سلسله جلسات اخلاق و مبانی معرفتی

جلسه بیست و چهارم درس اخلاق آیت الله رجبی

۱۲ خردادماه ۱۴۰۳

هدف خلقت و راه‌های رسیدن به آن

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

 بحث درباره این بود که ما در مسیر رفتن به سوی خدا یک موانعی هم پیش رو داریم که این‌ها را باید برداریم یکی از موانع را از رذائل اخلاقی است که باید برنامه‌ریزی بکنیم و این رذائل را از وجود خودمان پاک بکنیم و هر یک از ما باید تحمل بکنیم اول ببینیم چه رذائلی هست، بدون تامل و فکر، بدون ارزیابی خودمان، نمی‌فهمیم که چه بذائلی وجود دارد وقتی هم که دقت بکنیم در زمان ممکن یکی از رذائل را ما ببینیم هست خیلی دیگر هم وجود داشته باشد و ما توجه نداشته باشیم.

یک شبی من اینجا نقل کردم از مرحوم آیت الله آقا شیخ مرتضی حائری که می فرمودند این رذائل مثل ستاره‌های آسمان هست در وجود انسان، روز که می‌شود ما هیچ ستاره‌ای نمی‌بینیم، نه اینکه ستاره‌ها از بین رفتند! نه اینکه ستاره‌ها نور ندارند، فعال نیستند، اینها هستند منتهی وقتی یک نور قوی‌تری می‌آید، دیگر آن‌ها دیده نمی‌ شوند. در زندگی ما گاهی یک خصلت برجسته می‌شود غالب می‌شود فکر می‌کنم که فقط همین خصلت بد در وجود ما هست ولی اگر دقت بکنیم می بینیم ده‌ها از این خصلت‌ها در وجود ما هست و ما غافل هستیم. وقتی هم غافل باشیم اینها رشد می‌کنند باز اینگونه نیست که بگوییم به همین حالت خودشان می مانند. مثل سلول سرطانی است که مدام توسعه پیدا می‌کند اگر انسان مراقب نباشد متوجه نباشد درمان نکند کم کم همه بدن انسان را فرا می‌گیرد.  این هست که باید هم بشناسیم هم برنامه‌ریزی بکنیم برای درمانش و هم فکر نکنیم یک خصلت دو خصلت یک رذیله دو رذیله هست، این بحث اول بود که عرض کردیم،  این رذائل را باید مراقب بود برنامه‌ریزی کرد برای اینکه این‌ها را از وجودمان پاک بکنیم.

بحث دیگر هم این بود که عرض کردیم گناهان مانع می‌شوند، گناهان را باید جدی بگیریم، اینکه قرآن می‌فرماید که ثم یطوفون من قریب، یعنی مومن به محض اینکه غفلت کرد، دچار خطایی شد فورا باید توبه بکند، فوراً برگردد و اما کسانی که نه می‌گویند حالا توبه خواهیم کرد، حالا توبه خواهیم کرد، این به جایی می‌رسد که دیگر توفیق توبه از او سلب می‌شود. اگر برسد به آن آخر عمر آنجایی که دیگر تمام شده مهلت دیگر اصلاً قبول نمی‌شود! این رذائل برای این است که این توبه‌های فوری رخ نمی‌دهد، گناه رخ می‌دهد ، انسان شیطان یکی از در واقع فریب‌ها و نیرنگ‌هاش تسویف هست و تا انسان بخواهد خودش را اصلاح بکند، می‌گوید حالا از مثلاً از اول ماه انشالله دیگر توبه می کنم. این فاصله را چه کسی گفته است که زنده ام؟! هر مقدار تاخیر هر مقدار، حتی انسان بگوید حالا فردا دیگر انشالله، این دام شیطان است. شیطان یکی از کارهایش همین تسویف هست و به گناه نباید مهلت داد، باید فوراً توبه کرد، توبه این است که واقعاً پشیمان بشود استغفار که تبدیل به آن خصلت‌ها و رذیله‌ها نشود و آن وقت علاجش سخت بشود. یکی از موانع دیگری که وجود دارد این هست که انسان همتش بلند نباشد. دون همت باشد به چیزهای خیلی کوچک قانع بشود. همه بزرگانی که توانستند در مسائل معنوی یا در مسائل حتی دنیایی موفق بشوند گاهی مسیر یک تاریخی امت عوض کردن، کسانی بودند که با همتشان بلند بوده است. امام عزیز ما اگر تونست این انقلاب را به ثمر برساند برای چه‍؟! چون همتش بلند بود، در همان دوران امام کسان دیگری هم بودند، می گفتند که حالا بنشینیم با شاه مذاکره بکنیم بگوییم طبق قانون اساسی عمل بکند، اما امام می‌فرمودند که اگر همه بیان پای کار و بگویند شاه باید برود، من هم می گویم باید برود،  اگر عده کمی بگویند شاه باید برود من می‌گویم با آنها همراه می‌شوم اگر هیچ کسی هم نگوید من می‌گویم باید شاه برود، مصیبت ما از این رژیم هست، وقتی خدمتشان عرض شد که خوب هست وشما  حالا شما قیام کردید، مراجع دیگر هم همراه بشوند این بیشتر اثر دارد پس خوب است بنشینیم و مذاکره بکنیم گفتگو کنید، فرمودند اگر با اصل مبارزه می‌خواهیم بیایم بنشینیم مذاکره بکنیم نه، حالا می‌گویند چه جور مبارزه بکنیم که بهتر به نتیجه برسیم کار عاقلانه انسان بنشیند بگوید حالا که من می‌خواهم به این هدف برسم اما تو اصل مبارزه فرمودند معنا ندارد! آن نگاه بلند امام در موقعی که هیچ کسی را نداشت، در موقعی که یارانش بسیار اندک بودند، همت بلند امام را به نتیجه رساند، هیچ موقع هم ناامید نشد تردید در او ایجاد نشد. حالا همه ما مستحضریم برکات وجودی آیت الله مصباح را، چه شد که اومدن این تشکیلاتی که حالا موسسه و اینها را راه‌اندازی برنامه‌ها را اجرا کردن، آیت الله خرازی آمدند خدمت ایشان گفتند ما بررسی کردیم دیدیم مسیحیت خیلی دارد تبلیغ می‌کند، مسیحی شدن یک نشریات راه اندازی کردیم در رد مسیحیت، جزوه‌های کوچکی بود می‌فرستادم برای اقصی نقاط کشور، دیدیم که نسبت به اعتقادات شبه افکنی می‌کنند یک جزواتی راجع به اصول دین نوشته اند، الان راجع به اصل دین یک عده‌ای دارند اومدن مخصوصاً آن موقع مارکسیست‌ها خوب آنها با اصل دین مخالف بودن اصلاً می‌گفتند دین افیون توده‌هاست، باید دین را به کنار زد از ایشان خواستم شما هم یک جزوه‌ها این طور بنویسید، ما چاپ بکنیم منتشر بکنیم با اینها مبارزه بکنیم. اما ایشان وقتی این پیشنهاد به آنها شد فرمودند نه ما باید ای برنامه اجرا بکنیم یک تحولی تو حوزه ایجاد بکنیم، یک نیروهای کارآمدی تهیه بکنیم، اینکه به یک جزوه نوشتن و پخش کردن قانع بشویم این کم همتی است! نگاه ایشان این بود که باید حوزه را متحول کرد! فرمودند این درس‌هایی که تو حوزه خوانده می‌شود لازم هست و حتماً باید بخوانند، اما اینها کافی نیست! طلبه‌ای که با این درس‌ها می‌آید نمی‌تواند شبهاتی را که تو ذهن جوان‌ها هست پاسخ بده، نمی‌تواند در برابر نیازهای زمان پاسخگو باشد، ما باید طلبه‌هایی را تربیت بکنیم که اینها در عرصه‌های مختلف بتوانند شبهاتی که در ذهن جوانها هستش جواب بدهند، شبهات جوری جواب بدن جوان قانع بشود جوان جذب روحانیت بشود، اما اگر آمد شبهه‌ای را مطرح کرد و یا جواب نشنید یا جوابی که شنید قانع کننده نیست اصلاً شبهه را خوب متوجه نشده آن راه خودش را می‌رود.  آمد بخش آموزش را راه انداخت، آن موقع اصلا آموزش نبود، تربیت نیرو نبود راه ادامه داد وقت دشمنایمان گفتن ایشان برای گام دوم انقلاب هم نیرو تربیت کرده است.

آن همت بلند آن نگاه بلند که آینده را می‌دید، اصلا اسلام یکی از برنامه‌هایی که دارد این است که ما را بلند همت بار بیاورد به چیزهای کم قانع نشه ببینید قرآن می‌فرماید که وقتی دعا می‌خواهیم بکنیم دعا این طور بکند می‌گوید اولیا خدا اینطور دعا می کردند، ربنا و هب لنا من ذریاتنا و ازواجنا قرة اعین، همسران ما و فرزندان ما نور چشم ما باشند آنقدر خوشحال بشویم از اینکه این چه فرزندی تربیت شد وجعلنا للمتقین اماما، خدایا ما را رهبر متقین عالم قرار بده، نمی گوید من متقی بشوم اصلا با اینکه خیلی مهم است انسان با تقوا باشد، خیلی مهم است، نه مار را برای متقین رهبر قرار بده اهل تقوا دنبال ما بین تو همه تعالیم دینی چنین چیزی است. وقتی می‌خواهد بگوید آقا تلاش بکن وقتتو صرف بکن عمرتو صرف بکن برای چه صرف بکنم؟! می‌گوید برای بهشتی که خالدین فیها برای زندگی بی‌نهایت، اصلاً برای بدن شما علی امیرالمومنین فرمود لیست لابدانکم  ثمن الا الجنة؛ برای این بدن‌ها اگر می‌خواهید به زحمتش بیاندازد از او کار بکشید جز بهشت بهای دیگری نیست! بهشت یعنی چه؟! یعنی یک جایی که سراسر لذت سراسر قدرت سراسر علم بدون هیچ نقص و عیب‌ها و جاودانه. یعنی بالاترین چیزی که می‌شود تصور کرد. چه قدر بلند همتی است خیلی اصلا قابل اگر به ما بشر می‌گفتند اصلاً به ذهنمونم نمی‌رسید چنین چیزی. می‌خواهیم دعا در حق دیگران بکنیم ماه رمضان می‌خواند اللهم اشف کل مریض اللهم اغن کل فقیر، همان جا یک کسی شبه می‌کند، آخر این دعا مگر مستجاب می‌شود مگر می‌شود یک شب همه مریض ها و همه فقیر ها شفا بگیرند. این دعا می‌خواهد تو بلند همت باش حالا که می‌خواهی از خدا بخواهی خدا هم همه چیز از او برمیاد نگو خدایا این مریض من را شفا بده نگو فقر من را برطرف بکن!

خوب البته این دعا اثر دارد ها برای چه می‌خواهی از خدا نه هر دعایی مستجاب می‌شود یا همان چه که ما می‌خواهیم محقق می‌شود، یا خدا به جای او یک چیز دیگری می‌دهد، تو روایات ما داریم که خدا وقت روز قیامت به اینهایی که دعایی که می‌خواستم مستجاب نشده پاداششان را می‌دهند می‌گویند ای کاش آن دعاهای دیگه‌مونو مستجاب نمی‌شد آن یک دعا مگر چه به ما می‌داد یک بنده خدایی می‌گفت رفتم شب‌های جمعه چهارشنبه جمکران و نزدیکای سحر خوب یک حالی پیدا کرده دعایی کردیم احساس کردم که حالا این دعا مستجاب می‌شود منتها یک جاهایی می‌نشستیم صاحب خانه گفته بود بلند بشو می‌خواستم ازدواج بکنم خانه نمی‌تونستم پولی هم نداشتم اجاره بکنم رفته بودم یک جایی یک خونه‌ای بود که صاحب خونش وقف کرده بود می‌گفت فقط ۵۰ آن موقع کرایه ۵۰ تومان من داشتم گفتم خدای‌ها این کاری بکن این خانه را این اتاق را به من بدهند تا گفتم مستجاب شد پشیمون شدم این چه بود از خدا خواستیم حالا که خدا می‌خواست است یک دعای مستجاب بده یک اتاقی که مثلاً من بروم در آن زندگی بکنم ما اگر دون همت باشیم خواستمان همیشه خواست پیش پا افتاده، کاری هم که می‌خواهیم بکنیم همین کارهای پیش پا افتاده به ذهنمان الحمدلله اما آنهایی که همتشان بلند هست، عبادت هم که می‌خواهند بکنند عبادت بودن ما وقتی می‌خواهیم بگوییم مثلا یک نمازی که خیلی سخت است نماز جعفر طیار می‌خواهیم بخوانیم اما آنی که بلند همت است می‌شود استاد آیت الله بهجت، هر روز نماز جعفر طیارمی خواندند، هر روز زیارت عاشورا میخواندند،هر روز هزار تا انا انزلنا می خواندند، همین زندگی ما را داشتن، نه اینکه  زندگی را کنار بگذارد و برود چنین کاری بکند خود آیت الله بهجت فرموده من از آیت الله مصباح شنیدم که اگر کارهای علمی ایشان را می‌دیدیم فکر می‌کردیم که این فقط کار علمی می‌کند، وقتی عبادت هایش را می‌دیدیم فکر می کردیم فقط عبادت می کند. بشر ظرفیتش زیاد است، اگر بلند همت بود آن وقت بنا را می‌گذارد که بله هر روز باید نماز جعفر هم بخواند، قرآن می خواهد که ما بلند همت بار بیاییم، کنتم خیر امة اخرجت للناس، شما بهترین امتی هستید که تو این عالم آمده اید. باید این طور فکر بکنیم!  در همین مسئله ظهور حضرت، ما می گوییم انشالله حضرت خواهد آمد، اما مومن این طور نیست ،همتش نسبت به ظهورم خیلی هست، انهم یرونه بعیدا و نراه قریبا، یک مومن ظهور حضرت را نزدیک می‌بیند وقتی نزدیک دید خودش هم عوض می‌شود، اما اگر گفتیم انشاالله یک موقع خواهد آمد و دعا می کنیم، حالا کی تا ایشان بیاید. تو تنه ببینید در زیارت عاشورا از خدا چه می خواهیم؟! از خدا ان یبلغن المقام المحمود لکم عند الله می خواهیم. شما یک مقام محمودی پیش خدا دارید، که خدا در قرآن به پیامبر می فرمود برخیز، تهجد داشته باش، نماز شب بخوان، راز و نیاز بکن، تا تو را به آن مقام محمود برساند، ما زیارت عاشورا می‌گوییم خدایا ما از تو می‌خواهم ما را به مقام محمودی که اهل بیت نزد خدا دارند برسانید، چه قدر بلند همتی هست! یعنی من را به آنجایی که پیامبر رسیده در اثر تهجد و اینها من را برسان به آنجا، اینها همه به ما دارد می‌گوید آقا همت را ببر بالا به چیزهای کم قانع نباش ! منتها آنی که هست تو روایات ما همت است همت ببر بالا یعنی فرد اهمیت می‌دهد به این کار و دنبالش راه میفتد فرق اینکه در روایت گفتن آمال و آرزوی بلند نداشته باشیم با همت بلند همین است! آمال آرزو می‌گوید انشالله یک روزی بشود چنین شود و خیال بافی می‌کند، همت بلند تصمیم می‌گیرد برای رسیدن به آن امور مهم معنایش این نیست که حالا بگوییم خدایا برسان خدایا ما را چنین بکن نه به دنبالش حرکت می‌کند اصلا اهتمام که ما فارسی می‌گوییم اهتمام داشت به این امر داشته باشیم یعنی جدی بگیر و برو دنبالش، اگر انسان آن قله‌ها را در نظر گرفت و تصمیم جدی گرفت برود به سوی او آن وقت می‌رسد به وقتی که این چیزهایی جزئی را که می‌بینی اصلاً می‌زند کنار پیشنهادهای مادون و اینها که به او می‌دهند اصلاً برایشان ارزش ندارد چیزی فراتر از این‌ها می‌بیند. فرمود که و من المومنین رجال صدقوا ما عاهد الله و منهم من قضی نحبه و من هم من ینظر و ما بدلو تبدیلا. ایناه شهادت در راه خدا، کار در راه خدا را با هیچ چیزی عوض نمی‌کنند. چون آن قله را می بینند و می بینند که اصلا ارزش ندارد با چه عوض بکنم.

بنابراین اگر ما پیش پای خودمان را دیدیم اصلاً توجه‌مان به آن قله ها جلب نمی شود  فکرت نمی‌افتم که بریم آن بالاترها وقتی من یک بهبه و چهچه یک نفر را ببینم بگویم این مهم است، دیگر اینکه امام زمان از ما خوشنود باشد برایم مطرح نیست خدا خشنود بشود مطرح نیست، آن مقامی که در قرآن آمده یا ایتها النفس المطمئنه، برایم مطرح نیست، ارجعی الی ربک راضیة مرضیه، مطرح نیست من از خدا خشنود باشم خدا از من خشنود باشد، اگر آن را دیدم آن وقت می‌گویم چه جوری به او برسم، اما اگر پایین تر را دیدم به ذهنم نمی‌آید تلاشم نمی‌کنم، همتی هم ندارم بروم، زیاد در روایات نسبت به همت بلند بلند همتی و آن طرف نقطه مقابلش نکوهش از دون همتی سخن گفته شده  است، انسان باید بنشیند و فکر بکند آن قله‌ها کجاست، مکرر مقام معظم رهبری می فرمایند که باید به قله نگاه کرد و به سوی او حرکت کرد و وقتی می‌خواهم به قله هم برسیم بله مشکلات دارد سختی دارد ولی انسان اگر آن قله را باورش بیاید باید این سختی‌ها را همه را تحمل کند، حتی سختی ها شیرین می‌شود برایش لذت بخش می‌شود چون دیگر نگاهش به این سختی‌های باز این پیش پا نیست نگاهش به آن قل است است می‌گوید یک قدم نزدیک شدم لذت می‌برد، قدم دوم، قدم سوم است از این قدم برداشتن‌ها چون نگاه به قله هست، لذت می‌برد. ما باید همواره نگاهمان به قله باشد و آن چیزهای بسیار بلند به خصوص در امور معنوی اینگونه باشیم و تلاشمان را بکنیم، تلاش با نگاه به قله می شود شیرین، هر قدر سخت‌تر بشود عزم انسان بیشتر می‌شود لذت بیشتر هم می برند، یعنی اولیا الهی ما فکر می‌کنیم که دائم در رنج  و در این که همه این اولیا الهی در سخت‌ترین شرایط بسیار با نشاط بودند، امام هیچ موقع افسرده نبود در طول عمرش، هیچ موقع افسرده نبودند، اینکه هیچ موقع تردید برایش حاصل نمی شد، چون افسرده نبود! چون دل نگران نبود!

مقام معظم رهبری را توجه کنید! این همه حوادث می‌آید این حادثه‌ای که خودشان فرمودند بهترین‌های زیر آسمان را ما از دست بدهیم، ایشان به مراتب ده‌ها مرتبه بیش از ما درک می‌کنند که آیت الله رئیسی چه گوهری بود و طبعاً به همین اندازه متاثر می‌شوند اما سخنی می‌گویند تّسلّای خاطر همه امت می‌شود، این نگاه به آن قله هست، خیلی چیزهای بالاتر را می بیند، آن وقت می فرمایند شهادت ایشان هم برای خانواده خودش هم برای امت ما و هم برای نظام ما برکاتی دارد، وقتی نگاه به قله می کنند فقط این حادثه اینجا را نمی‌بینند می بینند که این در ارتباط با آن قله چه قدر نقش آفرینی دارد، چه قدر ما را به آن قله نزدیک می‌کند، آن وقت آرامش دارم علی بذکر الله تطمئن القلوب، آنها یاد خدا هستند که قله همه کمالات هست، خدا را می‌خواهم و خواست خدا را، آرامشم می‌آید که نوشت دیگر چرا ناراحت بشوم، هیچ چیزی هیچ چیزی المومن کلجبل راسخ لا یحرکه الأواسف، مومن واقعی مثل کوه مستحکمی هست که تندبادهای شدیدی که همه چیز را قلع و قمع می‌کند تکانشان هم نمی‌دهند، درخت‌ها را می‌کند ساختمان ها را از بین می برد ولی این قله تکان هم نمی‌خورد، این کوه به اتکای آن قله‌ای که خداوند هست، بنابراین یک راه اینکه ما بتوانیم حرکت بکنیم بلند همتی است بلند همتی هم این است که آن قله‌ها را شناسایی بکنیم چشممان به او باشد دلمان در گرو او باشد و برای رسیدن به او همتمان را به کار بگیریم، تمام توانممان را به کار بگیریم و همینطور هم بودند بزرگان ما.

یک موقعی حالا این را عرض بکنم به خاتمه بدم اینجا الان عزیزانی که بلوار زنبیل آباد یک قسمتی است مدرسه صدوقی، به این ، اینجا را کی مرحوم صدیقی اینجا را گرفته آن موقع که اینجا هیچ چیزی نبوده است، در آقازاده‌شون می‌گفتند که وقت ایشان اینجا را خرید آن موقع ۵۰۰ هزار تومان ۵۰۰ هزار تومان آن موقع خیلی خوب به پدرم گفتم حالا این زمین را می‌خواهید بخرید، پولش کجاست از کجا می‌شود ۵۰۰ هزار تومان…، گفت مگر من می‌خواهم بخرم خدا می‌خواهد بخرد! آن موقع یک چنین زمینی برای چه می‌خواهد اصلاً برای چه می خواهد این را، اما الان می‌گوییم این چیزی نیست چون چند متر است مگر؟! اما آن موقعی که ایشان بود نگاهش به خدا بود نگاهش به دین بود برای دین برداشت چنین کاری کرد. بله آن همت بلند مرحوم صدوقی، آن اعتقادش به آن قله‌ای که خدا هست و او پای کار هست و من هم کارم برای اوست، دیگر نگرانی ندارم  چه می‌خواهد تهیه کند، بله وقتی خودمان را ببینیم پیش پای خودمان و همت خودمان و توان خودمان، می‌گویم نمی‌شود، راحت تکلیف ساقط شد نمی‌شود. اما اگر این چنین نبود و قله را دیدیم، هنوز تکلیف هست هنوز باید تلاش کرد هنوز باید رفت هنوز به قوت و قدرت خودمان و امثال خودمان نباید تکیه کرد، وقتی که خیلی کارها می‌شود کرد، امام می‌آید و با یک در نهایت غربت تصمیم می‌گیرد که رژیم را عوض بکند. امام بیش از ما می‌دانست که این رژیم پشتوانه اش آمریکاست پیش از ما می‌فهمید این رژیم منطقه امن برای رژیم آمریکا هست، همه اینها را می‌دانست ولی آن همت بلند امام را به اینجا رساند با دست خالی با غربت توانست چنین کاری بکند معجزه‌ای بیافریند.

پروردگارا روح امام عزیز ما شهدای گرانقدر و علمای ربانی را با ارواح طیبه شهدای کربلا محشور بفرما. پروردگارا ما را به آنچه که وظیفه ماست آشنا و در عمل به او موفق بدار. توفیق بلند همتی و نگاه به قله‌ها و نگاه به خداوند متعال را به ما عنایت بفرما پروردگارا در فرج ولی الله الاعظم تعجیل بفرما، ما را و نسل ما را از بهترین یاور آن حضرت قرار بده، پروردگارا در این انتخابات پیش رو آنچه که خودت می‌پسندی را به امت ما الهام و در عمل به او آنها را موفق بدار، خدایا به برکت خون این شهدا خدمت تو را قسم می‌دهیم رئیس جمهوری که بتواند همین مسیر را با همین شتاب ادامه بدهد نصیب امت ما بفرما سایه مقام معظم رهبری این نعمت بسیار بسیار بسیار بزرگ خودت را تا ظهور حضرت بقیه الله و در کنار آن حضرت بر سر ما مستدام بدار.

و السلام علیکم و رحمة الله.

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا