هدف خلقت و راههای رسیدن به آن
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
یکی از اموری که در سیر انسان به سوی خدا بسیار نقش آفرین هست مدیریت کردن اعضا و جوارح است نمیشود انسان اعضا و جوارحش را رها بگذارد و فکر کند میتواند در مسیر خدا قدم بردارد.
در بین اعضا و جوارح زبان در روایات ما و در آیات ما بسیار مهمتر از سایر اعضا و جوارح دانسته شده،هم در آیات هم در روایات.
امیرالمؤمنین علیه السلام در نهجالبلاغه سه تا بیان شریف دارد که خیلی هر یکیش کافی هست برایاینکه انسان بفهمد که این زبان چقدر مهم است. در یک بیان می فرمایند که” وإن لسان لجموه صاحب”
زبان مثل یک اسب سرکشی است که صاحبش را به زمین می زنداگر مراقبش نباشد. اسب سرکش باید خیلی مراقب بود. میفرماید: زبان همینطوری هست اگر مراقبتش نکنید انسان را به زمین میزند.
در بیان دیگری میفرمایند : و اللّه ِ، ما أرى عَبدا يَتَّقي تَقوىً تَنفَعُهُ حتّى يَخزُنَ لِسانَهُ
به خدا قسم؛ هیچکسی هیچ بندهای تقوایی که براش مفید باشد نمیتواند داشته باشد. تا اینکه زبانش را در گنجینه ای قرار بدهد. زبان را هر موقع خواست در این گنجینه را باز کند. زبان را به حرکت در بیاورد.
در بیان سوم میفرماید که: لا یستقیم ایمان عبدٍ حتی یستقیم قلبه ،ایمان هیچکسی درست نمیشود تا قلبش درست شود. اول باید قلب را درست کرد اگر قلب درست شد آن وقت ایمان هم درست میشود.
بعد می فرماید:و لا یستقیمُ قلبُ عبدٍ حتی یستقیم لسانها. قلب هم قلب هیچ انسانی مسلمی درست نمیشود تا زبانش درست بشود.یعنی اگر کسی بخواهد قلبش درست شود. ایمانش درست بشود. باید زبانش را درست کند.در آیات شریفه ی قرآن باز تعابیر بسیار عجیبی هست در روز قیامت قرآن نقل میفرماید :که خداوند به حضرت عیسی میفرماید: که تو به مردم گفتی که به من شرک بورزند غیر من را عبادت کنند؟ حضرت عیسی علی نبینا وآله وعلیه السلام می فرماید:نه …ما قلت لهم إلا ما أمرتنی به، من به این بندگان تو جز همان چیزی که خودت فرمودی نگفتم و آن هم این بود که فقط خدا را عبادت کنید.
بعد که من از بین اینها رفتم اینجا خودت شاهد بودی که چه کردن. خدا پاسخ می دهد که :هذا یوم ینفع الصادقین صدقهم. حالا امروز روزی هست که چیزی که به درد افراد میخورد صدق شان هست.راستگوییشان هست. همه ی اهل محشر بهرهای که میبرند نجاتی که پیدا می کنند از راستی آنهاست. به میزانی که صادق هستند آنجا نجات پیدا میکنند. در آیه دیگری شبیه این هست و آن آیه معروف هست که درمورد شهدا معمولاً خوانده می شود که من المؤمنین رجالٌ صدقوا ما عاهدوا الله علیه از مؤمنین یک عده هستند که با آن عهدی که با خدا بستند صادقانه برخورد میکنند یعنی وفا میکنند به عهدشان.
بعد میفرماید: یک عده یشان شهید میشوند یک عده هم منتظرند که راه شهدا را ادامه بدهند. بعد میفرماید: لِیجزی الصادقین بصدقهم ، حالا این طراحی خدا برنامهریزی خدا و مؤمنین که میان میرسند به مرحله ی صدق، همه اینها برای این هست که خدا روز قیامت صادقین را بهخاطر صدقشان پاداش بدهد ویُعذب المنافقین و منافقین را عذاب کند.
دربرابر صدق نفاق را قرار می دهد.دریک آیه دیگری دربرابر صدق شرک را قرار میدهد. یعنی خصیصهی مؤمن این هست که صادق است .خصیصه منافق در این آیه می گوید که صادق نیست در آیه دیگری شرک را مقابل صدق قرار میدهدمیفرماید که: لیس البر أن تولوا وجوهکم… بله آنکه شرک را قرار داده همینجاست: لیسأل الصادقین عن صدقهم و أعد للکافرین عذابًا ألیمًا .
آن آیه ی دیگری بود این آیه دیگر است که میفرماید: که از همه پیامبران ما پیمان گرفتیم. پیمان سخت بعد نام میبرد به خصوص بعضی پیامبران را میفرماید: ما از ابراهیم از نوح از عیسی از موسی و از توی پیامبر میثاق گرفتیم عهد گرفتیم این عهد برای چی بود ؟میفرماید: لیسأل الصادقین عن صدقهم تا صادقیان را از صدقشان سوال کنیم که شما صادقانه زندگی کردید یا نه ؟ ویعذب المنافقین ویعذب کافرین.و کفار را عذاب کنیم. یعنی باز اینجا دربرابر صدق و صادقین کفار را قرار دادند.حالا بحث صدق بحث مفصلی است که شش نوع صدق داریم. بعد صادقین داریم بعد صدیقین داریم. که اینها درجاتشان هست اما مهم این هست که قرآن در برابر نفاق در برابر کفر صدق را مطرح میکند.صادق و کافر؛ صادق و منافق خیلی مهم هست در یک آیه دیگری تمام تقریباً کارهای خوب را قرآن ذکر میکند میفرماید: لیس البر أن تولوا وجوهکم قبل المشرق والمغرب نیکوکاری و نیکی این نیست که رو به سوی شرق و غرب بکنید و لکن البر من آمن بالله این حالا در همه مسائل هست.
کلا این فرمایش حضرت امام که فرمود نه شرقی نه غربی در همه شئون زندگی انسان است. شرق و غرب مقابلش خط مستقیم خداییست و کسانی که دل به شرق یا غرب میدهند معنایش این هست که از مسیر خدا دارد جدا میشود.
این آیه میفرماید: لیس هم در سوره نور شرق و غرب و نفی میکند. هم در این آیه که بّر و نیکی این نیست که انسان رویش را به سوی شرق کند یا به سوی غرب کند. و لکن البر بر و نیکی من آمن بالله والیوم الاخر کسی که ایمان به خدا بیاورد.ایمان بهروز قیامت بیاورد. ایمان و الملائکة ایمان به ملائکه بیاورد. و نبیین و ایمان به انبیاء بیاورد.و الکتاب ایمان به کتب آسمانی بیاورد.بعد سایر اعمال را ذکر میکنند .صدقه… انفاق کند. زکات بدهد. نماز بخواند. عرض کنم که وفای به عهد داشته باشد. صبر در سختیها و مشکلات داشته باشد. صبر در میدان جنگ داشته باشد. همه اینها را که ذکر میفرماید بعد میفرماید که اولئک الذین صدقوا . اینهایی که همهی این کارها را انجام بدهند آن آدمهای صادق اند.
خب نقطه مقابل صدق هم خیلی مهم است. حالا تا اینجا معناش این هست که آقا محور کل فضائل ؛خوبیها؛صادقانه برخورد کردن هست.
حالا انواعی دارد. یکیشان صدق زبانی است.که عرض کردیم امیرالمومنین علیه السلام در آن سه تا بیانش روی صدق زبانی اصلاً تأکید کردند و فرمودند همین زبان را مهم هست آن مراحل… معنایش این هست آن مراحل دیگر صدق در سایه این صدق زبانی حاصل میشود.نمیشود کسی زبانش صادق نباشد. نیتش صادق بشود. نمیشود زبانش صادق نباشد عزم و ارادهاش صادق باشد. عملش صادق باشد.فکرش صادق بشود چون انسان اگر در زبان یکجا از صدق خارج شد آن وقت در خیلی جاهای دیگر هم اعمالی که میخواهد انجام بدهد ناچار میشود یک کذب دیگری آنجا بگوید: فکری که میخواهد بکند این هست. یکی از صدق ها صدق با خداست .
صدق باخدا نمیشود ما به زبانمان صادق نباشیم، بعد بگوییم ما با خدا صادقیم!
ما همه میگوییم ایاک نعبد و ایاک نستعین ؛خدایا من فقط تو را عبادت میکنم این زبان است دیگر.
فقط از تو کمک میخواهم و خیلی گفتارهای دیگرمان.
لا اله الا الله یعنی من میگویم در عالم هستی هیچ موجودی دیگری نیست که من به آن وابسته باشم و سرسپرده او باشم. ببینید ما خیلی از کارهایی که میگوییم صدق و کذب در آن می آید. در یک روایتی داریم که وقتی یک بندهای صادقانه نمیگوید:ایاک نعبد و ایاک نستعین .
خطاب میرسد. یا خادِ یا مراعی!!… ای ریاکار ای نیرنگباز … اتخطعنی؟!مرا فریب میخواهی بدهی؟ بنابراین صدق لسان خیلی مهم هست آن مراتب بعدی است اگر از این انسان توانست عبور بکند. آنوقت میرسد به آن مراحل بعدی؛ اگر اینجا را نتوانست کنترل کند. همان میشود که اسب سرکش است می زند زمین انسان را. همان است که دل دیگر سالم نیست دل ناسالم است ایمان سالم نیست. تقوایی که بهدردبخورد حاصل نیست.
و میدانیم که همه ی اعمال ما به شرط تقوا قبول میشود. إنما یتقبل الله من المتقین پس این زبان را ما باید خیلی جدی بگیریم. اگر می خواهیم حرکت کنیم به سوی خدا ؛ آن وقت نقطهی مقابل صدق هم کذب است. آن هم خیلی باز در روایات در آیات ما راجعبه کذب هم خیلی… الا لعنة الله على الکاذبین .
هوشیار باشید لعنت خدا بر کاذبین. یعنی کاذبین از رحمت خدا محروم اند. در روایات داریم الکذب خراب الایمان
دروغ نابودی ایمان انسان است.یعنی مساوی با نابودی است. اگر انسان خداینکرده دچار این شد. تو روایت داریم که حتی دروغ شوخی هم نگویید یت روایتی داریم که میفرماید از امیر المؤمنین: لا یجد عبدٌ طعم الایمان هیچ بنده هیچ بنده ای مزه ایمان رو نمیچشد. حتّى يَترُكَ الكذبَ هَزلَهُ و جِدَّهُ تا دروغ را چه شوخی چه غیر شوخی اش را بگذارد کنار .
اینکه ما از ایمان لذت بخواهیم ولی مزه ایمان را درک کنیم نمیشود میفرمایند: در یک روایت دیگری داریم که پیامبر به ابوذر فرمود که: وَيلٌ لِلَّذِي يُحَدِّثُ فَيَكذِبُ لِيُضحِكَ القَومَ، وَيلٌ لَهُ، وَيلٌ لَهُ، وَيلٌ لَهُ یک عدهای گاهی میگویند:میخواهیم ما مردم را شاد کنیم خوشحال کنیم. یک مومن را سرحال بیاوریم.ولی حالا یک دروغ میگوییم برای اینکه مثلاً بخندانیم و اینها!پیامبر میفرماید: وای به حال کسی که سخن میگوید: وای به حال کسی که سخن می گوید و در سخنش دروغ میگوید تا مردم بخندن و خوشحال بشوند!
ویلٌ له ویلٌ له سه بار پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمود :وای به حال این در یک روایتی داریم که وقتی انسان دروغ را کوچکش را شوخیش جدی نگرفت کمکم دچار دروغ بزرگتر میشود. کمکم دچار دروغ واقعی میشود.اینها لب مرز است انسان را در یک روایتی داریم که مفصل هست پیامبر صلیاللهعلیهوآله به امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: اوصیکَ بخصالِِ یا علی من تو را سفارش میکنم به یک خصلتهای اخلاقی. بعد فرمود که اولا ببینید خطاب به امیرالمؤمنین علیه السلام هست.امیرالمؤمنین علیه السلام که همه دستورات الهی را رعایت میکند در آن مراتب بالاست.پیامبر صلیاللهعلیهوآله به او میگوید: من تو را سفارش میکنم به اینها. بعد فرمود که فحفظها عنی یا علی اینها را خوب حفظ کن. حفظ کن یکی معناش این هست که به خاطر نگهدار یکی هم این هست که در مقام عمل مراقبت از اینها کن. که این را داشته باشی. بعد هم فرمود که :اللهم اعنهُ خدایا علی علیه السلام را کمک کند برای این کار اینها همه نشان می دهد که این چیزی که پیامبر صلیاللهعلیهوآله می خواهد بگوید خیلی مهم است.
که پیامبر صلیاللهعلیهوآله میخواهد بگوید: خیلی مهم است.که اول میفرماید: توصیه میکنم بعد میفرماید حفظش کن بعد از خدا هم میخواهد که خدایا علی را کمک کن که این را بتواند حفظ کند و مراقبت کند. آن وقت در این روایت اولین خصلتی که پیامبر صلی الله علیه و آله ذکر میکند. میفرماید که أم الأولی اما اولین خصلتی که به توصیه میکنم فصدق راستی است .
لا یخرجن من فیک کذبتً ابدا.
این لایخرجن تاکید است یعنی حتماً …حتماً اینطوری باشد که حتی یک دروغ از دهانت بیرون نیاید.
ابداً… هرگز… در طول عمرت یک دانه دروغ هم بیرون نیاید از دهانت.
با چند تأکید با دعا با چی امیرالمؤمنین علیه السلام را حضرت توصیه میکند. اولینشان این را قرار میدهد. این نشان این هست که در صعود شخصی مثل امیرالمؤمنین علیه السلام هم مهمترین مسئله صدق است.
حالا چقدر آیات و روایات ما چه جور باما صحبت کنند که آقا مراقب این زبان باشید بیش ازاین نمیشود.و چقدر انسانها در سایه همین عدم مراقبت از زبان دچار مشکل شدن خدا می داند دیگر!
در یک عبارتی داریم که خدا بر شرور قفلهایی زده یکی از کلیدهایی که این قفل را باز میکند و انسان دچار شرور میشود شراب است.
بعد فرمود که دروغ از شراب بدتر است یعنی با دروغ همه شرور را باز میکنید بر خودتان.
همه شرور را بر خودمان باز می کنیم.در یک روایت دیگر داریم که میفرماید که هرروز صبح زبان به اعضا و جوارح دیگر میگوید: کیف اصبحتُ؟ حالتان چطوره؟ میگویند: بخیرٍ إن ترکتنا! ما حالمان خوب است اگر تو ما را رها کنی .
همه بلاهای ما از تو هستش تو این روایات عرض کردم که پیامبر صلی الله علیه و آله شش تا خصلت را گفته اولیش این هست.
آن خصلتها خصلتهای مهمی است. همین روایتی که پیامبر صلیاللهعلیهوآله در ادامه روایت سه بار به امیرالمؤمنین علیه السلام میفرماید: علیک بصلاة اللیل. علی جان بر تو باد نماز شب بخوانی بر تو باد نماز شب بخوانی. این می شود نماز شب مهم است ولی نقطه شروع را پیامبر صلیاللهعلیهوآله صدق قرار داد. بعد سه بار میفرماید: علیک بصلاة زوال نماز ظهر …بر تو باد به نماز ظهر… بر تو باد به نماز ظهر… معلوم میشود تو نمازهای پنجگانه ما هم نماز ظهر باز این خصوصیت ویژهای دارد.
که انسان سر وقت نماز ظهر را به پا دارد.و بعد هم فرمود: علیک بتلاوه القرآن فی کلها یا علی کلها.بر تو باد که قرآن را تلاوت کنی در هر حالی هستی .
یکی از چیزهایی که ما نباید در هیچ شرایطی روزی بر ما بگذرد که آن را ترک کنیم خواندن قرآن است.
مقام معظم رهبری هم شاید از همین روایات این فرمایشی هست که می فرمایند:روزی بر شما نگذرد که قرآن نخوانید. حداقل یک صفحه قرآن بخوانید. حالا مثلاً انسان اگر روزی یک صفحه قرآن را یک توجهی هم به معنایش بکند. چقدر انسان تغییر می دهد خدا می داند. خب ببینید اگر ما بخواهیم مسیر را طی کنیم. صدق را بایدداشته باشیم مرحله اولشان صدق زبانی است.
یعنی این زبان آنجاییکه باید سخن بگوید سخن بگوید. امیرالمؤمنین علیه السلام در خطبه حمام که از حضرت خواست متقین را برای من توصیف کن.
و بعد هم که امیرالمؤمنین علیه السلام متقین را توصیف کرد. آنقدر حمام متأثر شد که سکته کرد و از دنیا رفت .اولین ویژگی که امیرالمؤمنین علیه السلام برای اهل تقوا میگوید: می فرمایید منطقهم عین ثواب.می فرماید: سخن گفتنشان عین ثواب است.درست حرف می زنند. ما گاهی فکر میکنیم دروغ این هست که بیاییم فقط یک چیزی که واقعاً وجود ندارد بگوییم. نه اگر کم و زیاد هم کردید دروغ هست دیگر.
انسان یک نفری یک مطلبی را گفت؛ ما یک خورده هم پیاز داغش را زیاد کردیم یک خورده بیشتر گفتیم دروغ گفتیم دیگر!
یک خورده کم گفتیم چون باهاش خوب نبودیم یک کار خوب انجام داده گفتیم: نه حالا گاهی هم یک نمازی میخواند.دروغ است دیگر. لازم نیست بگوییم نماز نمی خواند تا بشود دروغ .
در نقلقول کفا بالمرء کذباً می فرماید: برایاینکه یک انسان دروغ بگوید کافیست که هر چه میشنود را بگوید. أی یحدث بکل حالا امروز باید بگوییم که هر چه را در فضای مجازی می شنود می بیندمنتشر کند.
یک خرده فکر کند این چیه؟ کیه؟ منشأش چیه؟ کی گفته این را؟ صرف اینکه آمد در فضای مجازی نقل کند.
مصداق همین حدیث میشود. أی یحدث بکل .اگر هر چیزی را که انسان شنید گفت ،این حتماً دروغ در آن هست .
حتماً هست نمیشود که هر چه آدم میشنود راست باشد که .
ببینید پس مصادیق دروغ گفتن خیلی متنوع هست. ما گاهی به اینها توجه نمیکنیم. میگوییم الحمدالله ما که نه کاملاً مراقبیم و دروغ نمیگوییم و گاهی زیادش میکنیم گاهی کمش میکنیم.
گاهی با تأکید شدید میگوییم گاهی هرچی را شنیدیم دقت نمیکنیم نقل میکنیم.
و حالا شما ببینید چه مسائلی جامعه دچارش میشود از همین دروغها. این فضای مجازی حالا آن مسائل ضداخلاقیش آنها هیچ همین چیزهایی که ضداخلاقی هم نیست.همین چیزهایی که نقل می کنند.
چه نسبت هایی داده میشود. چه حیثیت هایی از بین میرود. چه دشمنیهایی ایجاد میشود. بنابراین ما یکی از چیزهایی که برایمان باید خیلی مهم باشد این هست که این زبان را همونطور که امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود :بگذاریم در یک گنجینه. وقتی میخواهیم از آن استفاده کنیم حالا در آن را باز کنیم بگوییم حال اینجا جای حرف زدن هست. این مقدار حرف زدن …خدا رحمت کند علامه طباطبایی را بسیار کم سخن بودند یعنی شاگردانشان گفتند: من از آقای دکتر احمدی شنیدم میفرمود: اگر یک سفر طولانی میرفت یک کسی با ایشان نمی شناخت ایشان را فکر می کرد یک کسی است که هیچی بلد نیست.
داعی حالا برای اینکه انسان چی…. خدا رحمت کند آیتالله شاهآبادی را می گفت حالا عرض کنم که راست گفتن میگوییم واجب نیست یک جاهایی. دروغ گفتن که واجب نیست دیگر. اگر راست گفتن هم نگوییم لازم است دروغ گفتن که لازم نیستش که. انسان هرچه میگوید بگوید.
علامه طباطبایی سوال از او میکردیم با اینکه علامه بود بهاندازهی آن سوالی که کردیم جواب میداد مثل من نبود یک سؤال بکنند از من یک ربع صحبت کنم!
خب برای چه؟
من خودم شاهد بودم یک بار منزلشان رفتیم یک جمعی هم خب نشسته بودند یک آقا یک سوال کرد از علامه، ایشان سر پایین انداختند. دیدیم دیگران شروع کردند جواب دادن!!!
واقعا اینطوری می شود ها از یک نفر دیگر می پرسند ما فقط شروع می کنیم جواب دادن!
تازه بعد از اینکه ایشان تامل کرد فرمود: حالا میشود اینطوری گفت. میشود اینطوری گفت .حالا ما میگوییم: قطعاً اینچنین است!!!
اینها هم همین طوری هست ها یک جاییکه انسان یقین ندارد قطعی است بگوید: حتماً چنین است!!! می شود دروغ.
نمی دانی بگویی احتمالا اینطوری باشد. شاید اینطور باشد. علامه مصباح میفرمود :من از علامه طباطبایی بسیار شنیدم که میگفت: نمیدانم .
یعنی کم شنیدم که بگوید: من میدانم اینچنین است. میفرمود: حالا من این را میگویم: شما تأمل کنید ببینید درست است یا نه .
علامه بود تو مراقبت زبانشون بود دیگر. میدانستند از هر یک کلمهای که بگویند یک روزی سؤال میکنند. ما یلفظ من قولٍ إلا لدیه رقیبٌ عتیدٌ هیچ کلمهای جملهای کسی نمیگوید؛ مگر یک نفر مراقب است دارد مینویسد.خدایا از تو میخواهیم که بهحق امیرالمؤمنین علیه السلام من این یک جمله را هم بگویم که قرآن میفرماید که بخواهد بگوید: با ائمه علیهم السلام باشید میفرماید: وکونوا مع الصادقین با صادقین باشید .
ائمه علیهم السلام مصداق اکمل صادق بودن است.و حالا مصداق صدیق هم هستند که آنجا بالاتر هست و میفرماید که اینکه کسی صادق بشود اینکه کسی بشود صدیق یا بشود کاذب یا بشود کذاب میفرماید: از اینجا… در روایت از اینجا شروع میکنیم.
یک دروغ کمکم؛ دومی سومی ،چهارمی، یکهو می شود کذاب. عکسش مراقبت میکند اولی را دقت میکند صادق می شود دومی؛ سومی، می رسی میشود صادق. بیشتر میشود، می شود صدیق .
هم ردیف شهدا قرار میگیرد. پروردگارا بحق امیرالمؤمنین علیه السلام تو را قسم میدهیم .توفیق کنترل و مدیریت زبانمان را به ما عنایت بفرما.
ما را و نسل ما را از صادقین قرار بده .
ما را با صادقین محشور بفرما .
روح امام عزیزمان شهدای گرانقدرمان علماء ربانی را با ارواح طیبه شهدای کربلا محشور بفرما .
ما را قدردان نعمتهایی که به ما دادی و شکرگزار آنها قرار بده .
پروردگارا در این انتخابات پیش رو انسانهای صادق را منتخب مردم قرار بده.
پروردگارا سایه مقام معظم رهبری(حفظه الله) این نعمت بسیار بسیار بسیار بزرگ خودت را تا ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و در کنار آن حضرت بر سر ما مستدام بدار و السلام علیکم و رحمه الله…




