌که انسان با چه کسی بنشیند. انسان‌های پاک برنامه‌ریزی می‌کنند که با انسان‌های پاک باشند، انسان‌هایی که آلوده هستند میل پیدا می‌کنند و جهت پیدا می‌کنند با انسان‌های آلوده باشند. انسان باید مراقب همنشین‌های خودش هم باشد. خیلی جاها این همنشین است که انسان را به یک سویی می‌برد.

در نهج‌البلاغه مستحضرید، فرمود امیرالمومنین: کان الزبیر منّا أهل البیت حتی نشأ ابنه المشؤوم. زبیر همواره با ما اهل بیت بود، تا آن موقعی که آن فرزند نگون‌بختش به مرحله رشد رسید. یک فرزند می‌تواند مسیر یک پدر را عوض کند، یک همسر می‌تواند مسیر یک همسر دیگر را عوض کند، یک دوست می‌تواند مسیر دوست دیگر را عوض کند. حالا از مسیر درست به نادرست یا به عکس، از مسیر نادرست به درست.

بنابراین همنشین‌ها هم یکی از کانال‌هایی است که وارد می‌کنند بخشی از اطلاعات و معرفت‌ها را توی وجود انسان. این‌که یک همنشینی به زور دست انسان را بگیرد و یک مسیری ببرد بسیار نادر است. اثرگذاری همنشین‌ها از طریق فکر و اندیشه است. شیاطین جن و شیاطین انس کارشان همین است.

قرآن می‌فرماید که شیطان چهار تا کار انجام می‌دهد: یکی این‌که دعوت می‌کند، صدا می‌زند. در روز قیامت هم شیطان می‌گوید که من فقط شما را صدا زدم، می‌توانستید نیایید. فَلَا تَلُومُونِي وَلُومُوا أَنفُسَكُمْ، مرا سرزنش نکنید، خودتان را سرزنش کنید که با یک صدا زدن، به این‌که این‌جا هم یک محیط گناهی هست، یک زمینه گناهی هست، ایجاد کردید، آمدید.وحی می‌کند، القا می‌کند چیزی را، یک چیزی را به پنهان القا می‌کند. عرض شد که شیطان هم فقط آن شیطان جنی پنهان نیست، شیاطین انس هم هستند.

امام فرمود: آمریکا شیطان اکبر است. الان توطئه دشمنان ما همین دعوت‌ها و القاهای شیطانی است. توی فضای مجازی، طرق مختلف مداخله می‌کنند از طریق دعوت، از طریق القای بخشی از معارف. خب اگر انسان در برابر این‌ها بی‌تفاوت باشد، این‌ها اثر می‌گذارند.

سومین کار شیطان را وسوسه می‌داند. حالا این معرفت آمد توی ذهن انسان، حالا به قول عرفی‌اش قلقلک می‌دهد انسان را که خب، پی‌ بگیر، فکر کن، راجع‌ به‌اش مشغول شو، خودت را به این یک فکر اگر بیاید.

انسان وقتی فهمید نادرست است، برنامه‌ریزی کند برای ضعیف کردن آن، محو کردن آن، یک مسیری را خواهد پیمود.

اما اگر به آن مشغول شد، به تفاسیرش پرداخت یا تقویتش کرد، با آن انس گرفت، هر چیزی را انسان بیشتر با آن انس بگیرد دلبسته‌تر می‌شود.

وسوسه می‌کند شیطان، برای این‌که از این فارغ نشوی، مشغول بشود ذهنت به این.

چهارم: امر می‌کند، دستور می‌دهد. دستور کجاست؟ آن‌جاست که انسان این مراحل را طی کرده، آمده دنبال شیطان، گام‌به‌گام آمده جلو. حالا دیگر سلطه پیدا می‌کند، پذیرفته شیطان را که حرفش را گوش بدهد، دعوتش را گوش بدهد، به آنچه را که گفته مشغول بشود. این زمینه سلطه شیطان را فراهم می‌کند.

قرآن می‌فرماید: إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ، شیطان سلطانش بر آن‌هایی است که او را سرپرست خودشان قرار می‌دهند، می‌پذیرند ولایتش را. اگر کسی نپذیرد، شیطان سلطه‌ای ندارد.

کجا سلطه حاصل می‌شود؟ این است که گام‌به‌گام ما دنبال معرفت‌های شیطانی حرکت کنیم. اگر پیش رفتیم، کم‌کم سلطه شیطان بر ما بیشتر می‌شود، به جایی می‌رسد که حالا برای آن برگشتن سخت است. این همان حالتی است که دیگر شیطان مسلط شده است.

در کنار این ابعاد معرفتی، شیطان البته کارهایی که انگیزشی هم باشد انجام می‌دهد؛ حالا بحثش را بعداً خواهیم کرد.

در بحث محبت اجمالاً این است که سه کار هم در عرصه انگیزشی ایجاد می‌دهد.تزیین می‌کند، زیبا جلوه می‌دهد. یکی از کارهای شیطان زین است. زینت‌ الذین لهم. قسم خورده که من برای این بشر زینت می‌دهم این دنیا را.

این چیزی که می‌بینی، این ثروتی که می‌بینی، این جایی که می‌بینی، این خیلی عالی است، خیلی زیباست، خیلی خوب است. این باز القا است، این از طریق فکر است. از طریق خطای محاسباتی، انسان را دچار مشکل می‌کند.دوم: وعده می‌دهد. اگر این قدم را برداشتی، به این‌جا می‌رسی. اگر این‌جا خلاف کردی، در مسائل اقتصادی وضعت بسیار از نظر اقتصادی خوب می‌شود. این وعده است.

اگر این‌جا تزویر و ریا کردی، می‌توانی به این مقام دست بیابی. وعده دادن یکی از کارهای شیطان است. انسان اگر به این وعده‌ها باور داشت، باور کرد که این وعده او درست است، این ادامه آیه می‌شود که إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَالَّذِينَ هُم بِهِ مُؤْمِنُونَ، حالا می‌رسد به این‌که ایمان به شیطان می‌آورد.

بعدها که آمد، حالا دنبالش آرزوها می‌آید. حالا این وعده را داده، حالا دیگر فرد ادامه راه، حالا این کافی نیست، برو بالاتر، آینده خودت را تصویر کن چه می‌شود. آرزوها و آمال طولانی، بلندمدت، که در روایات نسبت به آن هشدار داده شده که آرزوی طولانی، هلاک می‌کند انسان را.

این هم برای شیاطین جن هست هم برای شیاطین انس.

شیطان‌های انسی را شما ببینید. شیطان اکبر را ببینید. بسیاری از این حاکمان کشورهای اسلامی را با همین وعده دادن و القائات شیطانی و آرزوها و امیدها توانستند برای‌شان مسلط بشوند. همین کشورهای منطقه ما بسیاری‌شان فریب وعده‌های شیطان اکبر را خوردند، بسیاری‌شان آمال و آرزوهایی که حالا یکی‌شان اخیراً توی این جریانات به فکر افتاده که دولت عثمانی را دوباره زنده کند.

این همان آمال و آرزوهایی است که به امید آن‌ها حاضر می‌شوند هر جنایتی بکنند. این شیطان‌های انس می‌توانند چنین کارهایی را انجام بدهند، از آن چهار بخش معرفتی و این سه حوزه انگیزشی.

خب، راه مبارزه با یا جلوگیری از چنین معرفت‌های باطل، این است که کانال‌های ورودی این اطلاعات را انسان کنترل کند. چشم یکی از این کانال‌هاست دیگر. عرض کردیم، انسان نگاه می‌کند، می‌بیند. فیلمی را می‌بیند، عکسی را می‌بیند، شخصی را می‌بیند، یک نگاه نامحرمی پیش می‌آید. بی‌توجه اگر باشد، گرفتار می‌شود.

داریم در روایات، چه بسا یک نگاهی که به دنبالش هلاکت می‌آید.اما اگر بنا بر کنترل چشم بود، گوش یکی از همین راه‌های ورودی است. انسان هر سخنی را نشنود، هر صدایی را نگذارد وارد گوش خودش بشود و فکر خودش و ذهن خودش، وقت مصون می‌ماند.

إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ، كُلُّ أُوْلَٰئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا.

سؤال می‌کنند و بازخواست می‌کنند: با این گوش چه چیزهایی را شنیدی؟ حالا تا قبل از رسیدن به آن‌جا، اثرات خودش را می‌گذارد.

آن‌هایی که توانستند کنترل کنند چشم‌شان را، گوش‌شان را، به مقاماتی رسیدند.

در روایات داریم: «غُضُّوا أَبْصَارَكُمْ تَرَوْنَ الْعَجَائِبَ»؛ اگرچشم‌تان را ببندید، فرو بندید، مراقب باشید، عجایب عالم را می‌بینید.

مرحوم شیخ عباس قمی رضوان‌الله تعالی علیه نقل می‌کنند که یک روزی در وادی‌السلام نجف یا بیرون وادی‌السلام حرکت می‌کردند با دوستان‌شان.

ایشان گفت: من یک صدای وحشتناکی می‌شنوم، شما می‌شنوید؟ گفتیم نه. گفتند برویم ببینیم این چه صدایی است.

ایشان می‌گفت: صدای این مثل صدای شتری است که او را داغ می‌کنند. آهن سرخ‌شده‌ای را به بدنش می‌گذارند.

قدیماً شترها را برای این‌که معلوم باشد برای چه کسی است اگر گم شد، بدن‌شان را با یک علامتی، با آهن سرخ علامت می‌گذاشتند.

این می‌ماند توی بدن‌شان و این حیوان از سوزش او فریاد می‌کشید. خب، من یک چنین صدایی می‌شنوم. رفتند جلو، دوستان‌شان هم دنبالش رفتند. رسیدند به یک قبری، دیدند یک مرده‌ای را می‌خواهند دفن کنند.

فرمود: من این صدا را از این مرده دارم می‌شنوم. بعد ازشان سؤال کردند که چه شد که شما این صداها را می‌شنوید؟ فرمودند: مراقب چشم و گوشم بودم.

خیلی مراقبت از چشم، غیر از این‌که جلوی آن خطرات را می‌گیرد، خودش موجب ارتقاء می‌شود.

باید برای مصون ماندن، در درجه اول برنامه‌ریزی داشت برای این‌که انسان چه چیزهایی را ببیند، چه چیزهایی را بشنود، چه چیزهایی را نشنود، چه محیط‌هایی برود تا دچار چنین خطاها و آسیب‌هایی نشود.

انسان اگر از قبل فکر این باشد، محیط‌ها را انتخاب می‌کند. چه محیطی است که محیط گناه است، نمی‌رود. چه محیطی است که محیطی است که به یاد خدا می‌اندازد انسان را، آن را انتخاب می‌کند.

همه این را درک می‌کنیم. وقتی ما به زیارت و مشاهد مشرفه می‌رویم، وقتی به مسجد می‌رویم، وقتی مسجد جمکران می‌رویم، ذهن ما، فکر ما متوجه خداست.

آن چیزی را هم که می‌بینیم، ما را به یاد خدا می‌اندازد. یک عالم ربانی را می‌بینیم، به یاد خدا می‌افتیم.

نه خود عالم، خانه‌اش را هم که وقتی بدانیم این خانه عالم ربانی است، ما را به یاد خدا می‌اندازد.

این همان اثرات معرفتی است که می‌آید توی وجود ما، و انسان می‌تواند هم برنامه‌ریزی کند برای محیط، هم برنامه‌ریزی کند برای همنشین و رفیق و کسی که با انسان مرتبط است، انتخاب کند.

آن مواردی که عرض کردیم، گاهی بی‌اختیار یک فکری به ذهن انسان می‌رسد، بی‌اختیار یک اندیشه نادرستی می‌رسد.

خیلی از آن موارد هم منشأش غفلت از همین کنترل گوش و چشم است. انسان می‌بیند توی ذهنش به یک چیز ناجوری که مشغول شده.

چه شد این‌جوری شد؟ اگر پیگیری کند، می‌فهمد یک جایی مراقب چشمش نبوده، مراقب گوشش نبوده.

منتها ناخودآگاه ادامه داده آن را. ما فیلمی را می‌بینیم، ممکن است یک صحنه‌ای، صحنه ناجور باشد.

اگر انسان مراقب بود، آن‌جا چشمش را می‌پوشاند. اگر نبود، می‌بیند، می‌رود جلو.

بعداً می‌بیند که یک فکر بدی توی ذهنش آمده. چه شده؟ این افکاری که می‌آید و ما نمی‌دانیم چرا آمده، این‌ها حتماً یک زمینه‌های قبلی دارد، از یک جایی این فکر آمده، یک جایی ما غفلت کردیم، یک جایی توجه نکردیم.

بنابراین کنترل حواس پنج‌گانه انسان – بوییدنی‌ها، لمس‌کردنی‌ها، دیدنی‌ها، چشیدنی‌ها – کم نبودند کسانی که با یک وعده غذای شیرین، یک شیطان تمایلی به او پیدا کردند، کم‌کم توی آن مسیر حرکت کردند، یک وعده غذا خوردند.

کم نبودند که با دیدن بعضی از مظاهر دنیا مسیرشان عوض شد. آوردند جلوشان گذاشتند، اگر این کار را انجام بدهی، اگر این مسیر را بروی، این‌قدر زر و سیم به تو می‌دهیم. تمام شد.

حالا انسان‌ها متفاوت‌اند. شیطان هم که بخواهد فریب بدهد، شناسایی می‌کند اول: این با چه چیزی؟ آن یکی با چه چیزی؟

مرحوم علامه طباطبایی می‌فرماید: بعضی‌ها را شیطان با دین گمراه‌شان می‌کند. با دین گمراه‌شان می‌کند، با اعمال دینی گمراه‌شان می‌کند.

من در جلسات قبل عرض کردم که آن آقایی که آمد خدمت مرحوم انصاری همدانی و فرمود: شما می‌دانید عالم چه خبر است، چه رسد به من که وضع من چطور است، ولی من را برای نماز شب بیدار می‌کنند، حالا من به کجا رسیدم؟

ذهنش این بود که من به کجا رسیدم، یک مقامی برای خودش احساس می‌کرد حاصل شده. آن‌وقت وقتی مرحوم انصاری همدانی فرمود: اعتنا نکن، بیدار نشو، فکر کرد که آقا نفهمید، نشنیده. خب فرمود: آقا، برای نماز شب بیدارم می‌کنند.

فرمود: اعتنا نکن. از راه بیدار کردن برای نماز شب، شیطان انسان را می‌برد توی مسیر انحرافی اگر مراقب نباشد.

انسان به نام دین، فرد را کاری می‌کند که بالاترین ضربه را به دین بزند. به نام خدمت به بندگان خدا، بدترین ضربه را به همان ملت بزند.

شیطان زینت می‌دهد، شیطان وسوسه می‌کند، شیطان وعده می‌دهد.

بنابراین راه این است که انسان بنشیند، فکر کند، برنامه‌ریزی کند برای حواس پنج‌گانه‌اش، برنامه‌ریزی کند برای خطورات ذهنی‌اش، برنامه‌ریزی کند برای به تعبیر علمای اخلاق، قوه خیال.

آن‌هایی که می‌آید توی ذهن، تا هم اولاً اجازه ورود یک سلسله معرفت‌های شیطانی را ندهد، ثانیاً برنامه‌ریزی کند که این فکرها، این معرفت‌های نادرست، او را به خودش مشغول نکند، و ثالثاً این‌ها را تضعیف کند و از بین ببرد.

خب راه کلی مقابله با این خطورات، هم ذکر الله است.

ذکر خداست. هر قدر انسان بتواند ذکر خدا بگوید، حتی همین لفظ زیر لب، البته هرقدر با توجه باشد بیشتر، می‌تواند آن خاطرات را تضعیف کند. نقطه مقابل اوست.

یاد خدا، نقطه مقابل یاد شیطان است. و این دستوراتی که در دین آمده برای همین است که انسان، آن یاد خدا، وجود انسان را پر کند تا جا برای آن معرفت‌های باطل شیطانی تنگ بشود.

«أَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي». نماز اگر دستور می‌رسد، برای این است که ذکر حاصل بشود. و آن ذکر اگر حاصل شد، آن‌وقت انسان می‌تواند بر آن معرفت‌ها و وسوسه‌های درون فائق بیاید، پیروز بشود.

 

 

پروردگارا، روح امام عزیز ما، شهدای گرانقدر ما، علمای ربانی ما را با ارواح طیبه شهدای کربلا محشور بفرما.

پروردگارا، توفیق کنترل و مدیریت حواس‌مان، قوه خیال‌مان، توفیق مبارزه با معرفت‌های شیطانی را به ما عنایت بفرما.

پروردگارا، سایه مقام معظم رهبری، نعمت بسیار بزرگ خودت را تا ظهور حضرت بقیه‌الله بر سر ما مستدام بدار.

شر دشمنان اسلام به‌ویژه صهیونیست‌ها را از صحنه روزگار برانداز، و جبهه مقاومت و جبهه حزب‌الله را هرچه زودتر به پیروزی نهایی برسان.

والسلام علیکم و رحمة الله.

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا