سلسله جلسات اخلاق و مبانی معرفتی

جلسه سی‌ونهم درس اخلاق آیت الله رجبی

۲۰آذرماه۱۴۰۳

 

هدف خلقت و راه‌های رسیدن به آن

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

عرض شد که برای حرکت به سوی کمال و سعادت دنیا و آخرت و تقرب الی الله به دو عنصر اساسی نیاز داریم. یکی معرفت و دوم محبت است. در باب معرفت عرض کردیم نقطه آغاز، توجه و بیداری و یقضه است. اول انسان متوجه این حقیقت بشود که نیاز به معرفت دارد. متوجه این نکته بشود که بدون معرفت، امکان رسیدن به سعادت وجود ندارد. در اولین جلسه مقداری راجع به اهمیت معرفت و نقشی که در سعادت انسان دارد صحبت کردیم.

در ادامه به بحث اینکه معرفت‌هایی که ما به دست می‌آوریم همه در یک سطح نیستند، برخی معرفت‌ها بسیار مهم هستند، سرنوشت ساز هستند که اگر آن را نداشته باشیم امکان دستیابی به سعادت وجود ندارد. امکان تقرب الی الله وجود ندارد. بعضی معرفت‌ها این چنین نیستند معرفت‌هایی هستند که ولو نقشی هم داشته باشند نقش درجه اول را ندارند. برخی معرفت‌ها وقت تلف کردن است به دنبال آنها رفتن. برخی از معرفت‌ها زیان بار است برای انسان. چون انسان را گمراه می‌کند. بعد هم پرداختیم به اینکه کدام یک از معرفت هاست که نقش اول و نقش سرنوشت ساز در سعادت انسان دارد.

امشب می‌خواهیم عرض کنیم اطلاعاتی که ما بدست می‌آوریم به دو دسته تقسیم می‌شوند. یک دسته معرفت‌ها و داده‌ها و اطلاعاتی هستند که کاذبند. فکر می‌کنیم معرفت است ولی واقعا جهل است، نادانی است، توهم است ولی ممکن است غافل باشیم و فکر کنیم اینها معرفت‌های درستی است و به دنبال آن حرکت و اقدام کنیم. اگر مراقب نباشیم این معرفتی که بدست آوردیم اطلاعاتی که بدست آوردیم درست است یا غلط است، ممکن است با اینکه می‌خواهیم مسیر قرب به خدا را طی بکنیم مسیر بُعد از خدا را طی کنیم. با اینکه می‌خواهیم به سعادت دنیا و آخرت برسیم یا جامعه را به سعادت دنیا و آخرت برسانیم بعکس هم خودمان را گمراه کنیم و به ضلالت بکشانیم و از سعادت محروم کنیم و هم جامعه را محروم کنیم. بنابراین شناخت معرفت صادق از کاذب، در مسیر سعادت بسیار مهم است و بسیار نقش آفرین است.

اگر بخواهیم معرفت درست را بدست بیاوریم چه باید بکنیم؟ نقطه اول اینست که ما در دستیابی به معرفت، دقت کنیم. بی حساب و کتاب هر اطلاعاتی را نپذیریم. بی حساب و کتاب از هر منبعی استفاده نکنیم. در هر حوزه ای متناسب با آن حوزه، با روش درستش برای کسب معرفت حرکت کنیم. اگر ما دقت در معرفت‌های خودمان نکنیم، سطحی نگری داشته باشیم، مسامحه کنیم، اهتمام نورزیم، ممکن است معرفت‌هایی بدست بیاریم که این معرفت‌ها در زندگی فردی و اجتماعی به زیان ما تمام بشود. آن کسی که از کوچکترین بحث‌ها هم که شروع کنیم همین احکام شرعی واجب و حرام را خوب ندانیم. مسائل نماز و روزه و اینها را که باید یاد بگیرد، دقت نکند. ممکن است عمری عبادت کند و بعد از عمری بفهمد همه این عبادات باطل بوده است. اگر طهارت در نماز تامین نشود ولو ده سال بعد من بفهمم که همه این وضوهای من باطل بوده است همه غسل‌هایی که واجب و لازم بوده باطل بوده است. این نمازها باید اعاده بشود. فتوای همه مراجع است. لا صلاه الا بطهورا. ارکان نماز بهم بخورد. نمازی که رکنش خراب بشود باطل است. حالا در اثر ندانستن مسئله، کسی رکن نماز را بهم بزند. بله، سایر مسائل نماز اگر در اثر سهو و ندانستن و غیره دچار مشکل بشود خیلی جاهایش می‌گویند اشکال ندارد و نمازی که خواندیم قبول است. بنابراین ببینید همی مسائل جزئی. داد و ستد می‌کنیم ولی احکامش را ندانیم، مالی را بدست بیاوریم که مال ربوی باشد. مالی بدست بیاوریم که مخلوط به حرام باشد. هم آثار وضعیش در وجود ماست و هم مال ما نیست و ضامن هستیم.

کسی از اموال و امکانات یک سازمانی که در آنجاست برای کارهای شخصیش استفاده بکند. بگوید حالا که در مسیر می‌رویم اینجا نگه داریم برای وسایل خانه مان چیزی بخریم. وقتی که برای آن اداره است بابتش حقوق می‌گیرد صرف کار شخصی می‌کند. ماشینی که برای اداره و سازمان است بدون اجازه وقف کار شخصی خودش می‌کند. همه شنیده ایم وقتی طلحه و زبیر از امیرالمومنین وقت خواستند. وقتی وارد شدند، یک شمعی روشن شد، امیرالمومنین پرسیدند کار شما خصوصی است یا راجع به نظام اسلامی و مسلمین است. فرمودند که کار ما خصوصی است. حضرت شمع را خاموش کردند. گفتند چرا شمع را خاموش کردید. گفتند شمع مال بیت المال است ولی شما کار شخصی دارید. این کاری که امیرالمومنین انجام داد همه ما باید انجام بدهیم. در اثر دوری از معارف اسلامی، وقتی می‌خواهیم بگوییم چقدر امیرالمومنین عظمت دارد می‌گوییم حاضر نشد یک شمع را برای کار شخصی افراد استفاده بکند. هر کسی باید اینجور باشد.

خدا رحمت کند علامه مصباح را می‌فرمود خیلی از این چیزهایی که تعریف می‌کنیم که فلان شخص چنین و چنین بود وظیفه اش را انجام می‌داد. اگر انجام نمی‌داد گناه کرده بود. فرد می‌گوید خیلی خب این کار را کردم یک مقدار هم پول می‌ریزم به حساب آن سازمان. درست می‌شود؟ بله به لحاظ مالی یک پولی ریخته است. به لحاظ وقتی که برای این سازمان بود و در امور شخصی خودش مصرف کرد و اجازه نداشت. یک موقع مرخصی می‌گیرد کار شخصی اش استفاده می‌کند. به این لحاظ گناه کرده است. باز رحمت کند خداوند متعال علامه مصباح را که می‌فرمود بعضی‌ها ممکن است فکر کنند اینجا مثلا درس می‌خوانیم و تعهد دادیم اینقدر درس بخوانیم، تعهد دادیم اینقدر کار علمی بکنیم. خیلی خب یک ساعت کار نمی‌کنیم و پولش را نمی‌گیریم. ایشان گفتند پولش را نمی‌گیرید بله، مال حرام نیامده. ولی اجازه داشتیم یک ساعت را کار نکنیم؟ اگر اجازه داشتید بله، ولی خودسرانه، بنا بوده ده ساعت کار بکنیم ولی می‌گویید نه ساعت می‌کنم. این قرارداد است تعهد شرعی کردید. یک جا تعهد قانونی کردید. یک جا قرارداد در سازمانی امضا می‌کنید یعنی تعهد می‌کنید ده ساعت کار کنم مگر با اجازه شما یک ساعت کم کنم. این را می‌فرمودند چی کار می‌کنید فرض کنید پولش را نگرفتید ولی وقتی که تعهد دادید ولی عمل نکردید، این هم حل شد؟

اگر اطلاعات دقیق بدست نیاوریم خیلی دچار مشکل می‌شویم در زندگی فردیمان. حالا در مسائل خانوادگی و مسائل عرفی همین طور است. اگر ندانم که با فرزندم باید چگونه تعامل داشته باشم با همسرم چگونه تعامل داشته باشم ممکن است خیلی جاها بر خلاف آنچه خدا می‌خواهد عمل بکنم. از خدا دور می‌شوند. تعارف ندارد. غیر از اینکه ممکن است در اثر عمل من که براساس عدم آگاهی یا آگاهی نادرست است ممکن است آسیب به فرزندم و زندگی خانواده ام بزنم، به لحاظ سیر الی الله هم از خدا دور می‌شوم. اینها را یاد بگیریم. اول رساله عملی می‌فرمایند مسائل مبتلابه خودتان را هر کسی واجب است یاد بگیرد. اصلا یاد گرفتنش واجب است. یعنی اگر نرفتیم یاد بگیریم یک گناه کردیم. حالا که عمل نمی‌کنیم یا عمل نادرست می‌کنیم یک چیز دیگری است. دقت در فراگیری مسائل و کسب مسائل درست، خیلی ضرورت دارد. این در مسائل فردی است. در مسائل سیاسی و اجتماعی و فرهنگی همینطور است. بسیاری از مشکلاتی که در مملکت ما بوجود آمده است برای اینست که آن مسئول آن معرفت درست را به دست نیاورده. تصمیمی گرفته و جامعه را دچار مشکل کرده است.

خب حالا من نمونه اگر عرض بکنم الان مسئله مبتلابه امروز ما، یک لایحه تصویب شده است. لایحه حجاب و عفاف. چقدر موضع می‌گیرند این نادرست است چنین است چنان است. همین چند روز پیش یک کسی که در سطح استاد دانشگاه بود، آمده بود که مثلا مراحلش را طی بکند و استاد دانشگاه بشود. سوال شد که نظر شما راجع به این لایحه چیست. فرمود بدجوری است مگر با بگیر و ببند می‌شود. گفتیم لایحه را خواندی؟ گفت نخواندم. گفتیم چطور می‌گویی این لایحه اینجوری است؟ گفت باید کار فرهنگی کرد. گفتیم شما لایحه را دیدید و در آنجا کار فرهنگی را گفتند بکنید یا نکنید. گفت نخواندم ولی از روزنامه ای که آن را نقد کرده بود دیدم بد است. حالا اسم روزنامه را نمی‌برم روزنامه ای بود که اتفاقا با مسائل ارزش‌های دینی رابطه خوبی نداشته. این می‌تواند منبع باشد؟ کسی که می‌خواهد قضاوت بکند، حالا بعضی از این افراد دروس طلبگی خواندند و خیلی سال‌ها درس حوزه خوانده است. بدون اینکه مطالعه کند به اینکه یک کسی گفته است چنین است، قضاوت می‌کند. حالا اگر در دانشگاه برود بخواهد نسل ما را تربیت بکند خروجیش چی بیرون می‌آید. آن وقت می‌گوییم چرا در فتنه 1401، دانشجویان ما اینجوری شدند یا دانش آموزان ما اینجوری عکس العمل نشان دادند. استادی که اینجوری باشد معلمی که اینجوری باشد دانش آموز و دانشجوی ما آنجا چطوری فکر بکند. حالا ادعا میکند موضع می‌گیرد قضاوت می‌کند می‌خواهد هدایت بکند، انتقاد بکند به قول خودش جامعه را در مسیر درست ببرد ولی براساس اطلاعات نادرست و غلط تصمیم گیری و موضع گیری می‌کند. این لایحه پنج فصل دارد. چهار فصلش راجع به جرایم و متخلفات نیست راجع به کارهای فرهنگی است راجع به اینست که سازمان‌ها و ادارات و صدا و سیما و غیره چه وظیفه فرهنگی دارند بکنند. دشمن هم سوء استفاده می‌کند. می‌بیند اگر این قانون پیاده بشود یک ارزش اسلامی حفظ شده است. این بنده خدا نمی‌داند و می‌گوید همه‌اش با بگیر و ببند نمی‌شود.

آقای تهرانی رئیس کمیسیون فرهنگی گفتند هفتاد و پنج درصد این لایحه کار فرهنگی است. آن وقت باز دشمن یا ناآگاهان بگوییم که دقت ندارند گفتند ایشان می‌گوید 75 درصدش برای جرایم است. درست در نقطه مقابلش. یک عده باورشان آمد. بی دقتی در کسب معارف خیلی آسیب می‌زند. خیلی از مسائلش اصلا ربطی به اینکه بگیر و ببند ندارد. همانجا که جرایم می‌رود. مثلا گفته به بانوانی که باحجاب هستند کسی اهانت نکند. گفته به آمرین و ناهین عن المنکر نباید اهانت کنند. این چیز بدی است؟ باید اهانت کنند؟ لایحه را نمی‌خواهد و موضع می‌گیرد. آن وقت می‌بینیم تا رده‌های بالای مملکت ما می‌رسد که باید خودش قانون را اجرا بکند او هم در اثر مشورت‌های نادرست که بهش می‌دهند بجای اینکه بگوید قانون است و محترم است اجرا بشود موضع دیگر می‌گیرد. براساس مشورت‌های غلطی که بهش می‌دهند و دقتی که در کسب معرفت نمی‌کند.

در جریان برجام همین را داشتیم که حضرت آقا فرمودند خسارت محض. الان هم که تلاش‌هایی می‌شود صریحاً کسانی که دست اندرکار بودند گفتند اروپایی‌ها اصلا از خودشان اختیاری ندارند و همه اش باید بروند از امریکایی‌ها اجازه بگیرند پس کدخدا را ببینیم حل بشود. یعنی قبلش تجربه کرده بودند با اروپایی‌ها و می‌گفتند بدرد نمی‌خورد. رفتند کدخدا را ببینند و آن را هم دیدند به درد نمی‌خورد. حالا دوباره تکرار اینکه اروپایی‌ها را ببینیم چی کار می‌کنند. منشاء این عدم توجه و عدم دقت نسبت به معرفت‌هایی است که داشتند. ما تجربه کردیم.

ما باید مراقب باشیم الان جریان سوریه رخ داده است. ببینید در فضای مجازی، براساس این اطلاعات غلط و دامن زدن دشمن برای شایعه پراکنی، ای وای بشار رفت و حکومتش ساقط شد خون‌های شهیدان ما چی شد. شهیدان ما رفته بودند که بشار اسد سر کار باشد یا رفتند برای دفاع از حرم اهلبیت؟ کدام یک از عزیزان شهدای مدافع حرم، جانبازان مدافع حرم و خانواده‌های شهدا گفتند این حکومت باشد. اصلا نام این عزیزان عنوانشان مدافعان حرم است. اگر کسی این نام را توجه داشته باشد می‌گوید برای دفاع از حرم رفتند. بالاترین سعادت است که کسی در راه اهلبیت و صیانت از حرم اهلبیت خودش را فدا بکند. یک امر مقدس الهی که بالاترین سعادت است تبدیل می‌کنند در اثر اطلاعات غلط به یک چیز بیخود و بی خاصیت. اینها رفتند برای اینکه توطئه امریکا را با همه هزینه‌هایی که کرده بود برهم زدند. خاورمیانه جدید را آن موقع می‌خواستند راه بیندازند. داعش را راه انداختند که مجری این کار باشد. اگر مدافعان حرم نبودند همه کشورهای عربی رابطه با اسرائیل و بعد تغییر جغرافیای منطقه بود. اینها بودند که جلوی امریکا و اسرائیل و اروپایی‌ها و مزدوران منطقه‌ای‌شان ایستادند. خون اینها بود که حفظ کرد و توطئه شان را خنثی کرد. رئیس جمهور امریکا گفت این همه خرج کردیم و فایده نداشت. این رشادت‌ها بود.

طراحی این بود که تا ایران و عراق و همه جاها را داعش بگیرد. دستور این بود. کی جلوی اینها را گرفت؟ اگر این مدافعان حرم نبودند اینها نمی‌آمدند؟ داشتند می‌آمدند. نیامدند عراق؟ اروپایی‌ها وحشت کردند. آن وقت جلوی اینها نباید می‌ایستادیم؟ اگر کسی جلوی اینها می‌ایستاد بالاترین خدمت را به جامعه اسلامی و جامعه ما و جامعه بشری نکرده بود؟ جنایتکارانی که از هیچی ابا نداشتند ریشه کن کردن، کم عظمت است؟ وقتی مراقب نباشیم یک چنین کار با عظمت در سطح عالم، می‌شود یک کار بی‌ارزش و باورمان می‌آید ای وای این همه خون دادیم چی شد؟ پشت امریکا و اسرائیل را شکستند. ابرقدرت‌ها را زمینگیر کردند. داعش که خودش نبود. غیر از این که اگر بود کشورمان معلوم نبود. از خودمان دفاع کردیم.

عرضم اینست عدم اطلاعات دقیق و بی توجهی نسبت به معرفت‌ها و معرفت‌های کاذب چگونه یک جامعه را دچار مشکل می‌کند. چگونه ذهن را عوض می‌کند. چگونه امید را از جامعه می‌گیرد. چگونه نشاط را از جامعه می‌گیرد.

کسی که فکر می‌کند بالاترین افتخارش این کار است، خانواده مدافع حرمی که احساس کند بزرگترین افتخارش اینست که جوانش رفته تا اینکه با اطلاعات کاذب بگوید خون جوان ما از دست رفت. چقدر فرق دارد. منشاءاش اطلاعات درست و اطلاعات نادرست است.

اینکه مقام معظم رهبری روی جنگ شناختی و جنگ ترکیبی هی هشدار می‌دهند. جهاد تبیین. برای همین است. الان دشمن سرمایه گذاریش روی همین است. معرفت‌های کاذب در اختیار قرار بدهد و جامعه را ناامید بکند و بگویند تمام شد. الان بعضی‌ها در فضای مجازی می‌گویند حزب الله و ایران هم تمام شد و بساطمان را جمع بکنیم و نمی‌شود. این توطئه دشمن است و آسیب است. باید بسیار مراقب باشیم.

بنابراین معرفت دقیق بدست بیاوریم. راهش اینست که ببینیم چه منبعی این اطلاعات را در اختیار ما قرار می‌دهد. این فضای مجازی که دیگران و جوانان ما دچارش شدند وقتی واردش می‌شوند چند درصد از افراد فکر می‌کردند این اطلاعاتی که الان خواندم کی داده است.

ما معرفت رسانه ای نداریم برای جوانان مان. از هر جایی آمده می‌شنود و برای دیگران می‌فرستد و نقل می‌کند. باید منابع معرفتی مان معتبر باشد. روش معرفتی مان باید معتبر باشد تا اطلاعات مان معتبر باشد تا شناخت صادق باشد تا مسیر را بتوانیم درست برویم. اگر در این زمینه‌ها اهتمام نداشتیم هر فردی در هر موقعیت باشد ممکن است در اثر اطلاعات نادرست، تصمیم نادرست بگیرد. حالا این تصمیم مربوط به شخص خودش باشد خودش ضرر می‌کند، مربوط به خانواده باشد خانواده را دچار مشکل می‌کند، مربوط به کسب و کارش باشد، مربوط به کل جامعه باشد. اینست که مسئولین ما وظیفه شان در کسب اطلاعات دقیق سنگین‌تر است. روحانیت ما مسئولیتشان بیشتر است. چون اینها می‌خواهند مردم را هدایت کنند.

یاد کنم از علامه مصباح که می‌فرمودند اگر کسی دقت نکرد در شناخت دقیق وظیفه، و اقدام کرد همینطوری و گفت روشن است و نیاز به تحقیق ندارد و آسیب‌هایی بوجود آورد، نمی‌تواند بگوید نیتم صادقانه بود و برای خدا و ترویج دین این کار را کردم. من که غرض نداشتم و مدافع ولایت و انقلاب و رهبری هستم. اگر دقت نکرده باشد پذیرفته نمی‌شود. چرا نرفتی بفهمی. تمام آسیب‌هایی که ایجاد می‌شود مسئول است. می‌گفتند باید با دقت و شناخت دقیق بفهمد وظیفه چیست.

یکی از چیزهایی که خدا به ما لطف کرده است، نعمت بسیار بسیار بزرگی که خدا به ما عنایت کرده است در مسائل اجتماعی و سیاسی و کلان، وجود مبارک مقام معظم رهبری است. منبع مطمئن فصل الخطاب شرعی و سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. چقدر ما باید خدا را شکر کنیم بر این نعمت، نمی‌دانیم. بهیچ وجه ما نمی‌توانیم نعمت وجود رهبر معظم انقلاب را شکرش را بجا بیاوریم. اینکه در جلسه قبل عرض کردم لتسئلن یوما اذا النعیم، حتما در قیامت از شما از نعمت سوال می‌کنند. عرض کردیم امام می‌فرمایند فکر نکنید این نعمت، غذا و متاع دنیاست. اینها را که خدا خیلی کریمتر است که بپرسد چند نون در روز خورید و چقدر برنج خوردید سوال کند. خدا که بالاتر است. یک انسان هم این کار را نمی‌کند. نعیم یعنی نعمت ولایت. از این سوال می‌کنند.

اینکه سردار عزیز شهید ما حاج قاسم سلیمانی فرمود، سه بار قسم خورد والله والله والله یکی از شئون عاقبت بخیری ارتباط قلبی و دلی با این حکیمی است که سکان مملکت را بدست دارد، فرمود آن دنیا خواهیم دید یکی از محورهای محاسبه، ارتباط با ایشان است. لتسئلن یوما اذا عن النعیم. از امام و از رسول خدا می‌پرسند چه کار کردید. از ولی فقیه به عنوان جانشین حضرت بقیه الله سوال می‌کنند رابطه شما چطور بود، شناخت و محبت و تبعیت شما چطور بود. عرض کردیم آن نعمت را چرا سوال می‌کنند، برای اینکه راه به سوی خدا رفتن جز با این نمی‌شود. الا من شاء ان یتخذ الله ربه سبیلا. اگر کسی می‌خواهد مسیر خدا را طی بکند باید با ولایت در زمان پیامبر با پیامبر، در زمان ائمه با ائمه معصومین، در زمان غیبت با ولی فقیه، رابطه معرفتی و شناخت درست از جایگاهش، رابطه قلبی، عشق و محبت به او، رابطه عملی و اطاعت از او سرلوحه زندگیش باشد. باید خدا را شکر کنیم. اگر نبود خیلی جاها اشتباه می‌کردیم و خیلی جاها اطلاعات کاذب بدست می‌آوردیم و خیلی جاها مسیرمان دچار انحراف می‌شد.

پروردگارا روح امام عزیز ما، شهدای گرانقدر ما، علمای ربانی را با ارواح طیبه شهدای کربلا محشور بفرما. پروردگارا سایه مقام معظم رهبری، این نعمت بسیار بسیار بسیار بزرگ خودت را تا ظهور حضرت بقیه الله و در کنار آن حضرت بر سر ما مستدام بدار. ما را ارتباط معرفتی و قلبی و اطاعتی مان را نسبت به ایشان هر روز بیشتر بفرما. پروردگارا شر دشمنان اسلام در هر کجا که هستند به خودشان برگردان. صهیونیست‌ها و استکبار جهانی را هر چه زودتر از صحنه روزگار برانداز. جبهه مقاومت و حزب الله لبنان را هر چه زودتر به پیروزی نهایی برسان.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

 

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا