هدف خلقت و راههای رسیدن به آن
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
یکی از چیزهایی که در مسیر حرکت ما به سوی خدا بسیار مؤثر است، یک فرصتهای گرانبهایی است که در سایهی رحمت واسعهی الهی نصیب همه میشود، اگر توجه داشته باشند و از آن استفاده کنند.
در روایاتی که از پیامبر گرامی اسلام (ص) نقل شده، فرمودند که «إنّ لرَبِّکُم فی أیَّامِ دَهرِکُم نَفَحات». حتماً برای خداوندگار شما در ایام روزگار شما، مواقعی هست که نسیمهای رحمت الهی وجود دارد. «ألا فَتَرصدوا لَها» هوشیار باشید و این دورانها را، این نسیمهای رحمت را رصد کنید. «ألا فَتَعَرَّضُوا لَها» هوشیار باشید خودتان را در معرض این نسیمهای رحمت قرار بدهید. «ألا فَتَعرَّضینَ لَها بکَثرةِ الإستِعداد» هوشیار باشید با آمادگی کامل، خودتان را در معرض این نسیم رحمت قرار بدهید.
حالا در نقلهایی که اهل سنت نقل کردهاند، داریم که «لعلّه یصیبُکم نَفحَةً مِنها فَلا تَشقَون بعدها أبدا» به امید این که یکی از این نسیمهای رحمت، شامل حال شما شود، به شما برسد که اگر چنین شود بعد از آن اهل شقاوت و بدبختی هرگز نخواهید شد.
یکی از آن موقعیتهایی که در طول سال قطعاً مصداق این نسیمهای رحمت است، شبهای قدر است که یک شب وقتی گفته میشود بیش از هشتاد و چند سال عبادت ارزشش بیشتر است، معنایش همین است. نسیم رحمت خداست.
یکی بعضیها گفتند این دهه فضل، بخصوص روز عرفه است که در روایات داریم اگر کسی شب قدر آمرزیده نشد، آمرزیده نمیشود مگر عرفات را درک کند. امروزه عرفه روز بسیار مهمی است. این هم باید توجه داشته باشید که گاهی ما فکر میکنیم که اعمال ما موجب میشود خدا رحمتش در واقع محقق شود و ما مشمول رحمت شویم. نه همهاش لطف و عنایت خداست. یعنی رحمت خدا همیشه هست، همیشه رحمت خدا میبارد بر همهی خلایق. منتها اعمال ما، توجه ما، ذکر ما، اینها موجب میشود که ما مشمول رحمت شویم و الّا اینگونه نیست که حالا ما دعا کردیم، صلوات فرستادیم، نماز خواندیم، کار خیر کردیم، این موجب شود که خدا رحمتی از او صادر شود. نه مدام خدا رحمتش دارد مانند بارانی که موقع باریدن باران دارد میآید. انسانها مثل این که یک کاسهای دستشان است. بعضیها کاسهها را پشت و رو گرفتهاند. قطرهای از این باران توی این کاسه نمیآید. اما اگر کاسه را به طرف باران گرفتم، حالا از آب پر میشود. نه این که این کاسه چون به طرف بالا رفت، حالا باران آمد. نه باران دارد میآید. ما با اعمالمان خودمان را طبق همین چیزی که در این روایت هست، در معرض قرار میدهیم و الّا در روز عرفه، خدا عنایتش را به بندگانش بی حد نازل میکند.
اگر ما خودمان را در معرض قرار دادیم، اگر اول توجه کردیم هوشیار بودیم که روز ویژهای خدا عنایت ویژه دارد. شرایط بیش از زمانهای دیگر فراهم است و استفاده کردیم، آن وقت این رحمت شمال حال ما میشود.
طبق همین روایت فرمود «کثرةِ الإستعداد» باید خیلی خودت را آماده کنی. بهطور طبیعی بروی مثل مواقع دیگر یک دعایی بخوانی، این کافی نیست. اینجا باید کاملاً توجه به خدا جلب شود، از غیر خدا انسان ببُرد، غیر خدا را ترک کند. اگر توانست در این عصر عرفه با همین دعاها توانست خودش را از دنیا جدا کند، آن وقت آن رحمت ویژهای که فردا هست شامل حالش میشود.
دعای عرفه میخواهد ما را آماده کند. چون برای آمادگی، اول ما باید معرفتمان به خدا بالا برود. باورمان بیاید که همه کارهی عالم خداست. باورمان بیاید که هرچه داریم از او است. هرچه… خدا حفظ کند آیتالله جوادی آملی را. میگفت این هرچه یعنی هرچه! هرچه هست دست خداست.
همین در دعای عرفه میخواند «أنتَ الَّذی اغنَیتَ أنتَ الَّذی ستَرتَ أنتَ الّذی أعطَیتَ» این أنتَ یعنی تو فقط «أنتَ الَّذی اشبعتَ» سیر هم که میشوم تو سیر میکنی.
ما یعنی خودم را عرض میکنم، فکر میکنیم سیراب شدم آب میخورم، گرسنه شدم غذا میخورم. پس غذایی هست و من هم برمیدارم و میخورم. اما امام حسین میفرماید نه تو من را سیر میکنی! تو من را سیراب میکنی! همهی انواع چیزهایی که ما فکر میکنیم با همین اسباب و علل به دست میآوریم را «أنتَ الَّذی عَلَّمتَ» من فکر میکنم مطالعه میکنم بروم پیش استاد، خوب یک چیزی یاد میگیرم یا نه.
«أنتَ الَّذی علَّمتَ» اول باید این معرفتمان را بالا ببریم، باورمان بیاید که هرچه هست از خداست. جلسهی قبل عرض کردم یک لحظه توجه خدا از ما سلب شود از کل عالم مدح شود. اصلاً وجود ندارد. ما داریم به همه این عالم، آن به آن وجود از خدا دریافت میکنیم. یعنی آنِ بعدی، ما فقط فکر میکنیم خیلی که من معرفتم بالا برود میگویم اگر آنِ بعدی، خدا حیات من را بگیرد من میمیرم. در این حد و الّا من هستم. تازه حیاتم را بگیرد جسمم باقی است. اما این تصویر درستی نیست. خدا یک لحظه توجهاش را قطع کند. مثلاً نه من میمانم نه عالم میماند. اول باید باورمان اینطوری است. بنابراین اگر بناست ما به یک چیزی برسیم، باید خدا عنایتی کند. بروند دعا هم بخوانند، اگر عنایت خدا نباشد چیزی حاصل نمیشود.
ما در مسیری که میخواهیم برویم خیلی باید تلاش کنیم، خیلی انرژی میخواهد. این را خدا باید به ما بدهد. آنهایی که رسیدند به جاهایی، خیلی تلاش کردند. احوال علمای بزرگ را بخوانید.
اگر ما اول این معرفت را، این اعتقاد را، این باور را در وجودمان ایجاد کردیم، مرحلهی دومش این است که عقلانیت خودمان را بشکنیم، این طرف هم باورمان بیاید که ما هیچ هستیم. همانطور که امام فرمودند در بیاناتشان در کتاب جهاد اکبرشان، ما هیچ هستیم. باورمان بیاید هیچ هستیم، باورمان بیاید. وقتی میگوییم بحول الله و قوّته أقومُ وَاقعُد، فقط به قدرت خدا به حول و قوّه الهی ما بلند میشویم میایستیم. فقط ایستادن و نشستن نیست. هرچه ما انجام میدهیم، هرچه داریم، همهاش از خودمان هیچی نداریم.
«أنتُمُ الفُقَراء إلی الله» شما فقیر هستید. در بحثهای فلسفه هم گفتند فقر محض. مثل یک دایرهی تهی هیچی درونش نیست. باورمان بیاید نگوییم من چیزی هستم. عبودیت یعنی شکستن انانیت، از بین بردن این که من یک چیزی هستم یک چیزی دارم.
امیرالمؤمنین یک بار دیگر یک حدیثی در نهجالبلاغه است خواندم. یعنی میفرمایند «لا حولَ وَ لا قوّة إلّا بالله» یعنی «إنّا لا نَملِکُ مَع اللهِ شیئاً» من با خدا وقتی مقایسه میکنیم هیچی نداریم «إلّا ما مَلَکَنا» مگر این چیزی که او به ما داده [است]. تازه وقتی که به ما میدهد ما چیزی دارا نشدیم. «فإذا ملّکنا ما هو أملک به مِنّا» وقتی یک چیزی را به ما داد در حالی که خودش بیش از ما این را دارد، یعنی ما اعتباری است، ما صوری است. به تعبیر علامه مصباح میفرماید ما خیمه شببازی هستیم، یک کسی دارد ما را به حرکت در میآورد. تازه وقتی این شد، تازه تکلیف است. هرکه بامش بیش برفش بیشتر.
حالا یک چیزی به ما داده، به این هم باید این گونه نگاه کنیم که پس حالا یک مسئولیت داریم، حالا یک وظیفه داریم. به میزانی که ما ظرفیت داریم، وظیفه داریم. این انانیت برود کنار، باورمان بیاید هیچی نداریم. یک لحظه همهی آن چه که داریم هیچ کدامش از ما نیست. حقیقتاً از ما نیست. با لفظش خوب من هم زیاد میگویم، بله خدا همه کارهی عالم است ولی باورمان بیاید که یک لحظه، یک آن آنچه را که ما داریم از ما نیست، چه برسد که بگوییم در طول عمرمان.
و یک نکتهی سوم که باز این در آیات… در همین تعابیر دعای عرفه، قسمتهاییاش همینهاست که من هیچ هستم. میفرماید که خدایا این که تو راضی میشوی از من، «تقدَّست رضاک أن تکون لهُ علّة مِنک» این که تو راضی میشوی، این که تو رحمتت را به ما میفرستی، منزه است از این که علتی از خودش داشته باشد. یعنی بگوییم خدا یک علتی در وجودش است، وقتی این علت هست خدا راضی میشود. وقتی علت هست، خدا رحمتش را میفرستد. اگر هم یک موقعی نبود نمیفرستد. مثلاً این هم نیست.
تو منزهی از این که رضایت تو، رحمت تو، لطف تو علتی از خودت داشته باشد. «وَ کَیفَ یکونُ لَه علّةٌ مِنّی» چطور میشود من علت رضایت تو شوم؟ من علت رحمت تو شوم.
حالا آن بخشش هست، این طرفش اما هیچی نداریم. اصلاً چیزی نداریم که بخواهد علت شود. فقیر که چیزی ندارد. «أنتمُ الفُقَراء إلی الله» شما فقیرید، فقرتان هم فقط با خدا تأمین میشود. هیچ چیز دیگری نمیتواند فقرتان را لغو کند. فلاسفه میگویند ما فقر محض هستیم. جز فقر چیزی نیستیم سراسر وجودمان.
مرحله سوم این است که بگوییم خوب حالا ما فقط تهی هستیم، هیچی نداریم. یا نه یک بار گناه بی حد… اگر هیچی نبودیم، هیچی نداشتیم هم باز خوب بود. این باز بخشی از دعای عرفه همین است. «أنا الّذی أسَأتُ أنا الّذی أخطأتُ أنا الّذی آن طرف هم یک کمالات خداست، این طرف هم همهاش نقص، تقصیر، کوتاهی. این را باورمان بیاید یعنی بشماریم این جلسات میخواهد بگوید اینها را ببین! وضع تو این است. تا اینها باورمان نیاید که ما آنقدر کوتاهی کردیم…
علامه مصباح فرمود اگر خدا به خاطر یک گناه ما بخواهد ما را عذاب کند، ما مستحق عذاب ابدی هستیم. حالا من درک نمیکنم خودشان میفرمودند. چرا؟ چون خدا هرچه دارم از او است. یعنی با تمام امکانات الهی، همه را به کار گرفتم که نافرمانیاش را کنم. کل این عالم را خدا برای ما خلق کرده، حالا من همهی اینها را به کار میگیرم برای اینکه آن حرفی که او میزند روی زمین بگذارم، زیر پا بگذارم.
«أنا الّذی عَصَیتُ جبّار السّماء» من آخر با مثلاً یک دوست هم که نافرمانی دوستم را نکردم. نافرمانی خدای همهی این عالم را کردم که همهی این عالم هم برای من خلق کرد. این هم باید درک کند، این چیزهایی که در بخشی از دعای عرفه آمده برای اینکه ما را متوجه کند. ما وضعمان خیلی خراب است. «قَد أفرَطَ بی سوءُ حالی» بدحالی من بیش از حد است.
اگر انسان نه اینجوری نباشد بگوید حالا یک جاهایی هم ما اشتباه کردیم، ولی نمیتواند آن رحمت را بگیرد و باورش بیاید «قد أفرط» این را کی میگوید؟ امیرالمؤمنین میفرماید در دعای کمیل. امیرالمؤمنین میفرماید حالم بسیار بد است. حالا ماها که نمیشود بیان کنیم چقدر حالمان بد است.
اگر ما اینها را باورمان آمد، دعا را که میخوانیم بهش توجه کنیم، آن وقت احساس نیاز میکنیم به خدا. آن وقت میفهمیم که چقدر محتاج خدا هستیم، چقدر محتاج رحمت خدا هستیم. حالا به ما بگویند یک روزی است، یک عصر روز عرفهای است خدا اینجا میخواهد یک لطف ویژه کند. کسی که باورش آمده چقدر فقیر است، چقدر وضعش بد است، بهش یک چنین خبری بدهند دیگر خواب و خوراک ندارد. دیگر همهی توجهش میرود اینجا. اما اگر نه اینها نباشد، احساس نیاز ندارد. من خیلی وضعم بد نیست که حالا نگران باشم. آن وقت استفاده نمیکند. آن وقت میفهمد «عَلی فتعرّضوا لَها» خودتان را در معرض قرار بدهید نمیشود. آنهایی که درک کردند بعضی بزرگان بودند، باز علامه مصباح میفرمایند. بعضی بزرگان بودند همهی شبها را شبزندهداری میکردند که نکند شب قدر یک شب دیگری باشد! او نیازش را، احتیاجش را، وضعش را باورش آمده بود. دنبال این بود که یک چنین شبی را پیدا کند.
حالا ما که به فرمایش باز علامه مصباح، این که مال آدمهای خیلی بالاتر از ماست. ما لااقل روز عرفه، یک مقداری فارغ البال کنیم خودمان را، یک خرده آماده کنیم خودمان را. با حالت خستگی و کسالت و اینها نرویم درِ خانهی خدا. حالا که نمیشود اصلاً توجهمان جلب نمیشود. یک خرده ذهنمان را متمرکز کنیم قبل از اینکه بخواهیم دعا را بخوانیم، اینها را یادآوری کنیم که در چه موقعیتی هستیم، در چه شرایطی هستیم. این موجب میشود که آن ظرف وجودی ما به طرف آن بارش رحمت الهی قرار بگیرد.
خدا اگر بندهای توانست خودش را اینطور قرار بدهد، آن وقت خدا به میزانی که این بنده، ظرف وجودیاش را آماده کند ظرفش را پر میکند. آنهایی که خیلی آماده شدند، آن وقت دیگر خدا همه کارهشان شد. «کنتُ سمعا» چشمش میشوم، گوشش میشوم، من تدبیر میکنم امورش را.
باز همین تعابیر در دعای عرفات هست که خدایا تو بیا تکلیف کن. اصلاً اگر بناست غیر تو از دل من بیرون برود، تو بیا بیرونش کن. «أنتَ الَّذی» این را البته امام حسین میگوید. «أنتَ الَّذی أزلت الاغیار عن قلوب احبّاهک» تو این غیرها را بیرون ریختی تا دیگر توجهشان به غیر از تو نباشد. این که رسیده روی آنجا آن وقت میتواند بگوید «عَمیَت عَینَ لا تَراک عَلیها رقیبا» کور باد آن چشمی که نبیند تو مراقبشی. البته ائمه اینجور بودند ولی منحصر در ائمه هم نبود دیگر.
امام آن حرفهایی که میزد هیچ کدامش سیاسی نبود. اگر میفرمود خرمشهر را آزاد کرد، واقعاً اینجور بود. هر حرفی که امام زد این در عمق وجودش داشت میگفت. نه برای این که مردم مثلاً روحیه بگیرند. میفرمود که یک دیوانهای مثلاً در حملهی صدام به یک دیوانه یک سنگی انداخت. واقعاً این کار صدام هم دیوانه نیست یک سنگی انداخت. همینقدر کوچک و حقیر بود ایشان، چون خدا در قلبش تابیده بود.
ما اگر انشاءالله خودمان را آماده کنیم، آنقدر نه، یک اندکی از آن رحمت خاص شامل حال ما شود، خیلی ما را عوض میکند خیلی. و بعد سعی کنیم فردا اگر یک چنین لطفی خدا به ما کرد، این را برای خودمان هی یادآوری کنیم بگذاریم زنده باشد. این حالت از بین نرود. روزهای بعد هم یک قسمتی از این دعای عرفه را بخواند. یاد آن حالتی که خدا لطف کرده باشد.
این فرصتها را انسان وقتی پیش میآید نباید همان یک لحظهای ازش استفاده کند بگذرد. چه اشکالی دارد انسان، دعای عرفه، دعای ابوحمزه، دعای کمیل، این دعاها دعاهایی نیست که فقط آن موقعها باشد. هر موقع! حالا یک توفیقی خدا پیدا کرده یک لذتی از این دعا به ما داد، حالا این لذت را حفظش کنیم. روزهای دیگر هم دو قسمتهایی از این دعا را آنجایی که خیلی لذت بردیم دوباره بخواند. برویم حرم حضرت معصومه، برویم جمکران، باز یک مکانی که توجه هم جلب میشود، دوباره شروع کنیم یاد بیاوریم همان روز عرفه را. اینها لزوم باشد تداوم پیدا کند. ما نیاز به تداوم این حالتها داریم. این همان است که نسیم رحمت میآید، ما یک لحظه در معرضش قرار میگیریم بعد یادمان میرود. یادمان میرود همان مقدار فایده دارد.
حتماً این گونه باشد که در ادامه، در روزهای دیگر، حالا هر روز نمیتوانید هفتهای یک بار، اینها را دوباره بخوانید. اینها را زنده میکند روح را دوباره. خاطرههای خوب را نگذاریم از دست برود. راه نجات ما این است. ما تا آنجا مدام ما را به خودش میخواند. ولی یک جا اگر چنین شد این را غنیمت بشمارید ببینید چه حال خوبی پیدا شد. اگر تکرار شد کمکم آن وقت میشود انسان با آن زندگی میکند. آن وقت معنایش این است که خدا مدام رحمتش را میفرستد، آن وقت جور دیگر میشود. خدا انسان را و زندگیاش را اداره میکند. فکر هم که میخواهد کند میرود سر دوراهیها نمیداند چه خبر است، خدا الهام بهش میکند. باز هم با اختیار خودش دارد کار میکند، جبر نیست خدا تدبیر میکند پس ما هیچ کارهایم. نه! ولی خدا اسباب را فراهم میکند که درست بفهمیم، اسباب را فراهم میکند که طبق آن عمل کنیم. در تحیّرها دست ما را میگیرد و ما هم توی زندگیمان اگر دقت کنیم تحیّر زیاد داریم، منتها غافل که شویم دیگر داریم زندگیمان را میکنیم. اما اگر دقیق شویم که حالا وظیفهی من واقعاً چیست، خیلی جاها آن وقت میمانیم. آن وقت اگر بنده دلش به سوی خدا باشد، آنجا خدا دستش را میگیرد. هیچ جا تنهایش نمیگذارد، هیچ جا. و یکی از چیزهایی که حالا فردا هم در روایات آمده، این توسل به اهل بیت است در این فرصتهای نسیم رحمت الهی، آن آخرین یا مهمترینش همین است که انسان برود درِ خانهی اهل بیت.
در عرفه داریم خدا قبل از این که توجه به حجاج که میهمانش هستند، ضیوف الرحمان هستند، زحمت کشیدند رنج کشیدند رفتند اعمال عمره را انجام دادند حج انجام دادند آمدند عرفات، یک عدهای هم توجهی به حضرت اباعبدالله الحسین میکنند. یک سلام خالصانهای به امام حسین میکنند. خدا اول رحمتش را متوجه اینها میکند. این خیلی جایگاه اهل بیت و توسل را نشان میدهد. حاجی مدتی زحمت کشیده رفته در گرما و سرما و غیره، حالا آن قدیم که گاهی چند ماه میرفتند.. حالا اینجا اوج دریافت رحمت خداست. یک کسی هم حالا یا رفته میتوانسته برود کربلا رفته آنجا، نمیتوانسته خالصانه با توجه در همان خانهی خودش حتی در مسجد جمکران، یک جای دیگر، حرم، دلش را برده کربلا که اصل روح است، اصل دل است. جسم که ممکن است برود آنجا و باز هم توجهش به امام حسین نباشد. دل را متوجه اباعبدالله کرد و یک سلام کرد. روایت به ما میگوید آنهایی که میدانند چه خبر است گفتند اول خدا به تو توجه نکند.
این هم خیلی مهم است. فردا حتماً زیارت امام حسین (ع) را با توجه، با التماس، بگوییم السلام علیک یا اباعبدالله و علی الأرواح الّتی حلّت بفنائک علیکَ منّی سلام الله ابداً ما بقیتُ و بقیَ اللیلُ والنّهار وَ لا جعله الله آخرَ العَهد منّی لِزیارتکُم السلام علی الحسین و علی علیبنالحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.
این جملهی ولا جعلهُ الله آخر العهد هم با توجه بگوییم. انشاءالله آخرین عهدمان موقعی باشد که در حال احتضاریم. امام حسین را ببینیم و یک بار بگوییم. این دعاست دیگر، درخواست است دیگر. فردا وقت این است که این درخواست جدی از امام حسین بخواهیم.
پروردگارا روح امام عزیز ما، شهدای گرانقدر ما، علمای ربانی را با ارواح طیّبهی شهدای کربلا محشور بفرما.
پروردگارا! توفیق درک رحمت خاصهی خودت را فردا به ما عنایت بفرما.
توفیق توسل و توجه به حضرت اباعبدالله الحسین و زیارت با معرفت مقبول آن را فردا به همهی ما عنایت بفرما.
پروردگارا ما را قدردان نعمتهایی که به ما دادهای، عنایتی که به ما کردهای و شکرگذار آنها قرار بده.
پروردگارا عرفهی امسال را آخرین عرفهی عمر ما قرار مده.
پروردگارا روح بلند امام عزیز را فردا از دعاها و توسلات و زیارات ما بهرهمند بفرما.
سایهی مقام معظم رهبری، این نعمت بسیار بسیار بسیار بزرگ خودت را تا ظهور حضرت مهدی و در کنار آن حضرت بر سر ما مستدام بدار.
والسلام علیکم و رحمة الله.




