هدف خلقت و راههای رسیدن به آن
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
هدیه به روح مطهر آقا امیرالمؤمنین علیهالسلام، به روح مطهر امام هادی علیهالسلام صلواتی اهدا میکنم.
همچنین اهدا کنید به روح امام عزیز، شهدای جلیلقدرمان، علمای ربانی، صلوات بر محمّد و آل محمّد
ایام عید اکبر و عید ولایت هست که واقعاً یکی از نعمتهای بسیار بزرگ الهی همین عید است. بالاتر از تعابیر قرآن، ما نمیتوانیم بگوییم که فرمود «اَلیَوم أکمَلتُ لکُم دینَکُم» یعنی دین بدون ولایت، دین ناقص است. دین ناقص هم پذیرفته نیست. دین، کاملش مقبول درگاه خداست. «أتمَمتُ علیکُم نعمتی» نعمت خدا… مرحوم علامه طباطبایی میفرمایند جاهایی که کلمه نعمت، مفرد آمده همه جا مقصود ولایت است و لذا در آن روایت داریم که از امام سؤال کرد که مقصود از نعمت چیست؟ حضرت فرمود که تو فکر میکنی چی است؟ گفت نعمت همین چیزهایی که خدا به ما داده [است]. حضرت فرمود که اشتباه است. خدا در آیات قرآن بر نعمتی که گفته، هم منت گذاشته هم گفته سؤال میکنم. از این نعمتی که دادم سؤال میکنم. بعد حضرت فرمود شما خودتان که انسان هستید و قابل مقایسه نیستید، اگر به یک کسی لطفی کنید که بعداً نمیروید ازش سؤال کنید که این مثلاً پولی که به تو دادم، این غذایی که دادم چه کارش کردی؟ خدا خیلی بزرگتر از این است که بر این نعمتهای عادی و این چیزهایی که به ما داده، بیاید از ما سؤال کند. این نعمت ولایت است. این است که جای سؤال دارد که یک چنین نعمت بزرگی را چگونه باهاش تعامل داشتی؟
لذا فرمود «أتمَمتُ علیکُم نِعمَتی» نعمتم را تمام کردم اینجا. نعمت تامه، نعمت ولایت امیرالمؤمنین است. با همین نعمت، انسانها را مشخص میکند چه کاره هستند. این که فرمود «علیٌّ قسیمٌ جنّة والنّار» امیرالمؤمنین بهشت و جهنم را تقسیم میکند، یک عده را میبرد بهشت، یک عده را جهنم. یکی از علمای اهل سنت میگوید، میگوید امیرالمؤمنین در همین دنیا تقسیم کرد بشر را. چون هر کسی با امیرالمؤمنین هست اهل بهشت است، هرکسی هم نیست… مگر حالا کسی جاهل و قاصر باشد، نتوانسته باشد امیرالمؤمنین را بشناسد. کسی بشناسد امیرالمؤمنین را ولی بصیر امیرالمؤمنین و سیر ولایت را طی نکند، قطعاً اهل جهنم است. لذا فرمود همین دنیا امیرالمؤمنین تقسیم کرده هر کسی بتواند خودش را برریس کند ببیند چه جور است.
مقامات ائمه طاهرین از جمله امیرالمؤمنین، امام هادی، برای ما درکش بسیار سخت است ولی نه برای بنده و امثال شما، بزرگان ما فرمودند. بزرگان ما فرمودند درکش برای ما آسان نیست. به یک معنا ما ناتوانیم از درک حقیقت مقام اهل بیت و امیرالمؤمنین که در بین امامان ما افضل امامان است و بالاتر.
حالا برای اینکه یک مقدار آدم روشن شود چطور نمیشود درک کرد، امام هادی دو تا اثر بسیار گرانبها برای ما باقی گذاشته [است]. دو تا زیارت، این دو تا زیارت بینظیر است. یکی زیارت غدیریه است، یکی زیارت جامعه کبیره. لذا امام هادی در ارتقاء معرفتی شیعه خیلی حق به گردن ما دارد. ما ائمه را آنگونه که هستند اگر بخواهیم بشناسیم باید زیارت جامعه کبیره را خوب بخوانیم.
یکی از جملات و فقرات جامعه کبیره این است که «خَلَقَکُمُ الله أنواراً فَجَعلکُم بِعَرشهِ مُحدِقین» خدا شما اهل بیت را یک وجوههای نورانی قرار داد که دور عرش خدا حلقه زدید. «خلَقَکُم الله اَنواراً فَجعَلَکُم بِعَرشِه مُحدقین» حالا هر عرشی هست باز ما نمیدانیم مرحوم علامه میفرماید مرکز فرماندهی خدا بر کل عالم هستی، عرش است. و شما اطراف عرش، گرداگرد عرش خدا، گرد آمدید. «فجَعلَکُم بِعرشه مُحدقین»
«حَتَّی مَنَّ عَلَینا» حالا خدا میخواست یک لطفی در حق بشریت کند. منت نهاد بر ما «فَجَعلَکُم فی بُیوتٍ أذِنَ اللهُ أن تُرفِعَ و یُذکَرُ فیها اسمِه» شما را در خانههایی قرار داد که «جعلَکُم فی بُیوتِ أذِنَ الله أن تُرفِعَ» که خدا اجازه داده آن خانهها رفعت پیدا کند بالا برود. باز این خانهها چیست؟ بالا رفتنشان چیست؟ «و یُذکرَ فیهَا اسمه» در آنها خدا اسمش یاد میشود.
باز حالا بحث مفصّلی مرحوم علامه دارد راجع به این که اسم خدا یعنی چه اصلاً؟ «یذکر فیها اسمه»
ببینید این جملات را ما میگوییم یک چیزهایی هم به ذهنمان میآید، ولی حقیقتش چیست؟ خود علامه مصباح میفرمایند ما نمیفهمیم. ما نمیفهمیم این چیست. نور هست چه نوری است؟ قطعاً نور مادی که نیست انرژی و این جور چیزها! نوری است که قاعدتاً عالم هستی با آن نورانی میشود. عالم هستی با او مدیریت میشود. این نور هستی است. این که اهل بیت، وجود نورانی دارند یعنی همان نوری است که در آیه شریفه آمده «اللهُ نورُ السَّمواتِ وَالأرض» خدا نور همهی عالم است؛ منتها این نور بخواهد به بشر برسد نیاز به واسطه دارد.
روایت داریم که وقتی قرآن میفرماید مسأله نور خدا، توصیف نور خدا این است که مثل یک مصباح است، یک چراغدان است، آن وقت حضرت میفرمایند «المِصباحُ فاطمة». یعنی همهی عالم وقتی میخواهد به وجود بیاید، از کانال زهرای مرضیه به وجود میآید. یعنی همه وابسته به زهرای مرضیهاند. خدا نور همهی عالم است اما توصیفش ر ابخواهیم کنیم میفرماید مثل یک چراغدان است. «مثلٌ نور کَمِصباح» بعد میفرمایند «المِصباحُ فاطمه».
اینجا هم که میگوید اینها نورهایی بودند دور عرش خدا، عرض کردم عرش خدا یعنی همهی عالم را خدا دارد مدیریت میکند. مدیریت خدا هم این نیست که مثلاً یک عالمی هست، آدم میآید ادارهاش میکند. نه یعنی عالم، لحظه به لحظه از خدا دارد وجود میگیرد. این وجودی که میگیرد از کانال اهل بیت میآید. حالا باز این است که ما میگوییم در حد لفظ است و اینهاست ولی حقیقت چی است که ما درک نمیکنیم.
در بین فضایل امیرالمؤمنین که حالا در این زیارت غدیریه، نزدیک به هفتاد صفت برای امیرالمؤمنین ذکر میشود، اکثرش از آیات اخذ شده [است]. در حالی است که پیامبر فرمود من اگر نمیترسیدم یا علی که تو را مرد خدا بدانم، فضایلت را میگفتم. یعنی با همهی آنچه که پیامبر فرموده و روایات فرموده، هنوز فضایل امیرالمؤمنین، اندکی از آنهاست. آن اندکی هم که تا حدی ما بتوانیم بفهمیم.
در تاریخ این گونه است که باز این را علمای بزرگ ما گفتهاند. که فضایل امیرالمؤمنین را شیعیان از ترسشان نمیتوانستند نقل کنند! دشمنان به خاطر دشمنیشان از بین میبردند، سعی میکردند نرسد به دست کسی. تلاش شده این به دست ما نرسد. شیعه در دوران سختی که بوده اصلاً امکان این که اینها را نقل کند وجود نداشته، با این همه این فضایل آمده به دست ما.
یکی از علمای اهل سنت، باز میگوید ما شنیدیم در روایات در تاریخ که وصیّ پیامبر هفتاد صفت کمال دارد. بعد خودش میآید میشمارد و برای هر کدام یک جریانی را نقل میکند. میگوید امیرالمؤمنین این صفت را داشت، این هم نشانهاش. یعنی به رغم آن همه تلاش برای از بین بردن فضایل امیرالمؤمنین، جعل فضیلت برای دشمنان امیرالمؤمنین. یک برنامه این بود که هرچه فضیلت برای امیرالمؤمنین هست، یک چیزی هم برای کسی دیگر جمع کنند. میدانند که فرقی نمیکردند. بالاتر گفتند که احادیث را هم تحریف لفظی کردند هم معنوی. یعنی عبارات روایات فضیلت امیرالمؤمنین را تغییر دادند.
پیامبر میفرمود «یا علی! أنتَ مِنّی بِمَنزِلَة هارونَ مِن موسَی» تو مانند حضرت هارون که وصیّ حضرت موسی بود، تو هم نسبتت با من اینجوری است یعنی وصیّ من هستی. هست در کتابهایشان. گفتند پیامبر فرمود «أنتَ مِنّی بِمَنزِلَةِ قارون مِن موسی» یعنی درست ضد آن را به لحاظ لفظش. حالا تحریفهای معنوی که کردند الی ماشاءالله. هرچند نتوانستند لفظش را تغییر بدهند، گفتند نه.
با این همه این مقدار از فضایل امیرالمؤمنین به دست ما رسیده است که خیلیهایش را ما هنوز نمیتوانیم درک کنیم.
امام هادی حق بزرگی که به گردن ما دارد حدیث غدیریه است، هم سندش معتبر است و هم مضامینش متعالی است و هم صفات فراوانی را از امیرالمؤمنین ذکر کرده که این صفات را جز امیرالمؤمنین در هیچ فردی وجود ندارد مجموعهاش. و حالا امیرالمؤمنین در نقطهی اوج صفات است یعنی هر یک از صفات هم نقطهی اعلایش برای امیرالمؤمنین است و مهمترینش همین بحث غدیر است و ولایت که در روایات ما هم فرمودند که خداوند بشر را فراخوان داد به پنج چیز. به نماز، به روزه، به حج و زکات و ولایت. گفتند اینها یا ارکان دین است روایاتی داریم، در اصل چند تا روایت هم داریم خدا مردم را فراخوانده. بعد در همین روایات است که «وَ ما نُودِیَ بِشَیءٍ مِثلَما نودیَ بِوِلایَة» خدا از این پنج تا به هیچ چیزی به اندازهی ولایت، بشر را فرا نخواند. شاید یک وجهش این باشد که پیامبر خودش در طول عمرش مدام مردم را به امیرالمؤمنین هدایت کرد. از روز اول که پیامبر خواست اعلام کند بعثت خودش را، یک مهمانی ترتیب داد همه را دعوت کرد. همانجا فرمود هر کسی که اوّلین کسی باشد که به من ایمان بیاورد، او وصیّ من است. روز اول و همه سکوت کردند. امیرالمؤمنین بلند شد فرمود من به تو ایمان میآورم تا آخرین لحظهی عمر پیامبر. در طول بیست و سه سال هر جا فرصتی وجود داشت مردم را فرا خواند.
در یک نقلی داریم که حالا چرا اینقدر مهم است در همین دو تا نقلی که داریم؟ یکی میفرماید که «و لأنَّه مفتاحها» چون که ولایت، کلید ورود در آنهاست. بدون ولایت، کسی نماز بخواند وارد نماز نمیشود اصلاً. ظاهر نماز دارد، حرکات و اذکاری که میگوید هست اما حقیقت نماز که قرآن میفرماید حیّ علی الفلاح، حقیقت نماز رستگاری است یعنی سعادت ابدی. این حقیقت را کسی بدون ولایت نمیتواند وارد شود. در بسته است کسی بخواهد برود. حقیقت زکات، که زکات باز یک ظاهری دارد یکی این است که انسان پاک شود. با این زکات، «خُذ مِن اموالِهِم صدقةً تُطهّرهم و تزکّیهِم» با این زکاتی که اینجوری پاکشان میکنی، هم به لحاظ ظاهری هم به لحاظ باطنی. این به جز با ولایت، کسی نمیتواند برسد.
همینطور صوم، همینطور حج. حج بی ولایت پذیرفته نیست. در روایت شریف هست که این جمله که در آیات حج هست «لیَقضُوا تَفَثَّهُم وَلیُوفُوا نُذورَهُم» از امام سؤال میکند این چیست؟ میگوید دیگران چه گفتند؟ میگوید بله یعنی همین موی سرت را بزنی، ناخنت را بگیری. امام میفرمایند که اینها نیست. «وَلیوفوا نُذورهُم» یعنی عمل حج انجام بدهی. این یک بخش حج است «وَلیَقضُوا تَفثهُم» یعنی ملاقات امام کنید. کسی که در زمان امام، حج میکند ولی به ملاقات امام نمیرود حج نکرده [است]. لذا در عرفات، روایت است همیشه هر سال امام زمان (عج) آنجاست. یعنی اتمام حج حجاج، این است که آنجا در سرزمینی هستند که امام زمانشان هم هست، به شکلی ملاقات میکنند امام زمان را و نمیشناسند. حج بدون ولای امام حج نیست، با ولایت میشود وارد حج شد.
لذا امام رضا هم علیهالسلام در نیشابور، آن حدیث سلسلة الذهب که فرمود، فرمود بشروطها و عدم شروطها. توحید میتواند شما را نجات بدهد قلعه مستحکم باشد و هرکی واردش شد از عذاب در امان باشد اما شرط دارد. یکی از شروطش منِ امام رضا هستم یعنی ولایت. مقصودم شخص امام رضا یعنی ائمه طاهر است. توحید هم بدون ولایت، ارزشی ندارد. اصلاً توحید نیست. چون توحید آن خدایی که ما میشناسیم نمیشود مردم را به ولایت راهنمایی نکند. آن خدا، خدای اسلام نیست. چرا؟ چون اگر ما بدون ولایت نمیتوانیم به مقصد برسیم، خدا که میتواند میفهمد ما بدون او نمیتوانیم برسیم. اگر معرفی نکند، اگر دست ما را در دست ولایت نگذارد، این خدایی است که به ما ظلم کرده [است]. خدا که ظالم نیست. این خدایی است که کارش بی حساب و کتاب است، بشر را خلق کرده برای سعادت، ولی شرط سعادت را بهشان نداده [است]. این آن خدای اسلام نیست! خدای اسلام، حکیم است خدای اسلام، عادل است.
بنابراین توحید بدون ولایت، توحید نیست. کسی که میگوید من خدا را شناختم ولی ولایت را قبول ندارم، خدا را نشناخته [است].
یک حدیثی است که با امام، مسیحیها آمدند بحث کردند و اینها. فرد گفت که اگر عیسی مسیح بگوید که شما پیامبری بعد از من نمیآید و شما حق نیستید، قبول میکنید؟ حضرت فرمود ما به آن عیسایی که نگفته پیامبری بعد از من میآید به نام پیامبر اسلام، ما آن عیسی را عیسی نمیدانیم.
خداوند میگوید از همهی پیامبران عهد گرفتیم که خبر بدهند. یک عیسایی باشد یک پیامبری باشد که این عهد خدا را ادا نکند، این پیامبر نیست. اینجا هم اگر کسی توحید بدون ولایت را بخواهد مطرح کند، توحیدش هم توحید نیست. لذا در آن روایتی که شاید من یک بار اینجا خواندم که حضرت فرمود فقط کسی خدا را عبادت میکند که خدا را شناخته باشد. بعد راوی سؤال میکند که معرفت خدا یعنی چه؟ خدا را شناخته باشد یعنی چه؟ امام نمیفرماید یعنی فقط خدا را بشناسد، توحید را بشناسد، به مراتب توحید برسد. میفرماید معرفت خدا و معرفت امیرالمؤمنین و معرفت فرزندانش و دوست داشتن آنها، برائت از دشمنان، اینها همه جزو معرفت است. تا اینجا کسی نرسد یعنی هنوز خدا را نشناخته [است].
اگر ما معرفت امیرالمؤمنین را، معرفت ائمه را طبق آن زیارت دیگر امام هادی (ع) بخواهیم بفهمیم که دیگر خیلی مراتب بالاتر است. همین زیارت جامعه «بِکُم فتح الله وَ بِکُم یَختِمُ الله» اصلاً خدا عالم را با شما شروع کرده [است]. خدا عالم را با شما ختم میکند. آغاز عالم شمایید، خاتمهی عالم شمایید. هم به تعبیر دیگر همه کارهی عالم شمایید.
«بِکُم یُنَزِّلُ الغَیث بِکُم یُنَفِّسُ الکَرب» اینها معنایش این است که همه، هرچه در عالم رخ میدهد پیوندی با ولایت خورده [است]. لذا فرمودند «بِوُجودِهِ ثَبَتَتِ الأرضُ وَالسَّماء» با وجود امام است که این عالم روی پای خودش ایستاده [است]. چون واسطهی فیض هم… واسطه نباشد فیض نیست.
این تعابیری که یعنی این دو تا زیارتی که از امام هادی (ع) به دست ما رسیده، نباید به عنوان یک زیارت بهش نگاه کنیم که حالا میخواهیم برویم یک جایی زیارت کنیم. چه جوری زیارت کنیم؟ اینها را بخوانیم. نه! به عنوان یک گنجینهی معرفتی که ما اگر بخواهیم معرفتمان را به امیرالمؤمنین و معرفتمان را به ائمه طاهرین، بالا ببریم باید اینها را بخوانیم. بخوانیم و تأمل کنیم. اگر بخواهیم در مسیر آنها حرکت کنیم، بخوانیم به ما میگوید چه کار کنیم.
امیرالمؤمنین فرمود: «عَلی و إنّ لکلٍّ مأمومٍ اماماً یَقتدی» هر مأمومی یک امامی دارد که دنبال او راه میافتد. ائمهی ما اگر امام هستند یعنی ما باید دنبالشان برویم. آن وقت این زیارت جامعه کبیره به ما یاد میدهد چه جوری دنبالشان برویم.
«إلی الله تَدعون» میگوید شما اهل بیت دعوت به خدا میکنید. ما بخواهیم دنبالشان برویم یعنی چه؟ یعنی ما هم باید دعوت به خدا کنیم.
«علیهِ تَدلّون» مردم را به خدا راهنمایی میکنند. ما میخواهیم دنبال اهل بیت برویم، باید مردم را به خدا راهنمایی کنیم. به خودمان متوجه نکنیم، به خدا متوجه کنیم.
«وَ لَه تُسلّمون» شما تسلیم خدایید. راه پیروی از ائمه، تسلیم خدا شدن است. و همینطور جملات زیارت جامعه کبیره، هر یکیاش دارد یک راه را نشان میدهد، یک قدم را نشان میدهد، یک مسیر را نشان میدهد که چه جوری باشد. اهل بیت که امام ما بودند اینجوریاند، حالا ما هم اینجوری باید باشیم.
بنابراین هم معرفت ما را بالا میبرد هم راه قدم برداشتن در مسیر اهل بیت را، هم راه قرب خدا که ما این از آغاز بحث همهاش دنبال این بودیم که مسیر قرب چیست. در همین زیارت هم آمده [است]. همینها را انسان بگذارد به عنوان تابلو، نقشهی راه پیش راه خودش حرکت کند. قطعاً به بالاترین درجات معنوی خواهد رسید.
بنابراین قدر این دو تا زیارت را به عنوان دو تا کتاب معرفت، دو تا گنجینهی معرفت، دو تا نقشهی راه، به این نگاه بهش نگاه کنید و این گونه اگر شد آن وقت ما باید در طول سال هم اینها را بخوانیم. اصلاً نرفتیم زیارت، توی خانه هستیم اینها را بخوانیم. بفهمیم اهل بیت چی هستند، بفهمیم وظیفهمان چیست؟ بفهمیم راه غار چیست؟ همینهاست.
بنابراین ولایت، اساس همه چیز است. شأن اهل بیت برای ما قابل درک نیست واقعاً مقام اهل بیت، موقعیت اهل بیت. چیزهایی اگر بخواهیم بدانیم که یک خرده حرکت کنید، یک خرده معرفت را بالا ببرید، بیانات اهل بیت است بخصوص این دو تا زیارت. یکی خاص امیرالمؤمنین است که البته این صفات خیلیهایش در ائمه دیگر هم هست، ولی خیلیهایش ویژه در امیرالمؤمنین است. و یکی هم زیارت جامعه کبیره. بسیار راهگشاست، بسیار دست انسان را میگیرد، بسیار مسیر را میگیرد. ما خیلی موقعها از افراد میخواهیم میرویم پیش بزرگان، یک توصیه کنید، یک نکتهای بگویید ما چه کسی از امام هادی بالاتر که نکته به ما بگوید؟
یک صلوات برای سلامتیشان بفرستید.
و برای همهی این بچههای عزیزی که اینجا در مجلس ما هستند هم یک صلواتی بفرستید.
انشاءالله که خدا همهی اینها را از یاوران واقعی و سرداران لشگر حضرت بقیةالله قرار بدهد.
پروردگارا روح امام عزیز، روح شهدای ما، روح علمای ما که این تراث اهلبیت را به دست ما رساندند، با ارواح طیّبهی کربلا و شهدا محشور بفرما.
پروردگارا این ولایت، این محبت را تا آخر عمر ما و تا آن عالم برای ما حفظ بفرما.
پروردگارا معرفت ما را به اهل بیت، به امیرالمؤمنین، به امام هادی، روزبهروز افزایش عنایت بفرما.
توفیق انس با بیانات اهل بیت که بیانگر معرفت آنهاست را به ما بیشتر عنایت بفرما.
سایهی مقام معظم رهبری، نعمت بسیار بزرگ خودت را تا ظهور حضرت مهدی بر سر ما مستدام بدار.
من یک جمله هم عرض کنم. این زیارت جامعه، این جملاتی که خواندم، حالا ببینید ما این دورانمان است ببینید این مناظرات و گفتگوها را. یک لحظه دقت کنید ببینید چقدر «إلی الله تدعون» درونش است. چقدر «إلی غیر الله» خیلی درسآموز است. مرور کنیم مثلاً یک مناظره چقدر به خدا دعوت میکنند افراد، چقدر به خودش؟ بعضیهایشان که صریحاً…. ایشان گفت چرا آن آقا؟ گفت من میخواهم رأی جمع کنم دیگر! یعنی اصلاً خدا مطرح نیست. خوب است انسان انس بگیرد به اینها، تکرار کند، بخواند، مکرّراً در ذهنش باشد در موقعیتها که میآید یهو یاد آن جملهام بیافتد جملهی «إلی الله تدعون». اگر انسان تکرار کند، اگر هی بخواند، این مواقع دست انسان را میگیرند.
خدایا سایهی مقام معظم رهبری را تا ظهور حضرت بقیة الله کنار آن حضرت بر سر ما مستدام بدار.
والسلام علیکم و رحمة الله.




