سلسله جلسات اخلاق و مبانی معرفتی

جلسه سی‌وهشتم درس اخلاق آیت الله رجبی

15 آذرماه1403

هدف خلقت و راه‌های رسیدن به آن

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

در شب دوم، درباره شناخت درست وظیفه و مهمترین جریانی که در دوران صدیقه کبری رخ داده بود که مسئله ولایت بود، و سرمایه گذاری آن حضرت و اهتمام آن حضرت با تمام وجودشان در این مسیر، نکاتی را عرض کردیم که تا تمام هستی خودشان را برای ولایت فدا کردند.

امشب اگر فرصتی باشد می‌خواهیم یکی از جملاتی که آن حضرت بیان فرمودند بهش بپردازیم. قبل از آن مقدمه‌ای را عرض کنم. در دوران پس از رحلت پیامبر [ص] دو حادثه بسیار مهم که هر دو یک هدف را تعقیب می‌کردند و آن انحراف امت اسلامی و مبارزه با اصل اسلام بود. یک مسئله همان مسئله غصب خلافت بود که عرض کردیم زهرای مرضیه هم همه هستی‌شان را برای نشان دادن اینکه وصی پیامبر کس دیگری است، وصایت و خلافت شایسته امیرالمومنین است و آنهایی که آمدند و بر مسند نشستند صلاحیت این را ندارند. دومین حادثه که آن هم مهم بود، حادثه غصب فدک بود. منتهی غصب فدک را گاهی ما به ذهنمان می‌رسد یک ثروتی بود برای حضرت صدیقه کبری و غصب شده بود و حقش را گرفته بودند و حضرت برای این آمد از فدک سخن گفت که حق مالی خودش را برگرداند. البته فدک یک سرزمین حاصلخیز بزرگی بود که درآمدش بسیار هنگفت بود. نقل کردند بعضی‌ها که 120 هزار سکه طلا درآمد سالانه آن بود. اما اگر ما توجه بکنیم به آنچه در جلسه قبل و اول عرض شد که صدیقه کبری در چه مقام و جایگاهی قرار دارد، آن وقت برای ما روشن می‌شود که مسئله فدک یک مسئله غصب اموال نبود که حضرت زهرا بخواهد برای اینکه مالی را بدست بیاورد، بیاید محاجه کند، بیاید در مسجد پیغمبر سخن بگوید، در مواقع دیگر سخن بگوید. زهرای مرضیه اصلا دلبستگی به این دنیا نداشت. همه شنیده‌ایم شب عروسیشان لباس خودشان را به فقیر می‌دهد. همه شنیده‌ایم سه روز روزه می‌گیرند و غذای خودشان را به یتیم و اسیر و فقیر می‌دهند. اصلا مقام آن حضرت آنقدر بالاست، غرق در توجه به خداست. می‌توانیم بگوییم لحظه‌ای به دنیا توجه نداشت. حالا چه می‌شود که صدیقه کبری که هیچ دنیا برایش ارزشی ندارد، همسر امیرالمومنین است که می‌گوید این دنیا همه‌اش به منزله آب بینی یک بز پیر است. اصلا ارزشی ندارد. چه می‌شود که حاضر می‌شود این قدر برای اینکه نشان بدهد این فدک غصب شده است سرمایه‌گذاری کند.

حقیقت این است که مسئله فدک هم یک روی دیگر مسئله ولایت بود برای زهرای مرضیه [س]. زهرای مرضیه، فدک را بعنوان پشتوانه مالی ولایت نگاه می‌کرد. دشمن هم خوب تشخیص داده بود. فدک در زمان خود پیامبر [ص] به دستور خدا طبق آیات قرآن و با کتابتی که پیامبر انجام داد که خدا دستور داده است این برای زهرای مرضیه است و هیچ کس دیگری در آن شریک نیست. در زمان پیامبر، قباله آن نوشته شد و به امضا رسید، شاهد بر او گرفته شد. این برای این بود که اگر بناست یک نظام اسلامی برقرار بشود، هر نظامی نیاز به پشتوانه مالی دارد. فدک پشتوانه مالی نظام ولایت امیرالمومنین بود.

زهرای مرضیه وقتی فدک به نامش شد، جز مقدار اندکی برای نیازهای ضروری زندگی، که زندگی زهرا هم معلوم است چگونه است، فرشی که امیرالمومنین برای خانه آورده است یک پوست گوسفند است. زندگی آنقدر فقیرانه است که وقتی آن صحابی می‌آید منزل زهرای مرضیه می‌بیند حسن و حسین از گرسنگی می‌لرزند. بقیه را همه را صرف می‌کرد برای محرومین. انبوهی از محرومین از طریق فدک تغذیه می‌شدند. زهرای مرضیه می‌خواست نشان بدهد اگر مسئله فدک را مطرح نمی‌کرد خب آدم‌های ظاهربین سطحی نگر می‌گفتند خلیفه اول هم صحابی پیامبر بوده، از کسانی بوده که در آن آغاز بعثت پیامبر ایمان آورده است. پدر خانم پیامبر است، همراه پیامبر در غار در هجرت به مدینه رفته است. مردم هم به او اقبال دارند. بنابراین چرا مخالفت می‌کنید. حالا این بر مسند حاکمیت بنشیند.

زهرای مرضیه برای اینکه نشان دهد این کسی که ادعای خلافت می‌کند، نوشته‌ای را که پیامبر گرامی اسلام نوشته است، شاهد بر او گرفته است، قرآن صریحاً بیان فرموده که مال اهلبیت است، حاضر است یک چنین دستور آشکار علنی مشخصی که شاهد دارد، سند دارد، کارمند زهرای مرضیه در آنجا مشغول است. کسی که حاضر است یک امر روشن آشکار این چنینی را زیر پا بگذارد دستور رسول خدا را، این چگونه می‌خواهد راه رسول خدا را ادامه بدهد. بنابراین مسئله فدک مسئله یک مال دنیا نبود که کسی فکر کند حضرت دنبال مال دنیا بود. مسئله به این بر می‌گشت که نشان دهد این افراد صلاحیت ندارند هر چند سابقه همراهی با پیامبر را داشته باشند. هر چند پدر خانم پیامبر باشند.

اینکه در طول تاریخ اسلام و انقلاب، افرادی داشتیم که با سابقه درخشان از مسیر جدا شدند، در موقعی تثبیت می‌شود که اینها در مسیر نیستند که قضیه فدک مورد توجه قرار بگیرد. بعد از پیامبر در اندک زمانی کسانی که با آن سوابق بودند منحرف شدند. آن وقت مردمی که در زمان امیرالمومنین هستند برایشان حل می‌شود اگر طلحه و زبیر و دیگران از امیرالمومنین جدا شدند کسی تردیدی در مسیر حق امیرالمومنین نکند. نمونه اش قبلا داشته است. اینها هم بخاطر مال دنیا اینطوری شدند. طلحه و زبیر اینطوری شدند. موقعی جدا شدند که امیرالمومنین حاضر نشد برای آنها حق ویژه در بیت المال مسلمین قائل بشود.

خلاصه سخن اینست اگر زهرای مرضیه در مسجد پیامبر سخنرانی می‌کند مقدمه چینی می‌کند از توحید و نبوت سخن می‌گوید، از سکوت مردم نکوهش می‌کند و بعد مسئله فدک را مطرح می‌کند، نباید بگوییم که حضرت می‌خواسته بگوید یک ثروتی داشتم چرا ثروتم را گرفتید. مگر دلبستگی به ثروت دنیا داشتند. مسئله در فدک هم مسئله ولایت است. بهترین شاهد روشن برای عدم صلاحیت آنهایی که آمدند جای پیامبر را گرفتند اینست که به دستور صریح قرآن و پیامبر و سند روشن و شاهدان عینی، اعتنایی نمی‌کنند بخاطر منافعشان. کسی که حاضر است چنین دستور آشکاری را که قرآن و پیامبر می‌گوید و سند هم دارد، زیر پا بگذارد، احکام دیگر را هم زیر پا می‌گذارد. این اصلا نمی‌تواند وصی پیامبر باشد، نمی‌تواند جانشین پیامبر باشد، نمی‌تواند امت را به مسیر درست راهبری کند. پس مسئله فدک هم مسئله ولایت است. یک سکه دو رو است. یک روی آن ثروت است اما روی دیگر و اصلیش ولایت است. اگر این در دست فاطمه زهرا بود خود این چه بسا زمینه اینکه مردم اطراف آنها جمع بشوند از بین می‌برد. آنها در عقل دنیاییشان خوب فهمیدند اگر این مسیر را ادامه بدهند باید چنین کاری را انجام بدهند.

در این سخنرانی که حضرت آمده و شروع کرده، انصافا خطبه شگفت انگیز است و جز زهرای مرضیه از کس دیگری بر نمی‌آید. از نظر فصاحت ادبی در نقطه اوج است. در این خطبه کوتاه هم گذشته قبل از اسلام را توضیح می‌دهد که مردم در چه شرایطی بودند. هم انحرافات بعد اسلام را نشان می‌دهد. علل این انحرافات چی بود و آسیب‌ها چرا رخ داد. از توحید و معاد و نبوت و احکام اسلامی سخن میگوید. فلسفه احکام را بیان می‌کند و مسائل مختلف دیگری که در این یک سخنرانی کوتاه، زهرای مرضیه بحث می‌کند. ولایت و حقانیت ولایت را، غاصب بودن دشمنان اهلبیت را، آن هم با استناد به آیات و بینه محکم، بیش از سی آیه را حضرت زهرا در اینجا بهش استناد می‌کند. پاسخش سخنان نادرست خلیفه اول را که می‌خواهد جو را آرام بکند. چون وقتی زهرای مرضیه در مسجد آمد و فرمود انّی فاطمه، مسجد غرق در اشک و آه شد. حضرت مدتی سکوت کرد و بعد سخنرانی کرد. بعد که آن غاصب خلافت می‌خواست مسئله را وارونه جلوه بدهد، سخنانی گفت، زهرای مرضیه با کمال استدلال قرآنی و استدلال محکم، پاسخش را داد که این حرف‌های تو بر خلاف قرآن است. باز هم می‌خواست نشان بدهد اینها بر خلاف مسیر قرآن برای حرف باطلشان حاضرند مقاومت کنند و اینها شایسته خلافت و ولایت نیستند. مسئله اصلی زهرای مرضیه همین بود.

اما این خطبه با دو جمله شروع می‌شود. اَلْحَمْدُللَّـهِ عَلی ما اَنْعَمَ، وَ لَهُ الشُّکْرُ عَلی ما اَلْهَمَ. ستایش می‌کنم خدا را، همه ستایش‌ها برای خداست بخاطر نعمت‌هایی که داده است. یک موقع بنده و امثال بنده این سخن را می‌گوییم. ممکن است لقلقه زبان ما باشد و ممکن است در حد سطح کوتاه فکریمان نعمت‌هایی به ذهنمان برسد. اما زهرای مرضیه وقتی این جمله را میگوید، کسی است که کل عالم هستی را می‌بیند و می‌بیند این عالم کلش نعمت است. می‌بیند کل این عالم زیباست، کل این عالم نیکوست. آن وقت می‌گوید الحمدلله علی ما انعم. واسطه خلقت کل این عالم است. می‌داند هم مثل دانستن ما نیست که با چشم مان نگاه کنیم که امکان دارد خطا کند، با گوشمان که امکان دارد خطا کند. او می‌یابد عالم هستی را و هر کسی این مسیر الهی را برود به این مقامات می‌رسد. زهرا که در نقطه اوج است.

از مرحوم سید بحرالعلوم رضوان الله تعالی علیه نقل می‌کنند که ایشان زیاد خدمت حضرت بقیه الله می‌رسید. یک موقع در مجلسی نشسته بود و کسانی از هند آمده بودند. با آنها صحبت کردند که فلانی چطور است. هی احوال اشخاص مختلف را می‌پرسید. یک کسی آنجا عرض کرد آقا شما هند تشریف بردید؟ نه. این آقایانی که نام بردید آشنا هستید و اینجا آمده بودند؟ نه اینجا نیامده بودند. عرض کرد پس از کجا این اطلاعات را دارید. عرض کردند سبحان الله وجب به وجب زمین را می‌دانم چه خبر است. اگر سید بحرالعلوم اینقدر اطلاعات دارد زهرای مرضیه چی است. همان است که درباره مصحف زهرای مرضیه گفتند علم آنچه در گذشته بوده و آنچه در آینده رخ خواهد داد در این مصحف زهرای مرضیه است. وقتی می‌فرماید الحمدلله علی ما انعم، کل عالم هستی را می‌بیند و می‌یابد. آن وقت ما فقط توجه مان به نعمت‌های مادی است. البته این نعمت‌های مادی را اندکی از آن می‌دانیم.

یکی از عزیزان می‌گفت دیدن یک کسی رفتم دیدم هر چند دقیقه پلک چشمش را بالا پایین می‌کند. گفتم چرا این کار را می‌کنی. گفت پلکم حرکت نمی‌کند. چند لحظه می‌گذرد تیره و تار می‌بینم باید یکبار تکان بدهم. خدا یک نعمتی داده است هیچ وقت در عمرمان توجه ما جلب نمی‌شود این هم یک نعمت است. اینکه قرآن می‌فرماید إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لَا تُحْصُوهَا، یک حقیقت است. حالا در دعای عرفه که حضرت می‌فرماید اگر من و همه کسانی که خدا خلق کرده است، بیایند و بنشینند و بخواهند شکر یک نعمت تو را بجا بیاورند نمی‌توانند. چون نمی‌دانیم این یک نعمت بهم خوردن پلک چشم ما وابسته به چقدر عوامل مختلفی است. هزاران عامل باید در این عالم بوجود بیاید تا پلک چشم ما بهم بخورد.

اینها نعمت‌های مادی است. نعمت‌های معنوی، آرامش، همین که قرآن می‌فرماید وَ جَعَلْنا نَوْمَكُمْ سُباتاً، شب را برای شما مایه آرامش قرار دادیم. اگر شب نبود، چه می‌گذشت بر بشر؟ یکی از شکنجه‌هایی که در زندان‌های معمول ظالمان جهان است همین است که به طرف بی خوابی بدهند. در اثر بی خوابی کاری بکنند که بیاید اقرار بکند به هر چه می‌خواهند. خدا چنین نعمتی داده. الی ماشاءالله از این نعمت‌های معنوی است. حالا نعمت‌های آخرتی چیست که اصلا قرآن می‌فرماید آنهایی که اهل تهجد هستند چیزهایی بهشان می‌دهند که به ذهن هیچ بشری اصلا خطور نکرده است. یعنی بشر هر چقدر ایدئال فکر کند و آمال و آرزو بکند باز هم آنها را نمی‌بیند و فراتر از اینهاست.

اما همه اینها چیزهای دنیوی است و در برابر یک نعمت اینها ارزشی ندارد. در آیه شریفه می‌فرماید ثُمَّ لَتُسلُنَّ يَومَئِذٍ عَنِ ٱلنَّعِيمِ، حتما اینجا چند تاکید در این جمله است. حتما و قطعا شما روز قیامت از نعیم یعنی یک نعمت خاص مورد سوال و بازخواست قرار می‌گیرید. از امام سوال کردند مقصود همین نعمت‌هایی است که خدا به بشر داده است، غذا داده و امثال اینها. فرمود خدا بزرگتر از اینهاست که بخاطر غذایی که به بشر داده و هوایی که به بشر داده مورد بازخواست قرار بدهد چی کار کردید. یک انسان کریم این کار را نمی‌کند که کسانی را به مهمانی دعوت کند و بعد بگوید چند غذا خوردید و چند دانه برنج بود مثلا. یک بشر معمولی این کار را نمی‌کند. خدای کریم و رحمان و رحیم که از همه کریمتر است بگوید غذایی که خوردید چه بود. اینها نیست. فرمود این نعمت، نعمت ولایت است. از این نعمت، از همه سوال می‌شود که با نعمت ولایت چی کار کردید.

زهرای مرضیه وقتی نعمت‌ها را می‌گوید خدا را ستایش می‌کنم بر این نعمت ها، این نعمت بزرگ ولایت را می‌بیند که خدا به بشریت چه داده است. آن وقت می‌گوید الحمدلله. حمد یعنی گفتن اینست که کسی به ما لطفی بکند و لطفش زیبا باشد. گاهی کسی به کسی لطف می‌کند ولی معمولی است و گاهی منت می‌گذارد. اما گاهی آنقدر با کرامت و متعالی است که انسان لذت می‌برد از اینکه کمک و عنایت را بهش کرده است. اینجا می‌گوییم حمد. زهرای مرضیه می‌گوید در کل هستی هر جایی که انسان فکر کند اینجا جای اینست که بگوییم این کار کار زیباست و این لطف لطف زیباست همه‌اش از خداست و ما باید خدا را بر این ستایش کنیم.

حالا نعمت‌ها گاهی یک نعمت را، وقتی دقت بکنیم هزاران نعمت در درون آن یک نعمت است. از جمله همین نعمت ولایت است. ولایت نعمتی است که هم کل عالم هستی هرچه دارند از کانال او دریافت می‌کنند. علت همه عالم هستی است. عرض کردم در زیارت آل یاسین کبیره، غیر از زیارتی که در مفاتیح است، زیارت دیگری داریم که آل یاسین کبیره است، مفصل تر است، مستحب است دوازده رکعت نماز قبلش خوانده بشود. جملات بسیار متعالی دارد. یکی از جملاتش این است إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ، هیچ شأن و شئونی از عالم نیست مگر اینکه شما سببش هستید، شما آن را به ما می‌دهید. و الیه سبیل. هر که بخواهد برسد باید از کانال شما برسد. ما فکر می‌کنیم فلان شخص این لطف را کرد و کار ما حل شد. حقیقت عالم را اگر ببینیم، می‌بینیم جز از ناحیه اهلبیت، چیزی در این عالم حاصل نمی‌شود و بوجود نمی‌آید و به ما نمی‌رسد. ما در کل وجودمان، در کل شئون وجودمان وامدار زهرای مرضیه و فرزندان او هستیم.

این یک بعد ولایت است. بعد هدایت گری‌اش، اگر ائمه معصومین و امیرالمومنین و پیامبر گرامی نبودند چه وضعی داشتند و بشریت چه وضعی داشتند. کسانی که با اسلام و مکتب اهلبیت آشنا نیستند الان چه وضعی دارند. مقابل یک گاو می‌ایستد و می‌گوید تو خدای من هستی. کرنش می‌کند. گاو که تازه خیلی عالی‌اش است. بعضی چیزها را می‌پرستند که شأن این محفل نیست که بگوییم چی می‌پرستند. بشری که ادعا می‌کند این همه پیشرفت کرده، از نظر معنوی در نهایت سقوط است. از نظر فرهنگی منحط‌ترین فرهنگ‌ها را دارد. این به برکت ولایت است که این همه از نظر فرهنگی و از نظر ارزشی و از نظر معرفتی در این نقطه اوج قرار داریم. والا ما بودیم و خودمان، بشر بود و خودش، عرض کردم متمدن‌ترین کشورهایی که میگویند ما الگو هستیم، پرستششان و کرنش شان در برابر چنین موجوداتی است. یعنی از این پست‌تر نمی‌شود. فیل و گاو و سوسک بپرستد و چیزهای پست‌تر از اینها بپرستد. نهایت پستی در معرفت و ارزش و فرهنگ است. آن وقت وقتی پیامبر آمد چگونه بودند و چه کردند. این هم یک بعد مسئله ولایت است.

همین ولایت در درونش الگو بودن را دارد. یک کسی میگوید چگونه به خدا نزدیک بشوم، چگونه به سعادت برسم، چگونه کمالات را کسب کنم. این نمونه است و راه بیفتید دنبال این الگو. ببینید امیرالمومنین و زهرای مرضیه چه کردند. راه را نشان می‌دهند به آسان‌ترین شیوه. آقا شدنی است؟ اینها نمونه‌اش است. این به اوج و قله رسیده. حتما می‌توانید حرکت کنید. تردید و شبهه و همه برطرف می‌شود.

بعد از پیامبر گرامی اسلام هر کس می‌خواست بفهمد مسیر درست چیست به آسان‌ترین شکل می‌توانست بفهمد. آنهایی که انحراف رفتند نخواستند. فهمیدند حق چیست ولی نخواستند. یک وقت توهم نشود بعضی از اینها شاید معذور نبودند و نمی‌دانستند مثل خیلی ها. نخیر. آنقدر شفاف بود که هر کس می‌خواست مسیر را طی بکند کافی بود امیرالمومنین را دنبالش برود. علیٌ مع الحق والحق مع علی یدور حیث دار. حق با علی است و علی با حق است و هر جا علی می‌گردد آنجا حق است. از این روشنتر.

ان الله لیرضی لرضا فاطمه و یغضب لغضب فاطمه. خدا با غضب زهرای مرضیه خشمگین می‌شود و با خشنودی زهرای مرضیه خشنود می‌شود. چکار کنیم خدا خشنود بشود؟ روشن است، الگو زهرا مرضیه است. ببینید چگونه بوده است. به لطف الهی به رغم همه تلاش‌هایی که دشمنان اهلبیت کردند راه اهلبیت برای ما باقی ماند. خیلی تلاش کردند چیزی از آثار اهلبیت باقی نماند. بعد از پیامبر گفتند هیچ کسی حق ندارد روایت بنویسد و سخنی از پیامبر نقل کند. چون می‌دانستند این همه پیامبر در فضایل اهلبیت سخن گفته است. تحریف کردند، جعل کردند، هر چه می‌توانستند کار کردند. اما خدا می‌خواست این دین و مکتب باقی بماند و مردم مسیر را گم نکنند و چنین شد و چنین شد.

بحمدلله ما در مقایسه با اهل سنت، بسیار روایات متقن معتبر فراوان داریم. ما نیاز نداریم خیلی جاهایی که رفتند سراغ چیزهای ظنی و حدسی و اینها، آنجا بیان شفاف و روشن از اهلبیت داریم. اگر پیامبر و اهلبیت نبودند، اگر ولایت نبود، از اسلام چیزی باقی نمی‌ماند. اسلام برادران اهل تسنن ما آن مقداری که از اسلام دارند به برکت وجود اهلبیت است. خود بزرگانشان هم تصریح کردند. خود بزرگان و رهبران اصلی اهل سنت تصریح کردند. لَولا السَنَتان لَهَلَکَ النُعمان. نعمان یکی از رهبران چهارگانه اهل سنت است. می‌گوید دو سال از امام صادق بهره مند شدم. می‌گوید اگر این دو سال نبود هلاک شده بودم و چیزی نداشتم. این هم یک بعد دیگر است. یعنی می‌گوییم ولایت، فکر می‌کنیم یک نعمت است. نعمتی است که اگر نبود، اسلامی باقی نمی‌ماند. این هم یک نعمت است.

در ابعاد دیگر، بعد تربیتی و اینکه دست بندگان خدا را می‌گیرند. اگر کسی رفت در خانه اینها، دستش را می‌گیرند و او را بالا می‌برند. وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا. علامه طباطبایی می‌فرمایند این هدایت این نیست که راه را نشان بدهند، این دست طرف را می‌گیرند و می‌برند. شما می‌گویید یک موقع می‌خواهید جایی بروید و آدرس از یک نفر می‌خواهید. می‌گوید از این مسیر می‌روید و چهارراه رفتید می‌روید. یک وقتی دست من را می‌گیرند و با ماشین می‌رسانند. اگر صادقانه برویم اهلبیت ما را با خودشان می‌برند نه اینکه بگویند این راه است و خودت برو. چقدر دستگیری کردند. همه بزرگان علمای ما تصریح کردند هر چه داریم به دستگیری اهلبیت بوده است.

بعد دیگرش آن عالم است. در آن عالم همه به برکت اهلبیت به بهشت می‌رویم. اگر ما باشیم و اعمالمان که لیاقت آن مقامات را نداریم.

اینکه در زیارت حضرت معصومه است تدخل بشفاعتها الشیعه باجمعهم. از امام سوال می‌کنند که حضرت معصومه را می‌گوییم یا فاطمه اشفعی لی فی الجنه، این شفاعت مردم قم است یا کسانی که به زیارتش می‌آیند. فرمودند کل شیعه با شفاعت حضرت معصومه وارد بهشت می‌شوند.

یعنی همه به حضرت معصومه نیاز دارند. بیانات اهلبیت را به مبالغه حمل نکنیم که بگوییم گفته همه شیعه. نه، تاکید می‌کند شیعه باجمعهم، یعنی همه شیعه. یعنی اگر فاطمه معصومه شفاعت نکند ما نمی‌توانیم برویم بهشت. حالا زهرای مرضیه و اهلبیت و مقام ولایت.

در روایات داریم شفاعت پیامبر برای انبیای گذشته آنها را دستگیر می‌شود. این یک بعد دیگر ولایت است که در عالم دیگر هم به لطف اینها مسیر را طی می‌کنیم.

فقط این نیست که اینجا آنچه داریم از آنها می‌گیریم. فقط ما نیستیم که از ولایت بهره مند می‌شویم. کل هستی از ولایت بهره مند می‌شود.

نور این عالم و آنچه در این عالم است از اهلبیت است. نور آن عالم همینطور است. اشرقت الارض بنور ربها، اینها فرمودند الله نور السموات و الارض، یعنی از کانال زهرای مرضیه می‌رسد.

المشکاه الزهرا. بنابراین این جمله، جمله بسیار متعالی است که فرمودند بالاخره با نور زهرای مرضیه و با ولایت، ما در هر جا که می‌رویم، با او حرکت می‌کنیم. این چه نعمت بزرگی است. آیا این نعمت جای سوال ندارد.

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا