سلسله جلسات اخلاق و مبانی معرفتی

جلسه چهارم درس اخلاق آیت‌الله رجبی

۲۹ مهرماه ۱۴۰۲

🎙صوت کامل جلسه چهارم درس اخلاق

🔹 آیت‌الله رجبی
ریاست محترم موسسه امام خمینی(ره)

▪️ویژه جوانان کشورهای مختلف

🗓 |شنبه‌ ۲۹ مهرماه ۱۴۰۲|
📌 |شهر مقدس قم|

هدف خلقت و راه‌های رسیدن به آن

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

بیان شد یکی از عوامل غفلت از هدف خلقت هوای نفس است. اهمیت مسئله هوای نفس در آیات و روایات و نقشی که در برخی از آیات و روایات برای آن ذکر شده بو، مطرح شدد و اشاره‌ای هم به فرمایش علامه مصباح که بین عوامل کلی سقوط که یکی دنیاست یکی هوای نفس یکی شیطان، کردیم که ایشان می‌فرمود: عامل اصلی هوای نفس است.

این سوال مطرح است راجع که هوای نفس هوای نفس چیست؟این بحث هم در بحث‌های تفسیری هم در بحث‌های اخلاقی هم در بحث‌های عرفانی و هم در بحث‌های فلسفی مورد بحث و گفتگو قرار گرفته و دیدگاه‌های مختلفی مطرح است.

اینکه می‌گوییم انسان باید بداند هوای نفس هویتش چیست، برای این است که اگر انسان هویتش را دقیق‌تر بشناسد، آن وقت در مقام مقابله با آن هم موفق‌تر است.

برخی به خصوص کسانی که تمایل به روایات بیشتر دارند و محور را روایت قرار می‌دهند، گفته‌اند: انسان نفس‌های مختلف دارد. ۶ تا ۷تا نفس دارد. یکی نفس اماره است. این نفس اماره همان هوای نفس است. برخی دیگرهم گفتند: انسان دو تا نفس دارد؛ یکی نفس عرفانی و خدایی و یکی نفس شیطانی که همان هوای نفس است که می‌گویند نفس اماره.

به نظر می‌رسد که تحلیلی که علامه مصباح راجع به هوای نفس داده‌اند، دقیق‌تر و با آیات و روایات سازگارتر است. هر انسانی یک نفس بیشتر ندارد؛ با وجدان یا تن سازگارتراست. ما در خودمان وقت بررسی می‌کنیم یک وجود هستیم. هیچ کسی نمی‌گوید من دو تا موجودم. مثلاً یک نفسی دارم که انسانی وخدایی هست و یک موجود دیگر هم دارم.

ما تمایلات مختلف داریم: تمایلات شیطانی داریم و رحمانی. تمایلات خوب و بد یا به تعبیری گرایش‌ها. هوای نفس یعنی همین خواسته‌ها، همین میل‌ها. انسان در هر موضوعی که وارد می‌شود، میلی دارد مطابق اون چیزی که خدا می‌خواهد، یکی اینکه کاری را انجام بدهد که غیر خدا می‌خواهد. ا

نچه که میل به سمت خیر و به سوی آنچه که خدا می‌پسندد باشد، نفس رحمانیست و نفس مطمئنه است. نفس راضیه است، نفس مرضیه است که در روایات آمده است.

آنجایی که این گرایش‌ها به امور شر و به امور شیطانی متوجه بشود، این می‌شود نفس اماره به سو و تعابیر دیگری که در روایات آمده.

بنابراین در واقع آنچه در وجود ما قرار دارد، تمایلات مختلف است که این تمایلات گاهی متعلقشان و مورد توجهشان امور شر و غیر الهی است؛ این می‌شود هوای نفس. در واقع این مفهوم انتزاعی است از مجموعه تمایلات و انجایی که این تمایلات جنبه الهی پیدا می‌کند، حتی تمایلات حیوانی، آن‌هایی که مشترک بین ما و حیوانات است؛خوردن، آشامیدن مسائل جنسی اقتضای هر حیوانی است. درهمین‌ها اگر یک جنبه الهی لحاظ بشود؛ یعنی انسان سراغ این‌ها می‌رود چون خدا می‌خواهد، به مقداری می‌رود که خدا می‌خواهد، این هوای نفس دیگر نیست؛ بلکه دارد دنبال اموری می‌رود که با حیوانات مشترک است، اما ارزشمندش است.

قطعاً نمی‌شود بگوییم این هوای نفس است. غذا می‌خورد که تقویت بشود بتواند عبادت کند. این هوای نفس نیست.

از مرحوم قاضی نقل می‌کنند: از نجف می‌رفته به کربلا برای زیارت. یک شخص ایشان را دید در قهوه‌خانه نشسته و می‌خواهد چای بخورد. درآن قهوه خانه‌های آنموقع همه جور همه جور آدم هم می‌آمد. به نظرش رسید که برود یک نصیحتی بکند؛ نمی‌شناخت مرحوم را.

گفت:شما روحانی با این لباس با این شأن مناسب نیست بیایید به اینجا توی قهوه خانه‌ای که همه جور آدم می‌آید. مرحوم قاضی فرمود: می‌خواهی یک داستان برایت بگویم؛ شاید این داستان جواب تو را بدهد. گفتند: بفرمایید! گفتند ما وقتی از ایران می‌آمدیم به عراق، کاروان‌های مختلفی بودند. کاروان ما در همه جا زودتر از همه می‌رسید. می‌دانی علتش چه بود؟ گفت: نه نمی‌دانم. مرحوم گفت: علتش این بود که رئیس قافله ما هرجایی که اتراق می‌کردیم و توقف می‌کردیم که استراحت کنیم، اول می‌رفت سراغ مرکب‌ها. خوب به اونا رسیدگی می‌کرد بعد می‌آمد خودش را به زائران می‌رساند. گاهی هم به او اعتراض می‌کردند که چرا اول به سراغ آنها می‌روی؟ وقتی ما راه می‌افتادیم این مرکب‌ها سرحال با سرعت می‌آمدند، ما زودتر به آنجا می‌رسیدیم.

بعد فرمود که بدن انسان مثل اون مرکب است. اگر به آن برسی، برای همان کار خیرت تو را راهی و کمک می‌کند. بعد فرمود که من آمدم اینجا. اینجا کسی را ندارم. می‌خواهم مشغول عبادت بشوم؛ این خستگی راه نمی‌گذارد آنجور که می‌خواهم. لذا می‌روم یک چایی می‌خورم تا کمی این خستگی‌ها برطرف بشود تا بهتربتوانم عبادت کنم. حتی من شنیدم که توصیه می‌فرمودند: برای نماز شب بلند می‌شوید، باید دو تا خرما بخورید که از لحاظ جسم آمادگی بیشتر داشته باشید.

قرار این است که حتی گرایش‌های غیر متعالی.هم اگر در مسیر خدا قرار گرفت، دیگر هوای نفس نیست؛ این هوای خداست. این عشق خداست. خود این نشان این است که هوای نفس گاهی اوقات تفسیر می‌شود که هرچه گرایش حیوانی را اشباع کنیم، می‌شود هوای نفس. هرچه گرایش‌های متعالی هست این می‌شود هوای نفس نه هوای نفس به اینکه چه گرایشی است ربطی ندارد به اینکه این گرایش متوجه چه چیزی است، گرایشی که اشباع می‌شود به خاطر اینکه خدا خوشنود بشود، برای اینکه خواست خدا محقق بشود، می‌شود الهی. البته وقتی انسان بخواهد گرایشی رو اشباع کند که خدا خشنود بشود، باید در چهارچوب موازن الهی باشد. صرف ادعا که نمی‌شود گفت: ما شب غذای سیر و چرب می‌خوریم برای خدا. وقتی به ماده دستور رسیده که زیاد پرخوری نکنید، باید در چهارچوب خواست الهی غذا خورد. مهم این است که ما این را چگونه جهت می‌دهیم؛ در جهت خواست اله یا در غیر جهت خواست الهی. ممکن است کسی بگوید: من شب غذای سبک می‌خورم. از او می‌پرسند برای چه؟ می‌گوید: برای اینکه توفیق نماز شب پیدا کنم و مردم هم ما را آدم خوبی بدانند. چون ته صحبتش به مردم رسید، کار را خراب کرد. یا می‌گوید: من شنیدم نماز شب روزی را زیاد می‌کند؛اینجا هم دلیلش به خودش برمی‌گردد. حتی اگر کسی دستور شرع را انجام دهد، ولی در آخر هدفش خواست خودش باشد، کارش خدایی نیست. کار خدایی این است که فقط خدا برایش مطرح باشد. بناابراین خدا علامه مصباح را رحمت کند می‌فرمودند زمانی مشهد بودیم. مرحوم انصاری همدانی اعلی الله مقام که از عرفای بزرگ ما است، شخصی نزد ایشان آمد و گفت: من می‌دانم که شما باطن من را می‌بینید وضع من را می‌دانید. اما من به جایی رسیده‌ام که شب‌ها برای نماز شب من را صدا می‌زنند. می‌خواهم ببینم در چه مقامی هستم؟ مرحوم انصاری هم فرمودند: هر وقت تو را صدا زدند، بخواب و توجه نکن! علامه مصباح می‌فرماید: ما آمدیم بیرون و این آقا گفت: این رفیق شما چه می‌گوید! من می‌گویم: برای نماز شب من را بیدار می‌کنند، ایشان می‌گوید توجه نکن! این فرد به فرمایش مرحوم انصاری همدانی توجه نکرد. علامه مصباح فرمود: این فرد بعدها منحرف شدهدف این فرد از دستیابی به مقام خودش بوده. مرحوم انصاری می‌ترسد که اگر مقام داشته باشد، به خاطر توجه به نماز شب از دست بدهد. ی‌شیطان حتی وارد کارهای الهی می‌شود و مداخله می‌کند. انسان باید خیلی دقت کند که واقعاً اینجا خدا مطرح است یا خیر؟ مرحوم علامه طباطبایی ذیل آیه شریفه یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ. می‌فرماید: کلمه اتَّقُوا اللَّهَ برای این دو بار تکرار شده که گاهی فرد وقتی می‌خواهد بیندیشد که من برای آخرت خود چه کار کرده‌ام، شیطان وارد می‌شود و کارهای غیر خدایی او را برایش خدایی جلوه می‌دهد اگر دقت کند، می‌فهمد این‌ها خدایی نیست؛ ولی در اثر بی‌دقتی ان مسلط می‌شود و وانمود می‌کند آن کارها برای خدا بوده. ممکن است گاهی از انجام گناهی ناراحت شده باشد، ولی این ناراحتی برای خدا نبوده. بنابراین اتَّقُوا اللَّهَ برای این است که در اعمال خود دقت کنید و دومی برای این است که هنگام محاسبه دقت کنید که کدام خدایی بود و کدام خدایی نبود و اینجا هم شیطان مداخله نکند.

براین هوای نفس و تمایلاتی که شکوفا می‌شوند متوجه چه چیز می‌شوند؟ متعلقات آنها چه چیزی است؟ میل داریم چه کاری بکنیم؛ اطاعت خدا یا غیر خدا؟ آیه شریفه که شب‌های قبل خواندیم که خدا می‌فرمایدأَلَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یَا بَنِی آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّیْطَانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌوَأَنِ اعْبُدُونِی هَـٰذَا صِرَ‌اطٌ مُّسْتَقِیمٌ اشاره به این دارد که دو راه بیشتر پیش روی ما نیست؛ یا عبادت خدا که صراط مستقیم است و یا عبادت شیطان که صراط غیر مستقیم و انحرافی است؟ انسان باید هوشیار باشد و ببیند که در کدام مسیر قرار دارد. بنابراین هوای نفس همین مشتهیات ما است و هر روز با آنها سر و کار داریم؛ در گفتار و رفتار و فکر ما و علاقه ما به دیگران و ارتباطات ما با دیگران وجود دارد. ما داریم لحظه به لحظه یا خدا را انتخاب می‌کنیم یا غیر خدا را. البته اگر غافل باشیم طبعاً خدا را انتخاب نکرده‌ایم؛ چون برای انتخاب راه خدا باید هوشیار بود. غفلت‌ها هم در ترازوی غیر خدا قرار می‌گیرد. منتها مرحوم آیت الله بهجت فرمودند: اگر جاهایی که متوجه هستیم خدا چه می‌خواهد، مراقبت کنیم و طبق دستور خدا عمل کنیم، جاهایی که غفلت است خودش کمک می‌کند و شما را هوشیار می‌کند.

مثل جریان عظیمی که این روزها اتفاق افتاده و پیروزی عظیم جبهه مقاومت و از آن طرف جنایات اسرائیل. یک طرف تمایلات الهی است و خدا کمک می‌کند و طرف دیگر تمایلات شیطانی است. تمام کارها و جنایات رژیم صهیونیستی از قبل تا به حال مصداق همین تمایلات شیطانی است. کشتن کودکان و زنان و کسانی که در میدان جنگ نیستند، بمباران بیمارستان که محل امنی است جز میل به شیطان و میل به کارهای شر چیز دیگری نیست. آنچه ما از پیروزی‌ها می‌بینیم ظاهر است، باطن فتح الفتوح است. همین که حضرت آقا می‌فرمایند: ضربه که به اسرائیل وارد شده قابل ترمیم نیست. هر کاری که بکند این شکست هیمنه اسرائیل قابل جبران نیست. کسانی که به پشتیبانی و قوت این رژیم دل بسته بودند، فهمیدند که این‌ها همه پوشالی است. یقیناً این امداد الهی است. همانطور که امام می‌فرمود: خرمشهر را خدا آزاد کرد، پشتوانه این پیروزی هم خدا بوده؛ اینها شوخی نیست. ما حتی اگر جنایات صهیونیست‌ها را از منظر الهی نگاه کنیم،اگر ما می‌خواستیم کاری کنیم که ملت‌های جهان اسرائیل را محکوم کنند، چقدر باید هزینه می‌کردیم و آخر هم نتیجه معلوم نبود. اینکه می‌گوییم تدبیر الهی است، برای این است.«إِنَّما نُمْلِی لَهُمْ لِیَزْدادُوا إِثْماً» از یک طرف و از طرف دیگر برای این است که این خباعث روی هم انباشته شوند لِیَمِیزَ اللَّهُ الْخَبِیثَ مِنَ الطَّیِّبِ وَ یَجْعَلَ الْخَبِیثَ بَعْضَهُ عَلى‌ بَعْضٍ فَیَرْکُمَهُ جَمِیعاً فَیَجْعَلَهُ فِی جَهَنَّمَ أُولئِکَ هُمُ الْخاسِرُونَ. انشاالله این سرآغاز آن نابودی است که امام و مقام معظم رهبری مکرر مطرح کرده‌اند و این‌ها برکات همین پیروزی است. خدا فرموده در برابر ظالم باید ایستاد. خدا فرمود: سرسخت‌ترین دشمن مسلمانان صهیونیست‌ها هستند. وقتی با این نگاه جبهه مقاومت فلسطین شکل گرفت، هم پیروزی کوتاه مدت و عاجل و هم پیروزی بلند مدت و را به همراه دارد. اولین کاری که باید انجام دهیم شکر خداوند به خاطر این لطف و عنایت را به جا آوریم. هم جبهه مقاومت و هم کسانی که دلبسته این جبهه هستند. این کار خیلی عظیم بوده.

بیشتر گفته و مطرح می‌شود جنبه‌های ظاهری کار است. ولی زمینه سازی‌ها برای برهم زدن نقشه‌های استکبار جهانی پنهان است. خیلی از نقشه‌های این‌ها با این حرکت بر هم زده شد. خدا را بر این پیروزی شکر می‌کنیم. انشاالله خدا این پیروزی‌ها را به سرانجام نهایی برساند و نه‌های شکل‌گیری تمدن نوین اسلامی را فراهم کند و زمینه ساز ظهور حضرت بقیه الله الاعظم ارواحنا له الفدا شود.

بنابراین برای تشخیص هوای نفس باید ببینیم خواست ما متوجه چیست؟ ببینیم. پایانی که می‌خواهیم به آن برسیم چیست؟ آیا خدا است یا غیر خدا؟ اگر خدا بود، هوای نفس نیست. هر کاری در چارچوب خواست خدا و به نیت تحقق خواست خدا هوای نفس نیست. ولی اگر هدف غیر خدا بود، حتی بالاترین عبادت‌ها می‌تواند هوای نفس باشد. نماز برای غیر خدا بدترین هوای نفس است؛ چیزی که باید انسان را از هوای نفس منقطع کند، دقیقاً انسان را به هوای نفس متصل می‌کند.. حتی بدتر از جایی که امر عبادی نباشد؛ چون خدا نماز را ساخته که به سوی خدا برویم.حالا تبدیل به چیزی می‌شود که انسان را از خدا جدا می‌کند؛ این از مصادیق برجسته هوای نفس است.

برای مبارزه با هوای نفس باید چه کرد؟ بعضی‌ها معتقدند هوای نفس را باید سرکوب کرد. ما تمایلاتی داریم که باید این‌ها را از بین ببریم و با آن مبارزه کنیم. به هر شکلی که شده با آنها مخالفت کنیم. ولی در بیانات قرآنی و روایی به ما فهمانده‌اند که به جای بر ما غلبه پیدا کرده، هوای دیگری را جایگزین کنیم. اینجا الان میل به شیطان و به شر است؛ اگر ما بتوانیم میل به خدا و معاد و صفات الهی را در خودمان تقویت کنیم، موفق شده‌ایم.

مرحوم آیت الله حاج مرتضی حائری می‌فرمودند: این تمایلات منفی انسان شبیه ستاره‌های آسمان هستند.وقتی یکی از آنها قوی‌تر باشد، بقیه دیده نمی‌شوند. وقتی شب به آسمان نگاه می‌کنی، ستاره‌ها زیاد هستند. وقتی خورشید طلوع، دیگر هیچ کدام از آنها را نمی‌بینی. در مورد تمایلات نفسانی هم بهترین راهکار این است که محبت خدا آنقدر در خودمان تقویت کنیم که به این‌ها غلبه کند. این گونه دیگر انسان مسیر خودش را دست خدا می‌دهد و همواره فکر و ذهنش به سمت خدا کشیده می‌شود و جایی برای تمایلات شیطانی وجود ندارد. مثل تعبیر زیبای مناجات شعبانیه می‌فرماید:اِلهی لَمْ یَکُنْ لِی حَوْلٌ فَانْتَقِلَ بِهِ عَنْ مَعْصِیَتِکَ اِلا فِی وَقْتٍ أَیْقَظْتَنِی لِمَحَبَّتِکَ. خدایا من اصلاً توان اینکه از معصیت جدا شوم و به سمت طاعت تو بیایم را ندارم، مگر زمانی که من را نسبت به محبت خودت هوشیار کردی. انسان اگر بتواند هر جایی محبت خدا را در وجود خودش زنده و فعال کند، بقیه تمایلات در همان مقطع به کنار می‌روند و اگر توانست این را تداوم دهد، کم کم به صورت ملکه در می‌آید و کاملاً جهت الهی پیدا می‌کند.

بنابراین راهکار این است که به جای تمایلاتی که به وجود آمده و هر لحظه ما را به سمتی می‌کشاند و به جای ارباب متفرقونی که هر کدام ما را به سوی خودشان می‌خوانند، انسان یک أَمِ اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّارُ را در وجود خودش زنده کند. از آنجا که هوای نفس از مقوله تمایلات و کشش‌ها است، ما باید در مقابل آنها یک کشش بگذاریم. کاری کنیم که خدا ما را به سوی خود بکشاند. وقتی این کشش قوی شد، دست از تمایلات نفسانی برمی‌داریم و می‌شود همین مصداق مفاد آن دعای شریف. و یا در آیه قرآن داریم: قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللَّهُ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ‌. اگر خدا را دوست دارید، پس به دنبال من بیایید. محبت خدا با تمایلات نفسانی قابل جمع نیست. اگر محبت خدا آمد، مقتضی تبعیت از پیامبر است. تبعیت از هر چیزی که رنگ خدایی پیدا می‌کند. انسان به هر چیز که رنگ خدایی پیدا کند، محبت پیدا می‌کند. عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست عاشق همه چیز می‌شود به خاطر خدا. آن وقت به هر کجا که می‌رود و هر چیز را که می‌بیند و هر چیز را که می‌شنود، کشش الهی او را هوشیار می‌کند.

بنابراین راه مبارزه با هوای نفس این است که ما یک محبت دیگر را جایگزین این محبت کنیم. هوای نفس یعنی محبت به چیزی؛ منتها چیزهای شر. محبت به اولیا الهی در طول محبت به خداست. عشق انسان مطمئناً انسان را به سمت دیگری می‌کشاند. عشق به اهل بیت و پیامبر گرامی اسلام هر کدام در دل انسان زنده شود، انسان را به سمت خود می‌کشاند. بنابراین راه این است. ممکن است راه‌های دیگر هم اثر داشته باشد، ولی اگر بخواهیم واقعاً در برابر هوای نفس ایستادگی کنیم و کسی نتواند ما را بین رفتن و برگشتن متحیر کند، و اگر بخواهیم در این مسیر ثابت قدم بمانیم، باید محبت به خدا و اولیا الهی را هر چقدر می‌توانیم تقویت کنیم.

درباره اینکه با چه چیز می‌شود این محبت را زنده نگه داشت و هوشیار و تقویت کرد بحث‌های زیادی شده. یکی از راه‌ها شناخت کامل نسبت به خدا است. شناخت کامل‌تر نسبت به اهل بیت است؛ چون اهل بیت کمال مطلق و انسان کامل است و انسان هم ذاتاً شیفته کمال است. هر کجا کمالی را ببیند، می‌خواهد آن را به دست بیاورد.حتی اگر نتواند آن را به دست بیاورد، در مقابل آن کرنش و تعظیم می‌کند. مقام معظم رهبری را ببینید؛ همه ما دوست داریم شبیه ایشان شویم. ولی وقتی نمی‌توانیم مثل ایشان باشیم، در مقابل ایشان تعظیم می‌کنیم. این‌ها ناشی از محبت است. کسی بیشتر عشق می‌ورزد که بیشتر شناخت داشته باشد. خدا سردار مقاومت شهید حاج قاسم سلیمانی را رحمت کند. اگر می‌بینیم این گونه شیفته مقام معظم رهبری است به خاطر این است که معرفت بیشتری دارد. اگر سید حسن نصرالله اینقدر شیفته ایشان است، به خاطر این است که معرفت بیشتری دارد. اما اگر برعکس شناخت کاذب برای ما ایجاد شد، ممکن است کار به دشمنی بکشد. بنابراین برای ایجاد محبت و شکوفا ساختن و تقویت کردن، معرفت خدا خیلی اثر دارد. درباره معاد هم همینطور است. یک محبت مثبت داریم که آنعشق می‌ورزیم و یک محبت منفی داریم که به وسیله آن فرار می‌کنیم.

ترس معاد انسان را از هوای نفس جدا می‌کند. عشق به خدا جنبه مثبت است و ترس از معاد جنبه منفی محبت است. آیه شریفه می‌فرماید: إِنَّا أَخْلَصْنَاهُم بِخَالِصَةٍ ذِکْرَى الدَّارِ. خدا می‌فرماید پیامبران الهی را یاد معاد برای خدا خالص کرد. اما یاد معاد برای کسی است که معاد را باور دارد و بداند که چیست. این همه قرآن با جزئیات درباره معاد سخن می‌گوید. می‌فرماید: سختترین عذاب‌ها را داریم و آنها را نام می‌برد. برای این است که دانستن و معرفت به این‌ها خوف را بیشتر می‌کند

دیگر از چیزهایی که محبت به خدا را بیشتر می‌کند، توجه به نعمت‌های خدا است. لذا مرحوم آیت الله طباطبایی ذیل چندین آیه که نعمت‌های خدا را می‌شمارد، از جمله این آیه که می‌فرماید:فَذَلِکُمُ ٱللَّهُ رَبُّکُمُ ٱلحَقُّ فَمَاذَا بَعدَ ٱلحَقِّ إِلَّا ٱلضَّلَلُ فَأَنَّى تُصرَفُونَ. بیان می‌کند: این جمله مثل این است که خدا الان اینجا است و می‌خواهد خدا را به شما نشان دهد. سرش این است که این نعمت‌ها معرفت حضوری عالم ذر را زنده می‌کند. کم کم انسان احساس می‌کند که خدا همه جا هست. وقتی معرفت آمد، در کنار آن محبت هم ایجاد می‌شود. هر کسی به انسان کوچک‌ترین لطف را بکند، انسان به او علاقمند می‌شود و درصدد تشکر.برمی‌آید حالا اگر انسان بفهمد موجودی وجود دارد که هر قدربه نعمت‌های او فکر کنیم، نمی‌توانیم آنها را به شماریم. بنابراین بهترین راه این است که ما نعمت‌ها را یادآوری کنیم و درباره آن فکر کنیم. اگر خدا فلان نعمت را به ما نمی‌داد، چه می‌شد.

در دعای کمیل می‌خوانیم: اَللّهُمَّ مَوْلای کَمْ مِنْ قَبیح سَتَرْتَهُ وَکَمْ مِنْ فادِح مِنَ الْبَلاءِ … اگر انسان بخواهد با خدا راز و نیاز کند،باید به او عشق پیدا کند. یاد آوری نعمت‌ها زمینه‌های عشق و محبت را ایجاد می‌کند.البته باید زمینه‌های خارجی و فکری و زمینه‌های دیگر را فراهم کنیم، مثل ارتباط با علما و راه‌های دیگر که در کتب اخلاقی ما آمده است. ولی اگر معرفت نباشد، راه‌های دیگر نمی‌تواند نقش آفرینی کند. دیدار با علما ما را به یاد خدا می‌اندازد؛ هم با سبک زندگی خود و هم با سخنان خود که باز هم معرفت خدا حاصل می‌شود و انسان به مسیر درست می‌رود.

پروردگارا! روح امام عزیز ما، شهدای گرامی و علمای ربانی با شهدای کربلا محشور بفرما

ما را قدردان نعمت‌های خود قرار بده

ما را به وظایف خود و عمل به آنها موفق بدار

سایه مقام معظم رهبری، این نعمت بزرگ خود را تا ظهور حضرت بقیه الله بر سر ما مستدام بدار.

این پیروزی عظیم و نعمت بزرگی که به امت اسلام در سایه جبهه مقاومت عنایت کردی به نتیجه نهایی نزدیک بگردان

شر استکبار جهانی و صهیونیسم بین الملل را به خودشان برگرداند و از صحنه روزگار برانداز.

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا