هدف خلقت و راههای رسیدن به آن
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
هدیه می کنیم به روح مطهر امام عزیزمان شهدای گرانقدرمان، علمای ربانی به ویژه حادثه ناگوار و دلخراش شهادت رئیس جمهور عزیزمان و همراهان ایشان همچنین به روح مادر سردار مقاومت حضرت سید حسن نصرالله که در رحمت خدا پیوستن صلوات بر محمد و آل محمد.
تسلیت عرض میکنیم به پیشگاه مقدس حضرت بقیه الله الاعظم ارواحنا فداه، و به پیشگاه مقدس رهبر عزیزمان، این مصیبت جانگداز را که فرمودند قابل جبران نیست و حقاً آیت الله رئیسی فقط در یک جایگاه ریاست جمهور مطرح نبود شخصیت برجستهای بود که در عرصههای مختلف جایگاه ویژه داشت و از نظر کمالات انسانی و جامعیت نسبی یک فرد ممتاز بود. اینکه رهبر عزیزمان فرمودنددر زیر آسمان یکی از بهترینها را از دست دادیم یک بیان حکیمانه و واقعیت مسئله است. خوب همیشه این بزرگانی که توفیق نصیبشان میشود این گونه پایان زندگیشان خاتمه پیدا بکند اینها در زندگیشان شهید گونه زیستند، رفتارشان اعمالشان اندیشههاشان اعتقاداتشان جوری بوده که خدایها چنین توفیقی را به انها داده است به خصوص شخصیتی مانند سردار دلها حاج قاسم و آیت الله رئیسی که رحلتشان هم به همان اندازه حیاتشان یا بیشتر اثرگذار بود. احساس میشود که خداوند متعال در تدبیر خودش برای حمایت از نظامی که قطعاً مورد عنایت خودش هست و مورد عنایت حضرت بقیه الله است، در طول انقلاب تدابیری میکند برای اینکه این انقلاب تداوم پیدا بکند. با همان شتاب پیش برودیکی از آن تدبیرها همین رحلت شهادت گونه یا شهادت آیت الله رئیسی هست، هیچ کسی فکر نمیکرد که یک چنین شهادتی این گونه دلها را متوجه ایشان بکند، اینگونه بیایند و همه دیدیم فقط حضور نبود، حضور از روی اعتقاد و عشق بود، این اشکهایی که ریخته میشد این اظهاراتی که میشد که همه میفرمودند هنوز دل ما آرام نگرفته است. کسانی که خودشان میگفتند که ما در انتخابات هم به ایشان رأی ندادیم. اگر کسی برای خدا کار کرد دلها دست خداست خدا هم آنقدر بزرگوار است که خوب جبران میکند. حالا اینها مرحله دنیایش است این رحلت ایشان همه توطئهها و شایعه پراکنی ها و القائات شیطانی تمام جبهه کفر و نفاق را شست و از بین برد. این چیز کمی نیست که حضرت آقا فرمودند برای خانوادهشان برای ملت ما برای جهان اسلام این یک برکت بود و آثار ماندگاری داشت این یک حقیقت است.
اینها معنایش این است که اولا خدا به ما میخواهد بفهماند بدانید که همه کاره عالم من هستم بدانید که دلها دست من است بدانید که تدبیر امور دست من هست، امام آمده است تا هشدار بدهد که بیشتر سراغ خدا برویم، بیشتر دل به خدا ببندیم از خودمان بگذریم، از خواستههای خودمان بگذریم، آیت الله رئیسی از خودشان گذشته بودند! خودشان برایشان مطرح نبود. به تعبیر شهید چیت سازانف کسی که میخواهد از سیم خاردار دشمن عبور بکند، باید اول از سیم خاردار نفس خودش عبور بکند، آیت الله رئیسی این چنین بود، هیچگاه سمتها و پستها و مقامها ایشان را فریب نداد در همه این پستها و اینها توانسته بود بر نفس خودش قالب بشود، این نفس ها را سمت و مقام و جاه نمی دانست، مسئولیت می دانست، یعنی خود را چیزی نمیدانست، موفقیتها را از خدا میدانست، همیشه تا آنجا که من هر موقع جلسه بوده است، دیدم که همش میفرمود به فضل خدا اینجور شد، این خیلی مهم است! یک کسی بگوید ما چنین کردیم یکی هم بگوید به فضل خدا و به لطف خدا. این را که میگفت واقعاً از عمق وجودشان میگفتند و اگر ما ادامه بحث قبلمان هم بخواهیم اشاره بکنیم، یکی از چیزهایی که مانع حرکت انسان به سوی خدا هست، همین خود انسان هست و نفس انسان هست، بلعم باعور قرآن میگوید آتیناه آیاتنا، ما آیاتمان را به او دادیم، بعضیها نقلهاست که اسم اعظم را میدانست، قرآن هم میفرماید ولو شئنا رفعناها، این فرد میتونست با این آیات و اینها بالاتر هم برود و در ادامه فرمود: ولکنه اخلد الی الارض و اتبع هواه، دلبسته دنیا شد، دنبال هوای نفسش رفت، و اتبعه الشیطان آن وقت شیطان به سراغ او رفت و سقوط کرد، به آنجا رسیده است ولی اگر انسان نتواند خواستههای نفسش را، خودش را کنار بزند، هرجا که باشد امکان سقوطش هست. این عزیزان واقعا از خودشان گذشته بودند خودشان برایشان مطرح نبود، ارزشهای اسلامی برایشان مطرح بود، ولایت برایشان مطرح بود، مردم برایشان مطرح بودند، یعنی سه تا رابطه را بین خودشان و طرف رابطه حل کرده بودند، یک رابطه با خدا داشتند و میگفتند آنچه خدا میخواهد ما میخواهیم پیاده بکنیم، همه شهدا اینجور بودند دیگر، همه شهدایی که داریم از اقسامشان شهدای دفاع مقدس، شهدای مقاومت، شهدای دفاع از حرم، شهدای هستهای و غیره بر اساس اینکه خدا از ما میخواهد چنین بکنیم حرکت کردند، بین خودشان و خدا را حل کرده بودند. که تو چه میخواهی ما آن را انجام می دهیم. یکی هم رابطه با ولایت ،باز شما شهدای عزیز را وصیتنامههاشون و سخنانششان را ببینید، ولایت برایشان یک امر محوری است. سردار دلها حاج قاسم را ببینید خود آیت الله رئیسی، واقعا اینگونه بود، لازم نبود رهبری دستوری به آنها بدهند، اگر احساس میکردند که رهبری یک چیزی را میخواهد اقدام میکردند، خودشان را با رهبری تنظیم کرده بودند، خیلی جاها چه بسا انتقادهایی که میشد اینها را میپذیرفتند ولی میدانستند چون رهبری این مطلوبشان هست ادامه میدادند و هیچگاه هم از رهبری مایه نگذاشتند که یک جایی بگویم که این انتقادهایی که میکنید نه مقام معظم رهبری از من حمایت کرده است! یا ایشان نظرش این هست، ابداً!
در عمق وجودشان با ولایت مسئله را حل کرده بودند و میدانستند بدون ولایت نمیشود در مسیر خدا حرکت کرد، و آن طرف هم به ارزشهای اسلامی بسیار اهمیت میدادند ایشان وقتی رفتند آستان قدس، ما رفتیم خدمتشان همان اوایل، اولین جملهاش این بود فلانی این زلف این آستان قدس را با موسسه پیوند بزنید، ما می خواهیم مسائل ارزشی و اعتقادی و اینها اینجا محور قرار بگیرد.
دغدغه فرهنگیشان بسیار جدی بود حالا چه بسا مسئولین ردههای بعد نتوانستند خواستههایشان را محقق بکنند ولی خیلی دلبسته ارزشهای اسلام و مکتب اهل بیت و انقلاب بودند، رابطهشون با مردمم حل کرده بودند، صادقانه خدمت به مردم می کردند.
هیچ چیزی برای شما مطرح نبود در خدمتهایی که میکردند. اینکه مردم مثلاً رای بدهند و بعد مردم…. اینها نبود! تشخیص داده بودند برای حل مشکلات مردم باید یک مسیر را بروند و انجام می دادند و جدی بودند و مؤاخذه میکردند کسانی که کوتاهی میکردند و هیچ چشم داشتی هم نداشتند، صادقانه خدمت می کردند. آنجاهایی که شیطان میآمد توانسته بودند در برابر شیطان بایستند، همه شاهد بودیم که چه قدر درصدد تخریب ایشان، بعضیها کارشان همین بود، اما ایشان هم شیطان اینجا میآید دیگر سراغ انسان، تو هم یک برخورد مثل او داشته باش! حتی به دیگرانی که مسئولین دیگری که بودند این هشدار را داده بود، یکی از مسئولین می گوید یک کسی نسبت به برخی از فعالیتهای انتقادی کرده بود، خوب باید دفاع میشد، یک بخشی از این انتقاد متوجه دولت قبل بود، برادر مسئول آن بخشش را سکوت کرد، ایشان بعدش فرمود بگو که چرا سکوت کردی باید میگفتی آن هم درست نیست! فردی که برایش نظام و اسلام و اینها مطرح هست، نه اینکه اینجا خوب جایی هست و شیطان میآید میگوید خوب شد نگفت، تایید آنها میشد بزار یک عیب هم به آنها بیشتر بچسبد، اما ایشان با او برخورد کرد تو باید ولو این مربوط به دولت قبلی است اگر حرف نادرستی است میگفتی نادرست است آنها هم این طور عمل نکردند، اینجا اشکالی به آنها وارد نیست! این خیلی تسلط بر نفس تسلط بر شیطان را میخواهد داشته باشد. انسان اگر خود ساخته نباشد اینجا شیطان میآید اصلاً احساس وظیفه الهی میکند که از خودت دفاع کن، دفاع شیطانی دفاع از خود دفاع از اسلام و دفاع از انقلاب است اما کاملا مراقب بودند!
اینها همه اش برای ما درس هست که اگر میخواهیم به سوئی برویم که نه تنها زندگیمان موتمان و هم شهادتمان نصیبمان بشود چنین پایانی، ثانیاً اثرگذار باشد، باید از هوای نفس گذشت، باید از دلبستگیهای دنیا انسان خودش را جدا بکند و باید در برابر وسوسههای شیطانی بایستد، اینها در زندگی آیت الله رئیسی دریک سطح دیگر خود وزیر خارجه ما که پرتلاش بود، او هم واقعا فکر نظام و اعتلای نظام و حل مشکلات مردم و اقتدار نظام جمهوری اسلامی بود و اگر میبینیم در این مدت کوتاه این همه توانستند کار بکنند برخواسته از این بود، کسی که احساس میکند وظیفه الهی دارد، خودی برایش مطرح نیست، آن وقت از هیچ چیزی خسته نمیشود، خستگی ناپذیری و پرتلاش بودنشان برخواسته از آن ایمان، از آن اعتقاد، از آن احساس وظیفه و تکلیف هست.
خوب بنابراین اینها درس آموز هستند یعنی وجود آیت الله رئیسی و رحلتشان همه اش برای ما درس هست حالا او در یک سطح بالایی بود، ما در زندگی معمولیمان هستیم و خیلی راحت خودم عرض میکنم. ولی همین گونه هست، اگر بخواهیم یک قدم به جلو برداریم مقام معظم رهبری فرمودند، تا اسیر نفس هستیم نمیتوانیم کاری بکنیم و من فکر خودم هستم، مگر میشود کسی فکر خودش باشد کار برای دیگران کند؟! مگر میشود کسی فکر خودش باشد دستور خدا معیار بشود برایش؟! اصلاً عبادت و توحید نفی عنانیت و خود هست، اگر توانستیم خودمان را کنار بگذاریم، آن وقت سراغ خدا می رویم، اصل عبادت این است دیگر، اگر تونستیم از دنیا خودمان را جدا بکنیم دلبسته دنیا نباشیم آن وقت میتوانیم به فکر محرومین باشیم، آن وقت میتوانیم خواست ولایت برایمان محور و مدار باشد، عشق به ولایت محور و مدارمان باشد، خواست ولایت برایمان اصل باشد، چیزهای دیگر رنج ببازد، تا ما به فکر خودمان به فکر خواستههای خودمان به فکر مقام خودمان، جاه خودمان، زندگی خودمان و اینها هستیم، مال و منال خودمان هستیم همین جا میمانیم!
مصداق بلی من کسب سیئةً و احاطت به خطیئته، دنیا ما را احاطه میکند، خواستههای نفسانی ما را، ما را احاطه میکند، نمی گذارد تا فکر آنها در ذهنمان بیاید، به فکر خدمت نمیافتیم، در فکر ایثار نمیافتیم، به فکر اینکه ولایت از ما چه میخواهد، نمیگذارد اصلا فکر را بکنیم، فکرش هم بیاید فوراً عبور میکند از ذهن ما، به عمل منتهی نمیشود، این بزرگانی که توانستند اینجور وقف بکنند خودشان را برای اسلام، وقف کنند برای ولایت، وقف کنند برای مردم، از خود گذشته بودند، خب عزم آنها، همت آنها بلند بود، یکی از چیزهایی که مانع پیشرفت میشود، این است که انسان دون همت باشد، همت بلند نداشته باشد، اینها همت بلند داشتند، ولی ما هم باید در حد خودمان تمرین بکنیم، آنقدر نمیتوانیم، در حد خودمان در حد توان خودمان تمرین بکنیم، همیشه با تمرینهاست که انسان قویتر میشود، یک جاهایی هم ببینیم نفسمان این را میگوید بگوییم نه می گذاریم آن را کنار، چه جاهایی شیطان ما را وسوسه میکند، آن وقت ب
بگذاریم کنار، بل الانسان علی نفسه بصیرة، اینگونه هم نیست بگوییم نمیتوانیم بفهمیم شیطان کجا هست و چه هست، چرا! میشود، هم نباید دچار وسوسه چون شیطان دو برنامه دارد، گاهی میآید میگوید آقا اینها برای خدا نیست اینها را ترک بکن! نماز مستحبی را بخوانیی ریایی میشود، نخوان! نمیدانم آن کار انفاق ….، اینها ترفند شیطان هست و هیچ موقع به انسان نمیگوید اینجا ممکن است غیر خدا باشد خدا را در نظر بگیر غیر خدا را کنار بزن، می گوید نه اینها را انجام نده، یا انسان را دچار وسوسه میکند حالا این خدایی هست، انجام بدهم، خدایی نیست انجام ندهم، خود این ترفند شیطان است، ایده شیطان است، خب چرا انسان وقتی یک جایی میبیند خدا مطرح است و غیر خدا، خدا را حاکم نکند، کار را جوری انجام بدهد که دیگران نگویند و فکر نکنند ما انجام دادیم، هیمن صدقه ایکه می دهیم صدقه مخفی، انسان صدقه اش را داده است و هیچکسی هم متوجه نمی شود، به محرومین خدمت بکند، به بندگان خدا خدمت بکند اما هیچ جا مطرح نکند. میشود!
شاخص اش هم این هست، شما ببینید کارهایی که انجام میدهید اگر این کار را انجام دادید و مردم فکر کردند یک شخص دیگر انجام داده است و حالا نشاط دارید یا در هم میروید؟! اگر ما این کار ها را کردیم، مردم هم فکر میکنند فلانی این کار را انجام داد و اگر گرفته شدیم، بدانیم که خدایی نیست، اگر کاری کردیم و هیچ کسی از شما تقدیر نکرد، تازه یک عیب و اشکالی هم کردند و یک انتقادی هم کردند، ولی شما گفتید ما برای خدا انجام دادیم، باشد، مگر برای اینها انجام دادیم اگر دیدید نه ناراحت نیستید خب خوشا به حالتان. اما اگر دیدید دیگر خیلی نشاط ندارید، این معلوم میشود برای خدا نبوده است. چون برای خدا، خدا که نگفته است نه این کار را من قبول ندارم، برای خداست، خدا که میپذیرد، شما برای او انجام بدهید، پس باید خوشحال باشید، شاخص خوبی هست این که امیرالمومنین علیه السلام فرمودند اجعل نفسک میزانا فی ما بینک و بین غیرک، حالا آنجا در این است که هرچه برای خودت دوست داری برای دیگران هم دوست بدار، هرچی برای خودت بد میدانی برای دیگران هم بد بدان، یک میزانم میتواند بین خودت و خدا باشد، خودت را ببین، خودت مطرح هستی یا خدا مطرح است؟! اگر برای خداست اگر همه هم بگویم بده برایت فرقی نمیکند روایت داریم که اگر این حالت تو شد که وقتی کاری کردی همه بگویند که این چه کاری سرزنشت بکنم و تو ناراحت نشوی اگر من برای خدا انجام البته نه اینکه کار بی حساب و کتاب انجام بده و غلط انجام بده مردم را …، نه دقت کردی فهمیدی وظیفه این است خالصانه انجام هم انجام دادی، حالا همه اگر جمع شدن علیه تو هیچ ناراحتی نداشته باشد اگر اینطوری شده معلوم میشود خدایی هست، یا عکسش همه به به کردن که آقا چه کاری کردی، خیلی از این دیگران خوشحال نشدی اگر مهم خداست نمیدانم خدا قبول کرده یا نه اگر مردم معیار خوشحالی و بدحالی تو نبودند، خدا معیار بود، این می شود خدایی و این عزیزان ما اینگونه بودند آن خدمت به مردمشون و ولایت مداریشون دفاعشان از ارزشها و از محرومین و دفاعشان از اسلام و مظلومین عالم هر کجا که باشند، خدمت بسیار زیادی آیت الله رئیسی به جبهه مقاومت کرد، و نمی توانست بگوید مصلحت نبود بگوید کار خودش را انجام داد شاید خیلیهایم میگفتند که حالا مثلاً ایشان چیکار کرده ولی به هیچ وجه از خود نمیخواهد چیزی بگوید و نگفت و همه اینها ذخیره شد برای جهان ابدی اش. چه قدر سود برده ایشان و چقدر ضرر می کنند امثال بنده که چنین کردیم بنابراین یکی از موانع پیشرفت این است که انسان نتواند از خودش یکی از موانع پیشرفت این هست که انسان دلبسته دنیا بشود، از دنیا نتواند بگذرد که اگر این دو تا آمد شیطان میآید سراغ آدم، فأتبعه الشیطان، فکان من الغاوین.
یک آسیب توجه به خود این هست که عجب انسان را میگیرد، مستکبر میشود وقتی خودش را همه چیز را به خودش متوجه شد، فکر میکند عجب ما چه کارهایی کردیم و پس ما برتر هستیم، اولین کسی که حالا طبق این عالم دنیا حضرت آدم تا اینجا شده شیطان بود که سقوط کرددیگر، خداوند فرمود سجده بکن سجده نکرد، منشأشچه بود ابی و استکبر، شیطان گفت من از آتشم، من برترم، خودش برایش مطرح شد، دستور خداست، در برابر دستور خدا میگوید من برتر هستم، انا خیرٌ منه، وقتی گفت من برترم استکبر، در برابر در دستور خدا هم کبر ورزید، نه حاضر نمیشوم حالا امیرالمومنین فرمود که ۶۰۰۰ سال عبادت کرده بود، معلوم نیست از سالهای دنیا یا سالهای آخرت چه سالهای آخرت هر سالش هزار ساله، اینقدر عبادت کرده اما وقتی خود آمد میدان همه هباءاً منثورا شد.
پروردگارا روح این شهیدان عزیزی که همواره راهگشای ما بودند همواره راهنمای ما بودن همواره حیات و مماتشون پشتیبان انقلاب بوده و این مردم بوده است را امام عزیزمان شهدای گرانقدرمان، علمای ربانی این شهیدان عزیز روح مادر سردار مقاومت را به ارواح طیبه شهدای کربلا مشهور بفرما، پروردگارا ما را بر تسلط بر جدا شدن از دنیا موفق بدار، ما را از وسوسههای حفظ بفرما سایه مقام معظم رهبری این نعمت بسیار بسیار بسیار بسیار بزرگ خودت را که سمبل همه این فضایل هست را تا ظهور حضرت مهدی و در کنار آن حضرت بر سر ما مستدام بدار، هر روز بر اقتدار و عظمت ایشان و اقتدار نظام جان مقدس بیفزا، قدردان نعمتهایی که به ما دادی و شکرگزار آنها به نعمت نظام جمهوری اسلامی و نظام رهبری معظم انقلاب قرار بده.
و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.




