هدف خلقت و راههای رسیدن به آن
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
از آنجا که ماه رجب است، خوب است درباره عظمت ماه و تاثیر زمانها در صعود انسانها صحبت کنیم. روایات زیادی در باب ماههای مختلف، در باب روزها و شبها و ساعات ذکر شده است.
شب قدر برابر هزار ماه است. این شب از نظر ساعات با شب قبل یکسان است، اما معلوم میشود زمان نقش مهمی دارد.
ماه رجب یک ماه ویژه است. در نقلها داریم که حتی قبل از اسلام و دوران جاهلیت مردم منتظر رسیدن ماه رجب بودند تا دعا کنند. علی القاعده اینها از تعالیم انبیا قبلی بوده است. مرحوم آقا ملکی تبریزی میفرمایند: منتظر بودند ماه رجب بیاید تا دعا کنند و به حاجتهای خود برسند. این ماه، ماه ویژهای است. اگر برای عظمت این ماه حدیثی جز حدیث قدسی أنَا جَلیسُ. مَنْ جالَسَنِی[1] نبود و اگر نبود همین که بعثت پیامبر در این ماه است و اگر نبود اینکه میلاد امیرالمومنین علیه السلام در این ماه است، برای عظمت این ماه کافی بود.
حدیث قدسی است. اولش این است که خداوند در ماه رجب یک فرشته را مامور میکند. اسم این فرشته داعی است یعنی دعوتکننده. این فرشته مامور میشود هر شب از ابتدای شب تا صبح این سخن را بگوید:طُوبی لِلذّاکِرِینَ، خوشا به حال کسانی که یاد خدا هستند طُوبی لِلطّائِعِینَ خوشا به حال کسانی که در این ماه مطیع خدا هستند. معلوم میشود یاد خدا و اطاعت خدا در این ماه متفاوت است. بعد به مردم میگوید: خدا این چنین فرموده: وَ یَقُولُ ٱللهُ تَعالی من همنشین کسی هستم که در این ماه همنشین من شود. یعنی انسان میتواند در این ماه به جایی برسد که همنشین خدا شود. خیلی مواقع آرزو میکنیم چند لحظهای برای ما موقعیت فراهم شود تا در جوار مقام معظم رهبری باشیم. این را برای خودمان افتخار میدانیم. حالا همنشینی امام و پیامبر چقدر تفاوت دارد، ما نمیدانیم.
میفرماید: همنشین خدا! هر کس این عزم را داشته باشد و واقعاً از عمق وجود بخواهد همنشین من شود، من همنشین او میشوم. وَ مُطِیعُ مَنْ أطاعَنِی خدا میفرماید: من مطیع او میشوم! به همین دلیل فرشته گفت: خوشا به حال کسانی که در این ماه مطیع خدا هستند. وَ غافِرُ مَنِ ٱسْتَغْفَرَنِی، هرکس از من طلب آمرزش کند، او را میآمرزم. بعد میفرماید:اَلشَّهْرُ شَهْرِی
ما در روایت دیگر داریم که ماه رمضان ماه خدا است، ماه شعبان ماه پیامبر(ص) است و ماه رجب ماه امیرالمومنین علیه السلام است. اینجا در روایت میفرماید این ماه، ماه من است وَ ٱلْعَبْدُ عَبْدِی بنده هم بنده من است، وَ ٱلرَّحْمَةُ رَحْمَتِی رحمت هم، رحمت من است. بنده من اگر در ماه من به نزد من بیاید، رحمت هم مال من است یعنی حتماً او را مشمول رحمت خود قرار میدهم. این است که مرحوم آقا ملکی تبریزی میفرماید: این ماه، ماه رحمت رحیمیه خدا است. خدا دو رحمت دارد: یک رحمت رحمانیه، یعنی آنکه به همه میدهد. همه بشریت از آن برخوردار هستند. و یک رحمت رحیمیه دارد. این رحمت خاص افرادی است که به خدا نزدیک میشوند. هر مقدار بیشتر نزدیک شوند، خداوند رحمت بیشتری به آنها میدهد. فَمَنْ دَعانِی فِی هذَا ٱلشَّهْرِ أجِبْتُهُ هر کس در این ماه من را بخواند، پاسخ او را میدهم وَ مَنْ سَألَنِی أعْطَیْتُهُ و هر کس از من چیزی بخواهد به او میدهم وَ مَنِ اسْتَهَدَنِی هَدَیْتُهُ هر کس از من هدایت بخواهد، او را هدایت میکنم.
در بحثهای قبل گفتیم هدایت دو نوع است: یک هدایت به معنای نشان دادن راه که خدا به همه میدهد و مصداق رحمت رحمانیه است. خداوند همه بشر را هدایت میکند. یک هدایت به معنای ایصال الی المطلوب است؛ یعنی خدا دست انسان را بگیرد و بگوید: بیا برویم تا او را به مقصد برساند! این هدایت خاص است. این مصداق رحمت رحیمیه است؛ یعنی اینجا دیگر خدا راه نشان نمیدهد.
مرحوم علامه مصباح ذیل آیه اهدنا الصراط المستقیم میفرماید: به معنای این نیست که راه مستقیم را به ما نشان بده، بلکه به معنای این است که ما را در راه مستقیم ببر. اگر کسی در راه مستقیم قرار گرفت، مستقیماً به سوی خدا میرود و دیگر انحراف در آن وجود ندارد. همان ایصال الی المطلوب است. هر کس از من هدایت بخواهد، او را هدایت میکنم. وَ جَعَلْتُ هذَا ٱلشَّهْرِ حَبْلَاً بَیْنِیْ وَ بَیْنَ عِبادِی من این ماه را ریسمانی بین خودم و بندهام قرار دادم. این تاکیدی برای اهمیت زمان است.فمَنِ ٱعْتَصَمَ بِهِ وُصِلَ اِلَیَّ. هر کس به این ماه و به این ریسمان چسبید و چنگ زد، به من میرسد.
این نشانه عظمت این ماه است. مرحوم آقا ملکی میفرماید: این ماه شرافت عظیمی دارد. البته ایشان عظمت این ماه را به بعثت پیامبر اکرم مرتبط میداند و میفرماید: اینجا خدا پیامبر را مبعوث کرد. یعنی بالاترین نعمتی که خدا به بشریت داده، بعثت پیامبر است. انسان تاریخ قبل از اسلام را بخواند، میبیند که چقدر بشریت منحط شده بود. اگر آن انحطاط ادامه پیدا میکرد،بشریت چه وضعی داشت و الان که پیامبر اسلام و اوصیا او آمدهاند و زحماتی که علمای اسلام کشیدهاند، جامعه بشریت چگونه است. در جریان غزه بشر چه میکند؟ غربیها و اروپاییها و رژیم صهیونیستی! هیچ چیز مانع آنها نیست و به هیچ چیز پایبند نیستند. نقلهایی که درباره دوران جاهلیت وجود دارد این است که دوران بسیار عجیبی بوده است. انسان تعجب میکند که مگر میشود یک انسان اینقدر سطح فکر پایینی داشته باشد؟ بعثت پیامبر گرامی اسلام بشریت را نجات داد. لذا مرحوم آقا ملکی تبریزی میفرماید: رحمت رحیمیه خدا با بعثت پیامبر محقق شد. خداوند اینجا رحمت ویژهای به بشر کرد که نظیری از آغاز خلقت تا روز بعثت برای آن پیدا نمیکنیم؛ یعنی در طول خلقت بشر چنین چیزی رخ نداده است که خدا اینقدر به بشر لطف کند آن هم با فرستادن کتابی که تا ابد باقی میماند. انبیا الهی دیگر هم کتاب آوردند، ولی تحریف شد. این کتاب باقی میماند. یعنی رحمتی که در سایه بعثت به وجود آمده تا پایان دنیا در اختیار بشر است.
و بعد میلاد امیرالمومنین علیه السلام که تتمیم بعثت پیامبر است. اگر همراه تعالیم بعثت، ولایت نباشد این تعالیم بیخاصیت میشود. بیان شد که ولایت اساس است.
این ماه، ماه دعا است. ماهی است که انسان از این فرصت استفاده کند و رحمت رحیمیه خدا را شامل خود کند. ماه امید است. این ماه با ویژگیهایی که دارد امید انسان را زیاد میکند که میشود از طریق این ماه به خیلی از چیزها دست یافت. لذا دعایی که بعد از نمازها میخوانیم: یا من ارجوه لکل خیر، متناسب با این ماه است. در روایات داریم که بنده خدا وقتی نماز میخواند، خداوند عنایت ویژهای به او میکند. در این شرایط امید مطرح میشود. یعنی در این ماه میشود به همه خیرها رسید. این نشان دهنده عظمت این ماه است، به شرط اینکه رجای ما، رجای واقعی باشد. دعای ما، دعای واقعی باشد. خیلی از کارهای ما، بازی آن کار است. علامه مصباح میفرمود: به شرط اینکه ما بازی در نیاوریم. یعنی ما ظاهر را شبیه آنها میکنیم. کسانی که واقعاً دنبال دعا هستند، دعا میکنیم. بازی کسی که واقعاً امید دارد را در میآوریم. برای اینکه این مطلب روشن شود، با امور دنیایی مقایسه کنیم. ما وقتی برای امور دنیایی امید داریم، چه کار میکنیم؟ مثلاً کسی امید دارد درس بخواند و مدرکی بگیرد. فقط میگوید امیدوارم و انشاالله به آن میرسم و دیگر درس خواندن لازم نیست؟ به میزانی که امیدواری آنها مهم باشد برایش سرمایهگذاری میکنند. گاهی ۱۵ سال درس میخواند تا به یک مدرک برسد. یقین ندارد که به آن میرسد، بلکه امید دارد. تاجری تجارت میکند و رنج سفر را بر خود هموار میکند میداند که ممکن است ضرر هم بکند، ولی امید دارد. این امید او را حرکت میدهد. اگر میخواهیم امیدها و دعاهای ما واقعی باشد، باید روح ما و باطن و قلب ما دعا کند، روح ما امیدوار باشد ونه زبان ما. ما یک جسم داریم و یک روح. همه بزرگان فرمودند جسم ابزار است. نمیشود انسان ابزار را دست بگیرد و فکر کند کار محقق میشود. ابزار کاری نمیکند، مگر اینکه روح شخص تصمیم بگیرد ابزار را به کار بگیرد. آنچه ما با جسم انجام میدهیم ابزار است و روح دعا چیز دیگری است. روح امید و استغفار چیز دیگری است. روح توبه چیز دیگری است و آن هم این است که قلب و روح و نفس انسان اینها را انجام بدهد.
میگویند هویت حقیقی انسان روح او است. اصل وجود انسان روح است و جسم هم ابزار روح است. آنچه رشد میکند، روح انسان است. انسان بخیل است، وقتی که سخی میشود جسم او همان جسم است و تغییر نمیکند، بلکه روح او عوض میشود. اهل طاعت نیست و مطیع میشود، جسم تغییری نمیکند. روح است که عوض میشود و مطیع میشود. بنابراین اساس و هویت انسان روح اوست. پس باید وقتی امیدوار میشود، تمام وجود او امیدوار باشد. وقتی دعا میکند، باید تمام وجود او دعا کند. یعنی چیز دیگری مطرح نباشد. فکرش، تمایلش، علاقهاش همسو باشد. اگرروح دعا کرد و امیدوار بود آن وقت است که افعال ما از روح نشئت میگیرد. چون روح تغییر کرده، ما داریم این گونه عمل میکنیم. اما خیلی جاها روح عوض نشده، من دارم ظاهر خود را آنگونه میکنم. روح من در وادی دیگری است. موقعی که به نماز میایستیم، ذهن ما هزار جای دیگر است، ولی جسم ما اینجا است. جسم من رو به قبله ایستاده و این الفاظ را میگوید، سر به مهر میگذارد؛ ولی اینها از روح بر نمیخیزد. اگر انسان توجه داشته باشد که دارد با خدا صحبت میکند و با خدا در این مسیر میرود، خدا هم میبیند و باطن مرا میداند. شاید این هم لطف خداست که ما به اینها توجه نداریم، و الا میشود مسخره کردن خدا. مثلاً ما به لفظ به کسی بگوییم خیلی نسبت به تو ارادت داریم و ته دل خود اصلاً او را قبول نداشته باشیم. اگر انسان توجه داشته باشد که خدا دارد باطن او را میبیندو میبیند که فقط دارد ظاهر را درست میکند و وجودش این گونه نیست، میشود مسخره کردن طرف مقابل.
در بعضی از روایات داریم: وقتی بنده اینطور باشد، مشغول نماز است ولی خدا به او خطاب میکند: یا فاجر، یا خادع!اتستهزئنی![2] من را مسخره میکنی؟ ما که توجه نداریم، مصداق این روایت نمیشویم، ولی مصداق این آیه هستیم که میفرماید: قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا[3] .به ایشان بگو: آیا از کسانى که زیانکارترین مردم هستند، شما را خبر دهم؟ کسانی که با اعمال و تلاش خود در مسیر گمراهی میروند و فکر میکنند در مسیر خدا قرار دارند. بر این باید هرچی میتوانیم تلاش کنیم که روح ما دعا کند، روح ما نماز بخواند، روح ما اطاعت کند. اگر چنین شد آن وقت میشود مصداق أنَا جَلیسُ. مَنْ جالَسَنِی.
این است که ماه رجب و شعبان باید ما را برای ماه رمضان و شب قدر آماده کند. این فرصتها را از دست ندهیم و هر کاری میکنیم با تمام وجود و کمال توجه انجام دهیم. وقتی همین دعای یا من ارجوه لکل خیر را میخوانیم باور کنیم که همه چیز دست خدا است و نباید به جای دیگری امید داشت. با تمام وجود بگوییمای کسی که برای همه خیرهای عالم امیدم به اوست. لازمهاش این است که انسان اول خدا را بشناسد که چه موجودی است؟ بفهمد که خدا همه کاره عالم است. بعد هم از نظر قلبی به این باور برسد که همه چیز به دست خداست. همه عالم ابزار هستند و خداست که خیرات را به ما میبخشد.
به هر حال این ماه فرصت گرانبهایی است که مبادا این ماه بگذرد و انسان این فرصت را از دست بدهد. برای اینکه بفهمیم در این ماه چه به دست آوردهایم، باید ببینیم که روح ما چه تغییری کرده است؟ اگر دیدیم تغییراتی ایجاد شد، تمایل ما به انس با خدا و دعا نماز و توجه به کارهای خیر بیشتر شد و با ماه قبل تفاوت داشت، معلوم میشود روح ما تغییر کرده است و این ماه در ما تاثیر گذاشته است. اما اگر پایان ماه رسید، دعا خواندیم و قرآن خواندیم ولی روح ما فرقی نکرد، به این معناست که ما شکل دعا را درآوردهایم. بچهای که بازی خلبان را انجام میدهد، دقیقاً همان کارها و حرکات خلبان را انجام میدهد، ژست او را میگیرد، ولی واقعا خلبانی نمیکند.
انشالله بتوانیم در این ماه یک دعا، یک زیارت، یک نماز با توجه کامل انجام دهیم. حتی اگر کم هم باشد، اثر خود را میگذارد و انسان را عوض میکند. یک نماز شب با توجه خوانده شود، یک اشک شبانه خالصانه لوجه الله داشته باشیم. به خصوص نیمه این ماه در روایات خیلی مورد تاکید قرار گرفته است. در روایتی داریم: حضرت آدم به خدا عرض کرد: خدایا احب الایام را به من نشان بده! فرمود: نیمه ماه رجب. در این ماه فرصتهای گرانبهای ویژهای قرار دارد. انسان شب بعثت متوسل به وجود پیامبر اسلام شود و از رسول خدا بخواهد که اسباب حاجات او را فراهم کند. با شناختی که از پیامبر گرامی اسلام داریم که رحمت للعالمین است خیلی اثرگذار است که انسان مشمول رحمت الهی قرار گیرد. این خاندان به قدری کریم هستند، به خصوص پیامبر اسلام و امیرالمومنین علیه السلام. پیامبر فرمود:أَنَا وَ عَلِیٌّ أَبَوَا هَذِهِ اَلْأُمَّةِ[4]. من و علی دو پدر این امت هستیم. پدر چقدر به فرزند خود علاقه دارد؟ وقتی ببیند فرزندش گرفتار است، هر خطایی از او سر زده باشد را نادیده میگیرد واقعا میخواهد مشکل او را حل کند. اگر با همین نگاه در این شبها به این بزرگواران متوسل شویم و به لطف آنها امیدوار و مطمئن باشیم، انشاالله خدا در این ماه دست ما را بگیرد و یک قدم ما را به جلو بکشاند.
مرحوم کاشف الغطا یک بار به منبر رفتند و گفتند: خدا رحمت کند کسی را که یک قدم جلو بیاید. انسان اگر یک قدم جلو بیاید، خیلی حال او عوض میشود و زمینه میشود برای قدمهای بعد.
پروردگارا تو را به حق امیرالمومنین علیه السلام، به حق پیامبر گرامی اسلام قسم میدهیم که در این ماه توفیق برداشتن قدمهایی به سوی خودت را به ما عنایت بفرما!
توفیق دعای حقیقی، امید حقیقی، استغفار حقیقی، توبه حقیقی را به ما عنایت بفرما!
روح امام عزیز ما، شهدای گرانقدر ما، علمای ربانی به ویژه شهید حاج قاسم سلیمانی و علامه مصباح را با ارواح طیبه شهدای کربلا محشور بفرما!
در فرج حضرت بقیه الله تعجیل بفرما
ما و نسل ما را از یاوران آن حضرت مقرر بفرما!
چشمان ناقابل ما را به جمال آن حضرت منور بفرما!
این ماه رجب را، آخرین ماه رجب عمر ما قرار نده!
ما را قدردان نعمتهایی که به ما دادهای و و شکرگزار آنها قرار بده!
[1] . اقبال الأعمال، جلد 3، ص 174.
[2] . نهج البلاغه خطبه 86
[3] . کهف 103 . 104
[4] . البرهان في تفسير القرآن , جلد۲ , صفحه۷۷




