سلسله جلسات اخلاق و مبانی معرفتی

جلسه سی‌وچهارم درس اخلاق آیت الله رجبی

۲۹ آبان‌ماه۱۴۰۳

 

هدف خلقت و راه‌های رسیدن به آن

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

عرض شد كه براي حركت به سوي خداوند و قرب الهي دو عامل نياز هست يكي معرفت و يكي محبت است؛ و در بحث معرفت اولين قدم يقظه و هوشياري و بيداري و توجه كه امام عزيز آن را می‌فرمایند مقدمه قبل از قدم‌های سلوكي است و بقيه اهل سلوك می‌فرمایند اولين قدم هست. تا اين قدم برداشته نشود امكان ندارد انسان به سوي خدا حركت كند.

عرض شد كه اين يقظه و اين هوشياري و اين توجه و بيداري نسبت به چه چيزي بايد باشد؟ و در جلسه به دو چيز كه در روايات و آيات زمان فرموده بودند بايد نسبت به آن انسان هوشيار و بيدار باشد نكاتي را عرض كرديم. اول خود ذات خداوند متعال كه آيات متعدد از اينكه در همه حال به ياد خدا باشيد. ياد خدا باشيم شديدتر از ياد هر كس ديگر و زياد خدا را ياد كنيد. در آيات مختلف آمده بود.

دوم هم اوصاف الهي بود كه عرض كرديم از بين اوصاف قرآن كريم روي صفت رب تأكيد می‌کند كه «وَ اذْكُرْ رَبَّكَ» خداوندگار خودت را ياد كن و توضيحي داده می‌شود كه چرا از بين همه صفات اين صفت را خداوند انتخاب می‌کند و تأكيد بر آن دارد.

سومين چيزي كه در روايات و در آيات توجه و بيداري و هوشياري نسبت به آن بر آن تأكيد شده است نعمت‌های خداست. «فَاذْكُرُوا آلاءَ اللَّه» از نعمت‌های خدا ياد كنيد. در چند آيه صريحاً از اينكه ياد نعمت‌ها باشيم سخن گفته است و در آيات فراواني نعمت‌ها را خدا می‌شمارد. براي اينكه از اين طريق انسان را به ياد نعمت‌های خدا بيندازد. مرحوم علامه طباطبايي می‌فرمایند رازي خداوند فراوان نعمت‌های خودش را براي ما ياد می‌کند كه البته اين خاص قرآن هم نيست. در ادعيه ما فراوان آمده است. در روايات ما فراوان آمده است. حتي در زيارات ما از نعمت‌هایی كه خدا به انسان داده ياد شده است. دعاي عرفه، دعاي ابوحمزه، دعاي مناجات شعبانيه، پر از ذكر نعمت‌های خدا هست.

اينكه براي هر ساعت از روز ذكري گفته شده است. اينكه براي هر روزي ما دعايي داريم كه ذكر خداست. اينكه براي روزهاي خاص ذكرهاي خاص داريم. اينكه در ماه‌های خاص مثل ماه رمضان پر از ذكر خدا و دعاست براي همين هست. ايشان می‌فرمایند ذكر نعمت‌ها براي اين هست كه ايجاد محبت در دل بنده نسبت به خدا می‌کند. اگر ما به معرفت و محبت نياز داريم هر قدر نعمت‌های خدا را متوجهش بشويم، ذكر كنيم، بشماريم، محبت ما به خدا بيشتر می‌شود. اگر محبت بيشتر شد در پي اين برمی‌آییم كه برويم اين خدايي كه اين همه به ما لطف كرده را بشناسيم.

بنابراين يكي از محورها هم اين هست كه انسان نعمت‌های خدا را ياد كند. انسان وقت بگذارد در شبانه‌روز اين نعمت‌ها را بشمارد. خدا چه نعمت‌هایی مادي به ما داده است. چه نعمت‌های معنوي به ما داده است. چه نعمت‌های روحاني به ما داده است. چه نعمت‌های جسماني به ما داده است. چه نعمت‌های فردي به ما داده است. چه نعمت‌های جمعي به ما داده است. آن وقت همان می‌شود كه قرآن می‌فرماید «وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لَا تُحْصُوهَا». هر فردي اگر بخواهد نعمت‌هایی را كه خدا به‌خصوص او داده است شمارش كند نمی‌تواند و اگر بخواهد شكر اين نعمت‌ها را به جا بياورد هرگز نمی‌تواند!

بنابراين نعمت‌ها هم خيلي مهم هست. در دعاي عرفه آمده است كه خدايا اگر من خودم در تمام عمرم و همه خلايق با من در تمام عمرشان هم‌نوا بشوند كه بخواهيم شكر يك نعمت تو را به جا بياوريم نمی‌توانیم! حالا اگر بخواهيم شكر همه اين نعمت‌ها را به جا بياوريم و اگر انسان متوجه اين بشود كه خدا چقدر به او نعمت داده است عشق به خدا در دل او شعله‌ور می‌شود.

يكي ديگر از اموري كه تأكيد شده كه انسان نسبت به آن حالت هوشياري و بيداري داشته باشد متوجه آن باشد از آن ياد كند اولياء الهي است. ما اگر بتوانيم در زندگی‌مان از اولياء الهي ياد كنيم. بشناسيم. ویژگی‌های آن‌ها را ذكر كنيم. توجه به آن‌ها بكنيم خود اين ياد انسان را متحول می‌کند. يكي از روش‌های تربيتي شايد از روش‌های مهم تربيتي است تربيت الگويي است؛ يعني انسان يك الگويي داشته باشد او را جلوي چشمش قرار بدهد. خودش را بخواهد مشابه او كند. ببينيد او چه كمالاتي دارد. او هم در فكر اين بربيايد كه چگونه اين كمالات را به دست بياورد.

در قرآن مجيد زياد از الگوها ياد شده است و اصلاً دستور به پيامبر داده است كه این‌ها را به ياد داشته باش. به شخص پيامبر می‌فرماید پيامبري كه اشرف مخلوقات هست به او می‌فرماید «وَ اذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِبْرَاهِيمَ * وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِسْمَاعِيلَ* وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ مَرْيَمَ‌ * وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِدْرِيسَ» مدام قرآن به پيامبر می‌فرماید این‌ها را ياد بياور. ياد این‌ها، بعد قرآن هم براي هر كدام هم يك صفتي ذكر می‌کند كه ادريس این‌گونه بود يعني اين صفت را متوجه بشود. اسماعيل می‌فرماید «وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِسْمَاعِيلَ إِنَّهُ كَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ» ببين اسماعيل صادق الوعد بود يعني از اين الگو بگير و همین‌طور انبياء ديگر. بسيار مؤثر است.

اينكه قرآن داستان انبياء را ذكر می‌کند، داستان اولياء خودش را ذكر می‌کند، این‌ها براي همين هست. براي اينكه انسان الگوها در پيش چشمش باشد. این‌ها را ببيند. داستانشان، خودشان، صفات خودشان، كارهايي كه انجام داده‌اند، اقداماني كه کرده‌اند، عبادتشان، خدمت به خلقشان، انسان هر قدر بتواند اين اولياء الهي را در قلب، در روحش، در گفتارش، زنده كند. در زندگي او این‌ها ملموس باشند در رشد انسان، در كسب كمالات انسان اثر می‌گذارد. اين هم يك محور هست. من چون می‌خواهم مختصر از اين بحث‌ها عبور كنيم آخرين محوري كه قرآن روي آن تأكيد دارد كه اين را به ياد داشته باشيد و اثر بسيار دارد معاد هست.

قرآن كريم در آيات زياد از معاد ياد می‌کند. آيات راجع به معاد بسيار هست. هم اصل معاد، هم عذاب‌های قيامت، هم نعمت‌های بهشتي قيامت، هم خود عرصه قيامت، در آيات ما، در روايات ما، در ادعيه ما پر هست. اين براي اين است كه این‌ها اثرگذار است. خب بهشت این‌چنین است. جهنم این‌چنین است. اگر ذكر این‌ها در رشد ما اثر نداشت قطعاً اين قرآن قدر به آن نمی‌پرداخت. وقتي قرآن فروان به يك چيزي می‌پردازد اين نشان اين هست كه اين مسئله در رشد انسان زياد تأثير دارد. علاوه بر اينكه قرآن پر از ذكر معاد هست. در آيات شریفه‌ای به‌خصوص تأكيد می‌کند كه به ياد معاد اهميت بدهيم. می‌فرماید «وَاذْكُرْ عِبَادَنَا إِبْرَاهِيمَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ أُولِي الْأَيْدِي وَالْأَبْصَارِ» ياد كن از بندگان ما، ابراهيم، اسحاق، اسماعيل، قبل از آن حضرت داوود را دارد. حضرت سليمان را دارد. بعد از آن انبياء ديگري را دارد. بعد می‌فرماید كه این‌ها داراي «ذوالايدي و الابصار» این‌ها داراي يك ویژگی‌های خاصي بودند. به يك چيزهايي دست يافته بودند كه حالا توضيح خواهم داد «ذوالايدي و الابصار» يعني چه. بعد می‌فرماید كه خب این‌ها چه شد كه به اين مرحله «ذوالايدي و الابصار» به مرحله عباد خدا بودن رسيدند. می‌فرماید كه «إِنَّا أَخْلَصْنَاهُمْ بِخَالِصَةٍ ذِكْرَي الدَّار» ما این‌ها را با يك چيزي كه هر انساني را خالص می‌کند خالصان كرديم. آن چيست؟ ياد معاد است. ياد معاد يك عنصري است كه، يك اكسيري است كه انسان‌ها را براي خدا خالص می‌کند. جز خدا ديگر در زندگي آن‌ها مطرح نيست. اگر انسان بتواند ياد معاد را در زندگي خودش پر كند مرحوم امام (رضوان‌الله تعالي عليه) وقتي كه از يقظه و بيداري سخن می‌گویند و می‌گویند اين قدم اول يا قبل از همه قدم‌های سلوكي است می‌فرمایند خب يقظه به چيز؟ می‌فرمایند يقظه به اينكه انسان توجه كند كه مسافر است. بايد به سوي عالم ديگري برود. بداند اينجا جاي ماندن نيست. اينجا سراي زندگي او نيست. اينجا ما مسافر هستيم. اين همين ياد معاد است يعني انسان باورش بيايد يك جاي ديگر می‌رود آنجا جاي اصلي است. آنجا دار الحيوان است. اصلاً براي آنجا خلق شده است. می‌فرماید بداند كه انسان مسافر است. اگر توجه بكند و هوشيار بشود به اينكه من مسافر هستم. مرحوم علامه طباطبايي هم در الميزان يك جايي خاصيت و ويژگي مكتب اسلام را در برابر مکتب‌های ديگر و حتي در برابر مکتب‌های انبياء ديگر گاهي ايشان مقايسه می‌کند می‌فرمود خاصيت اين مكتب اين است كه به انسان می‌گوید تو مسافر هستي. عده‌ای در اين دنيا با اينكه مسافر هستند فكر می‌کنند نه اينجا جاي اصلي آن‌هاست! غافل می‌شوند از اينكه مسافر هستند! همه آنچه را كه دارند همین‌جا مصرف می‌کنند. چيزي براي آخرت نمی‌گذارند! «أَذْهَبْتُمْ طَيِّبَاتِكُمْ فِي حَيَاتِكُمُ الدُّنْيَا» روز قيامت به عده‌ای می‌گویند شما هر چه چيزهاي خوب داشتيد در دنيا از بين برديد! چيزي براي معاد شما باقي نمانده است! این‌ها كساني هستند كه توجه به اين نداشته‌اند كه مسافر هستند.

اگر كسي اين ياد معاد را در وجودش آمد آن وقت آن چيزي كه در حضرت ابراهيم به وجود آمده بود، بر حضرت اسماعيل به وجود آمده بود، اسحاق به وجود آمده بود، در حضرت يعقوب به وجود آمده بود، در حضرت داوود، در انبياء الهي، در اولياء الهي به وجود آمده بود را می‌تواند به آن برسد.

مرحوم علامه طباطبايي می‌فرماید اين «ذوالايدي و الابصار» كه این‌ها در سايه ياد معاد اين اولياء به آن رسیده‌اند يعني در مقام عمل همه اعمالشان، همه اعضا و جوارحشان، فقط براي خدا كار می‌کرد. كسي دستش دست اوست كه ازاین‌دست براي خدا استفاده كند. والا اين دست، دست نيست. امكاناتي كه انسان براي غير خدا استفاده كند ايدي كنايه از همه توانمندی‌های انسان هست. اگر این‌ها را براي غير خدا مصرف كرد «كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ * وَيَبْقَي وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِكْرَام»«كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلاّ وَجْهَهُ» این‌ها همه از بين می‌روند. تنها چيزي می‌ماند كه براي خدا به كار گرفته شده باشد. اين اولياء الهي در سايه ياد معاد به اينجا می‌رسند كه همه امكاناتشان را در راه خدا مصرف می‌کنند. «ذوالايدي» می‌شوند. «والابصار» را علامه طباطبايي می‌فرمایند يعني این‌ها حقايق را آنگونه كه هست می‌فهمند. حقايق جهان براي آن‌ها مكشوف می‌شود. خطا از آن‌ها جدا می‌شود. اشتباه، نديدن حقايق از آن‌ها گرفته می‌شود. نه اين حقايق ملموس، حقايق خيلي فراتر از اين را به آن دست می‌یابند. اگر كسي ياد معاد بود آن وقت این‌چنین می‌شود. مرحوم آقا شيخ محمدتقي آملي (رضوان‌الله تعالي عليه) از شاگردان مرحوم قاضي كه در اين سال‌های آخر عمرشان در تهران زندگي می‌کردند می‌فرمایند كه من می‌دیدم كه، مرحوم قاضي زياد می‌دیدم در قبرستان وادی‌السلام نجف می‌آیند دو ساعت، سه ساعت آنجا می‌نشینند! و در فكر فرو می‌روند! پيش خودم گفتم كه زيارت اهل قبور كه این‌قدر نبايد كسي بنشيند! كارهاي مهم‌تری هست. بايد آنجا انسان برود يك فاتحه‌ای بخواند و دنبال كارهاي مهمش برود. چرا اين عالم می‌آید این‌قدر می‌نشیند. دو ساعت، سه ساعت، اينجا بنشيند! اين در ذهن من بود تا اينكه يك موقع تصميم گرفتم كه به ايران بيايم. گفتم خب فردا خدمت ايشان می‌روم خداحافظي كنم و اگر توصیه‌ای چيزي داري استفاده كنم. شب كه می‌خواستم بخوابم ديدم كه کتاب‌های روي طاقچه هست و من وقتي می‌خواهم بخوابم پاي من به طرف اين کتاب‌هاست. پيش خودم گفتم نكند اين بی‌احترامی به اين کتاب‌ها بشود! بعد گفتم نه کتاب‌ها آن بالاست! من اين پايين پايم را کشیده‌ام و این‌طور خوابيدم. فردا صبح بلند شدم خدمت ايشان رسيدم براي اينكه خداحافظي كنم. نه از اينكه تصميم داشتم بروم به ايران با كسي صحبت كرده بودم. اين جريان كتاب و بی‌احترامی به او را هم كه كسي نبود. من فقط خودم در حجره خودم اين فكر به ذهنم رسيد. تا خدمت ايشان رسيدم قبل از اينكه من سخني بگويم ايشان فرمود رفتن به ايران فعلاً براي شما مصلحت نيست! پاهايتان را هم به طرف كتاب دراز كردن بی‌احترامی است! ديگر يك مرتبه من با اينكه خيلي ابهت ايشان هميشه ما را می‌گرفت يك مرتبه گفتم آقا از كجا اين را دانستيد؟ فرمود از آن ساعت‌هایی كه در وادی‌السلام می‌نشستم! چشم انسان‌ها باز می‌شود. معرفتشان، چيزهايي را كه نبايد ديگران نمی‌بینند می‌بینند. چيزهايي كه ديگران نمی‌دانند مو با اسباب ظاهري نمی‌شود «اولي الابصار» می‌شوند. در مقام عمل هم مثل مرحوم قاضي می‌شوند. این‌ها «ذوالايدي» می‌شوند. جز به فكر خدا نيستند و حقايق را می‌بینند.

اگر ياد معاد را ما بتوانيم وقتي انسان بگذارد كه فقط ياد معاد بكند. يك آینده‌ای هست فكر اين را بكند كه اگر الان من از دنيا رفتم وضع من چطور خواهد بود؟! شرايط من، با چه كسي محشور می‌شوم؟! با چه كسي محشور می‌شوم؟! چقدر من آنجا بايد حساب پس بدهم. مجازات و این‌ها داشته باشم. این‌ها را انسان بفهمد كه چه آینده‌ای دارد، چه وضعي خواهد داشت. اجمالش را هم به تعبير قرآن «بَلِ الْإِنْسَانُ عَلَي نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ» حالا اگر تفصيلش را انسان نداند اجمالاً می‌داند وضعش چطور است و هر قدر انسان تأمل بيشتر بكند آن وقت وضعش بيشتر براي او روشن می‌شود. خطر را بيشتر احساس می‌کند و انسان تا خطر را باور نكند و احساس نكند زندگي طبیعی‌اش را دارد. اين است كه در روايات از ياد معاد، حالا شك كردم كه در بيانات علماء بزرگ اهل سلوك است يا در روايات هست! از ياد معاد به عنوان «هَادِمَ اَللَّذَّات» ياد کرده‌اند؛ يعني چيزي كه همه لذت‌ها را از بين می‌برد ديگر. لذت‌های دنيايي ديگر اصلاً لذت براي انسان محسوب نمی‌شود. تا بخواهد دنبال آن برود و از خدا غافل بشود.

عرض كرديم كه هيچ موقع ما دچار غفلت به طور محض نمی‌شویم. هميشه توجه به يك چيزي ما را از يك چيزي غافل می‌کند. توجه به دنيا و لذت‌های دنياست كه ما را از خدا و ا اولياء خدا و از معاد و این‌ها غافل می‌کند.

اما اگر توجه به معاد آمد آن وقت ديگر توجه به اين لذات كنار می‌رود. لذات دنيا، جاه دنيا مطرح نخواهد بود. «هَادِمَ اَللَّذَّات» فرمودند براي اين است. انسان از مقام لذت نمی‌برد. از مال دنيا لذا نمی‌برد. از لذات ديگر دنيا لذت نمی‌برد. لذتش با مناجات خدا تأمين می‌شود. لذتش با همان ياد معاد تأمين می‌شود. اينكه مرحوم قاضي (رضوان‌الله تعالي عليه) به مرحوم آیت‌الله علامه طباطبايي فرمودند فرزندم دنيا می‌خواهی نماز شب بخوان. آخرت می‌خواهی نماز شب بخوان؛ چون نماز شب يكي از خاصیت‌هایش اين است كه انسان آن موقع چون از همه امور دنيا به‌گونه‌ای است كه انسان توجهش به چيزي جلب نمی‌شود. توجهش به خودش و وضعيت خودش و آينده خودش و معادش و این‌ها جلب می‌شود. «الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَي جُنُوبِهِمْ» مربوط به همين نماز شب هست. «رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا» خدا اين عالم را كه بيهوده نيافريده است. بی‌هدف نيافريده است. يك هدفي در كار هست. «فَقِنَا عَذَابَ النَّار». آن هدف معاد است. آنجا عذاب در كار هست. خدايا ما را حفظ كن. ياد معاد اگر آمد و بهترين وقت براي اينكه انسان اين حالت يقظه براي او حاصل شود و اثرگذار باشد و ادامه داشته باشد همين قبل از طلوع فجر و بيداري شب است. چيزي به اندازه نماز شب و بيداري شب نمي‌تواند انسان را، آن حالت يقظه را در او ايجاد كند. اين فرمايش مرحوم قاضي و علامه طباطبايي هم براي همين هست.

قرآن وقتي از نماز شب و تهجد در شب و این‌ها ياد مي‌كند مي‌فرمايد كه «فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُن» كساني كه آن نيمه‌هاي شب بلند مي‌شوند با خدا راز و نياز مي‌كنند هيچ كسي، احدي نمي‌داند كه خداوند براي اين مردم این ‌چنینی، چه چيزهايي تهيه ديده است به عنوان نور چشمشان كه به آن خوشحال مي‌شوند.

مرحوم علامه طباطبايي مي‌فرمايند اين «قُرَّةِ أَعْيُن» نفرمود «قرة أعينهم» نور چشم آن‌ها مي‌شود! بهترين چيز براي آن‌ها مي‌شود! نه فرمود «قرة أعين» فرمود يعني هر كسي اين را ببيند مبهوت مي‌شود! اين ديگر چه نعمت بزرگي است؟! حالا چيست ما در روايات داريم كه براي هر عملي خداوند ثوابي ذكر كرده است جز بيداري شب! و اين آيه را ذكر مي‌كنند مي‌گويند اين آيه مي‌فرمايد نه نمي‌شود بگوييم چه چيزي است! خداوند متعال مي‌فرمايد شما قابل تصور برايتان نيست. قابل درك نيست كه بگوييم چه مي‌دهند.

حالا مطالبي در روايات آمده است كه حالا در تفسير علي بن ابراهيم يك حديث مفصلي هست يك بخش از آن اين است كه خداوند يك بهشتي را «خَلَقَ بِيَدِهِ» معلوم مي‌شود اين بهشت بهشتي است كه خداوند خودش آن را مستقيماً ايجاد كرده است. يك بهشت ويژه است كه هر كسي وارد اين بهشت نمي‌تواند بشود و بعد مي‌گويد اين بهشت را وقتي بندگاني كه در آن حالت، نیمه‌های شب برخاستند ياد خدا كردند ياد معاد كردند اشك ريختند وقتي مي‌آيند خداوند اول خودش براي این‌ها تجلي مي‌كند. خدا را با چشم دل مي‌بينند. خدا را مي‌يابند. آن وقت به سجده مي‌افتند. خطاب مي‌رسد كه سرها را بلند كنيد شما اينجا سجده لازم نيست بكنيد. بعد مي‌فرمايد اين بهشتي است كه من براي شما آماده كردم.

حالا آن تجلي خداوند خودش چقدر لذت‌بخش هست؟ قابل تصور براي ما نيست! اينكه خداوند، حالا قبل از آن داريم كه خداوند به ملائكه‌اش مي‌فرمايد كه يك نفر برود بگويد خداوند از شما دعوت كرده است كه بياييد من با شما كار دارم! انسان، يك كسي، مأمور ويژه‌اي از سوي خداوند متعال بيايد انسان را دعوت كند! حتي تعبيرش اين است «إستئذنوهم» از آن‌ها اجازه بخواهند كه بيايند! معناي اين را كه ما نمي‌فهميم كه معنايش چيست! و بعد بيايند و بعد خداوند تجلي كند و بعد سجده كنند و بعد خطاب برسد نه سرهايتان را بلند كنيد «فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُن» يعني به بالاترين درجات كمال در سايه ذكر معادِ در نيمه‌هاي شب، در قبل از طلوع فجر مي‌توان رسيد و هر كس به جايي رسيده است حتماً اين را داشته است. بزرگان ما این‌چنین بودند. امام این‌چنین بودند.

آیت‌الله مصباح مي‌فرمودند يك روز حاج‌آقا مصطفي فرمودند امروز امام خيلي ناراحت است! خيلي ناراحت است! ما نمي‌دانيم چه كار كنيم! گفتيم كه چه اتفاقي افتاده است؟ فرمودند امروز امام نماز شبشان را آن‌جور كه مي‌خواستند ـ حالا این‌طور كه در خاطرم هست. ـ نتوانستند بخوانند! مهم‌ترین چيزي كه امام را ناراحت مي‌كرد اينكه چرا امشب مانند شب‌هاي قبل من بيدار نبودم! گفتند ما نديديم امام این‌قدر ناراحت بشود. آن لذتي كه از انس با خداوند، از ياد معاد مي‌برد آن‌قدر زياد است كه با هيچ چيزي قابل مقايسه نيست. هيچ چيزي نمي‌تواند آن را جبران كند تا امام آرام بگيرد.

صديقه كبري، همه شنيده‌ايم كه شب تا صبح بيدار مي‌ماند. آن‌قدر عبادت كردند كه پاهاي ايشان تورم كرد! خداوند به عبادت زهراي مرضيه افتخار مي‌كرد.

اين را عرض كنم و خاتمه بدهم. در جنگ بدر مي‌دانيد جنگ بدر يك جنگي است كه مسلمين با كفار روبرو شدند. كفار سه برابر مسلمين بودند. مسلمين به نيت جنگ نيامدند. به نيت حمله به كاروان تجاري كفار آمدند؛ اما آن‌ها مجهز! مسلمين حتي بعضي‌ها شمشير نداشتند كه حالا جنگ شده با چه چيزي به جنگند! آن وقت قرآن مي‌فرمايد ما شما را كمك كرديم. در شبي كه فردا روز جنگ بدر هست خب پيامبر فرمانده جنگ است. حالا هر فرماندهي آن موقع قاعدتاً موقعيت‌ها را مي‌سنجد. مي‌نشيند فكر مي‌كند چه كار كنيم؟ چه برنامه‌ریزی‌ای را بكنيم؟ دشمن چند برابر ماي مجهز، با كينه‌هاي زياد! اميرالمؤمنين مي‌فرمايد پيامبر از اول شب تا صبح مشغول مناجات با خداوند بود. اين مناجات پيامبر آن پيروزي، آن امداد الهي كه فرمود هزار فرشته، در يك جاي ديگر فرمود سه هزار فرشته به كمك رزمندگان فرستاد. در سايه راز و نياز و ياد خدا و ياد معاد پيامبر بود و در همان آيات تأكيد شده است كه وقتي شما استغاثه به درگاه خدا كرديد ما شما را ياري كرديم. در جبهه جنگ، در ميدان معرفت، در ميدان علم، در هر ميداني، در جنگ هشت‌ساله دفاع مقدس پيروزي ما مرهون آن راز و نيازهاي رزمندگانمان و فرماندهان و این‌ها بود. حال و هواي آنجا بود و مكرر سرداران رشيد ما شب‌ها آنجا راز و نياز كردند و پيروزي‌ها نصيبشان شد.

 

پروردگارا ياد معاد را در دل‌های ما هرچه بيشتر زنده بفرما.

پروردگارا روح امام عزيز ما، شهداي گران‌قدر ما، علماي رباني را با ارواح طيبه شهداي كربلا محشور بفرما.

رزمندگان جبهه‌های مقاومت را به پيروزي نهايي و عظيم و قطعي نائل بفرما.

رژيم صهيونيستي و اربابش استكبار جهاني را هر چه زودتر به خذلان و خفي و نابودي برسان.

پروردگارا سايه مقام معظم رهبري اين نعمت بسيار بسيار بسيار بزرگ خودت را تا ظهور حضرت مهدي بر سر ما مستدام بدار.

والسلام عليكم و رحمة الله

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا